una hormona que aumenta la frecuencia cardíaca y la energía en situaciones de estrés o peligro

آدرنالین
آدرنالین در بدنش جاری شد وقتی که مهاجم را دید که نزدیک میشود.
que causa una gran admiración o asombro por su magnitud, calidad o características

تحسینبرانگیز, شگفتانگیز
عملکرد تیم واقعاً تحسینبرانگیز بود.
que muestra entusiasmo, vivacidad o alegría contagiosa

پر انرژی, سرزنده
فضای پرشور جشنواره همه را تحت تأثیر قرار میداد.
que provoca emoción intensa, entusiasmo o energía

هیجانانگیز, الکتریکی
سخنرانی او الکتریکی بود و همه حاضرین را برانگیخت.
provocar una emoción intensa, entusiasmo o excitación en alguien

الکتریکی کردن, هیجان زده کردن
اجرای گروه از اولین آکورد طرفداران را برقی کرد.
provocar una gran excitación o entusiasmo en alguien

هیجانزده کردن, خوشحال کردن
نمایش نور بچهها را هیجانزده میکند.
que se excita fácilmente, que muestra una gran sensibilidad o entusiasmo

تهییجپذیر, تحریکپذیر
سگ آنقدر تحریکپذیر است که هر بار کسی وارد اتاق میشود میپرد.
sentir una emoción fuerte que causa alegría, tristeza o sorpresa

متأثر شدن, تحتتأثیر قرار گرفتن
او با دریافت سورپرایز تحریک احساسات شد.
sentimiento intenso de entusiasmo o anticipación ante algo

هیجان, اشتیاق
او هنگام باز کردن هدیه احساسات بزرگی را تجربه کرد.
sentir o expresar gran alegría o satisfacción, generalmente por un logro o triunfo

به وجد آمدن, خوشحال بودن
تیم پس از سالها قهرمانی، شادمانی کرد.
un enrojecimiento de la cara, especialmente en las mejillas, causado por timidez, vergüenza, pudor o emoción

سرخی گونه
سرخ شدن صورتش نشان میداد که دروغ میگوید.
un movimiento agitado o desordenado causado por excitación o agitación emocional

هیاهو, شور و شوق
آشوب در اتاق افزایش یافت وقتی که رسوایی افشا شد.
que provoca una fuerte emoción o entusiasmo

هیجانانگیز
مسابقه فوتبال بسیار هیجانانگیز بود.
que experimenta una gran emoción o entusiasmo

هیجانزده, پرهیجان
خبر پیروزی او او را کاملاً هیجانزده کرد.
se llena de luz o se ilumina, especialmente la expresión de una persona,

روشن کردن, منور کردن
چشمانش درخشید وقتی هدیه را دید.
que experimenta una intensa sensación de alegría o entusiasmo

مست از شادی, شادمان
اعلام جایزه او را مست از اشتیاق کرد.
un aroma o experiencia tan intenso y placentero que produce una sensación de euforia o mareo

مستکننده (بو و...), تند
عطر مست کننده شکوفههای پرتقال بهار را اعلام میکند.
que muestra una energía excesiva o un comportamiento frenético

شیدا, دیوانه
تیم به روشی شیدایی کار میکرد تا به موقع تمام کند.
que muestra un nivel excesivo de emoción o entusiasmo

بیش از حد هیجانزده, خیلی هیجانزده
تماشاگران با دیدن ستاره روی صحنه بیش از حد هیجانزده شدند.
que tiene entusiasmo o razón para actuar

باانگیزه
او انگیزهدار است به دلیل رویاهایش.
provocar entusiasmo o emoción intensa en alguien

پرهیجان کردن, شاد کردن
کنسرت شور و هیجان را در بین همه طرفداران در استادیوم ایجاد کرد.
provocar una emoción profunda en alguien, como tristeza o ternura

تحتتأثیر قرار دادن
داستانش روزنامهنگاران را تحت تأثیر قرار داد.
estado de intensa emoción o entusiasmo

هیجان
او هنگام دریافت سورپرایز هیجان زیادی احساس کرد.
provocar emoción, entusiasmo o agitación en alguien

تحریک کردن, برانگیختن
سخنرانی مربی تیم را قبل از مسابقه هیجانزده کرد.
que siente mucha emoción o alegría por algo

هیجانزده, مشتاق
من هیجانزده هستم که تو را ببینم.
asombroso, increíble o que causa impresión intensa

حیرتانگیز, باورنکردنی
موسیقی در جشنواره alucinante بود.
