remaining fresh, pure, and unharmed, without any signs of decay or damage

دست نخورده, بکر
مناطق روستایی دست نخورده یک فرار عالی از شهر شلوغ بود.
capable of being folded or collapsed for ease of storage or transport

تا شونده, جمع شدنی
صندلی تاشو برای ساحل عالی بود، به راحتی در صندوق ماشینش جا میشد.
the external shape, outline, or surface configuration of an object or figure

کنتور, خطوط بیرونی
کنتورهای ظریف خودرو آیرودینامیک آن را بهبود بخشید.
ugly and extremely unpleasant to the sight

زشت, کریه
او یک لباس زشت پوشیده بود که به طور وحشتناکی ناهماهنگ بود و هر کجا که میرفت توجه ناخواسته را جلب میکرد.
causing strong admiration or shock due to beauty or impact

خیرهکننده
او یک لباس خیرهکننده پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.
the process of changing a person's appearance or style in order to improve how they look

تغییر اساسی (در ظاهر)
برنامه تلویزیونی تغییر چهره رایگان به شرکتکنندگان ارائه میدهد.
producing lifelike and detailed mental images

واضح
خاطره زنده او از تعطیلات کودکی شامل هر جزئیاتی بود، از رنگهای روشن غروب خورشید تا صدای امواج.
(of colors) not very bright or vibrant

کدر (رنگ)
فرش در اتاق به رنگ بژ کم رنگ بود، از سالها استفاده فرسوده شده بود.
somewhat green in color

تقریباً سبز, نسبتاً سبز
او متوجه یک رنگ سبزگونه روی نقاشی قدیمی شد.
worn out or damaged due to age or frequent use

فرسوده, آسیب دیده
او دفترچه فرسوده خود را محکم در دست گرفت، پر از سالها ایده و طرح.
having wide and well-defined shoulders

چهارشانه
علیرغم قاب باریکش، او تناسبات شانههای پهن داشت که او را متمایز میکرد.
shining brightly, often with small flashes of light

درخشان
الماسهای درخشان در گردنبندش نور خورشید را گرفتند، تماشاگران را خیره کردند.
to appear as a large shape that is unclear, particularly in a manner that is threatening

(چیزی بزرگ یا تهدیدآمیز) پدیدار شدن, نمایان شدن
کشتی جنگی عظیم در افق پدیدار شد، باعث نگرانی ساکنان ساحلی شد.
