جرأت و نیاز برای زبانآموزان سطح متوسط
Dare و Need
Dare و need میتوانند هم فعل اصلی باشند و هم فعل نیمهوجهی. در حالت نیمهوجهی، برخی ویژگیهای افعال وجهی را دارند؛ در حالت فعل اصلی، مانند سایر افعال صرف میشوند.
ساختار
«dare» و «need» در زبان انگلیسی میتوانند هم فعل اصلی (main verb) باشند و هم نیمهوجهی (semi-modal).
وقتی «dare» به صورت نیمهوجهی به کار میرود، معمولاً بعد از آن فعل به شکل ساده (base form) میآید و بیشتر در جملههای سؤالی و منفی استفاده میشود.
«need» وقتی نیمهوجهی باشد، معمولاً با to + شکل ساده فعل میآید.
I dare not go to the party.
من جرأت نمیکنم به مهمانی بروم.
How dare she do it here?
چطور جرأت میکند این کار را اینجا انجام دهد؟
توجه کنید با اینکه فاعل «she» سومشخص مفرد است، فعل اصلی بدون -s و به شکل ساده باقی مانده است.
هشدار!
مانند افعال وجهی، نیمهوجهیها هم با ضمایر سومشخص مفرد تغییر شکل نمیدهند.
در این حالت، «dare» برای بیان جرأت یا جسارت انجام کاری به کار میرود. در این معنا میتواند با مصدر با to یا گاهی با gerund بیاید.
She dares to do that to me in front of my coworkers.
او جرأت دارد جلوی همکارانم با من آنطور رفتار کند.
They dared to talk trash behind me.
آنها جرأت کردند پشت سرم بدگویی کنند.
همانطور که میبینید، بعد از «dare» مصدر با «to» آمده است.
در نقش وجهی، «need» معمولاً با شکل ساده فعل (و گاهی بدون to در ساختار رسمیتر) میآید و در جملات سؤالی و منفی استفاده میشود.
They need not write tonight.
لازم نیست امشب بنویسند.
Need she shout that loud in the street?
آیا لازم است او در خیابان آنقدر بلند فریاد بزند؟
در این حالت، «need» برای بیان نیاز یا ضرورت استفاده میشود. میتواند در زمانها و شکلهای مختلف بیاید و معمولاً با مصدر با to یا اسم همراه میشود.
I need more shoes.
من کفشهای بیشتری لازم دارم.
She needed help to move the heavy furniture.
او برای جابهجا کردن وسایل سنگین به کمک نیاز داشت.
نکته!
میتوانید با اضافه کردن فعل کمکی جمله را منفی کنید.
I need more shoes. → I don't need more shoes.
من کفشهای بیشتری لازم دارم. → من به کفشهای بیشتری نیاز ندارم.
Dare take me with you. → Don't you dare take me with you.
جرأت کن من را با خودت ببری. → جرأت نکن من را با خودت ببری.
این شکل بین گویشوران بومی رایجتر است.
کاربردها
Need
مجبور کردن کسی یا مجبور بودن به انجام کاری
نیاز داشتن به چیزی
مجبور کردن کسی یا مجبور بودن به انجام کاری
یکی از کاربردهای «need» این است که نشان دهد کاری مهم باید انجام شود یا وقتی به کسی دستور انجام کار مهمی میدهید.
I need to talk to my mom as soon as possible.
من باید هرچه زودتر با مادرم صحبت کنم.
They need to stop behaving like that if they want to continue working in this café.
اگر میخواهند در این کافه به کار ادامه دهند، باید رفتارشان را متوقف کنند.
نیاز داشتن به چیزی
گاهی «need» برای بیان نیاز به یک چیز به کار میرود.
I really need sport shoes for work.
من واقعاً برای کار به کفش ورزشی نیاز دارم.
She needs many critical essays for her dissertation.
او برای پایاننامهاش به مقالات انتقادی زیادی نیاز دارد.
Dare
«dare» هم دو معنا دارد و در دو موقعیت مختلف استفاده میشود:
به اندازه کافی شجاع بودن برای انجام کاری
به چالش کشیدن کسی، بهویژه در موقعیت دشوار
به اندازه کافی شجاع بودن
گاهی «dare» نشان میدهد که جرأت انجام دادن یا ندادن کاری را داریم.
I don't dare talk to him right now because he's so angry.
الان جرأت نمیکنم با او صحبت کنم چون خیلی عصبانی است.
She dares contradict the mayor's principles.
او جرأت میکند با اصول شهردار مخالفت کند.
به چالش کشیدن کسی
گاهی «dare» برای به چالش کشیدن کسی استفاده میشود، معمولاً در موقعیت دشوار.
I dare you turn the card.
به چالشت میکشم که کارت را برگردانی.
We dare you cast a spell on us.
به چالشت میکشیم که روی ما طلسم اجرا کنی.
نظرات
(0)