سطح اولیه - حرکات و جابجایی
واژگان را برای صحبت درباره حرکات، سفرها و جابجاییها در زندگی روزمره بیاموزید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
atteindre un lieu ou un moment précis

رسیدن
او همیشه میرسد دیر به سر کار.
retourner à un endroit où l'on était auparavant

برگشتن, بازگشتن، مراجعت کردن
او پس از کار به خانه بازگشت.
changer de position ou se déplacer un peu

تکان خوردن, حرکت کردن
وقتی در را باز کردم گربه تکان خورد.
se propulser en l'air ou franchir un obstacle en faisant un mouvement vers le haut

پریدن
او دوست دارد بپرد از روی طناب.
emmener quelque chose ou quelqu'un d'un endroit à un autre

انتقال دادن, حمل کردن
آنها مبلمان را به یک دفتر جدید منتقل کردند.
prendre quelque chose avec soi en partant

با خود بردن, بردن
فراموش نکن که پاسپورتت را ببری.
lancer quelque chose avec force dans une direction

پرتاب کردن
او زبالهها را در سطل زباله انداخت.
prendre quelqu'un avec soi pour aller quelque part

همراه (خود) بردن, (با خود) بردن
میتوانی مرا نزد دکتر ببری؟
passer d'un endroit extérieur à un endroit intérieur

وارد شدن
او برای نگاه کردن به لباسها به فروشگاه وارد شد.
aller de l'intérieur vers l'extérieur

بیرون رفتن, گردش رفتن
آنها میخواهند از ساختمان خارج شوند الان.
aller vers un endroit plus haut

صعود کردن, بالا رفتن
او برای رسیدن به کتاب روی صندلی بالا میرود.
se déplacer vers le bas

پایین آمدن, پایین رفتن (از)
گربه به آرامی از درخت پایین میآید.
aller de nouveau à un endroit où l'on a déjà été

بازگشتن (به), برگشتن
او هر تابستان به خانه والدینش برمیگردد.
passer d'un côté à l'autre, franchir un espace

عبور کردن, رد شدن، گذشتن
دیروز ما از جنگل گذشتیم.
partir rapidement pour échapper à un danger ou un problème

فرار کردن, گریختن
پرندگان وقتی خطر را میبینند فرار میکنند.
aller derrière quelqu'un ou quelque chose pour rester avec ou atteindre

دنبال کردن
او مسیر نشاندادهشده روی نقشه را دنبال میکند.
envoyer quelque chose avec force dans une direction

پرتاب کردن, انداختن
او تاسها را پرتاب میکند تا بازی را شروع کند.
exercer une force pour déplacer quelque chose vers soi ou dans une certaine direction

کشیدن, به سمت خود کشیدن
او صندلی را به سمت میز میکشد.
placer quelque chose dans un endroit spécifique

گذاشتن, قرار دادن
لطفاً کت خود را در کمد بگذار.