فهرست واژگان سطح A2 - ضمایر و تخصیصگرها
در اینجا برخی از ضمایر و تعیین کننده های انگلیسی مانند "همه"، "جایی" و "هیچ" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
every single person in a group, community, or society, without exception

همه
همه در محله در جلسه جامعه برای بحث در مورد پارک جدید شرکت کردند.
all things, events, etc.

همهچیز
او همه چیزهایی را که برای سفر کمپینگ نیاز داشت بستهبندی کرد.
all the places or directions

همهجا
پس از طوفان، همه جا با شاخههای افتاده پوشیده شده بود.
a person who is not mentioned by name

کسی
آیا کسی میتواند لطفاً نمک را به من بدهد؟
used to mention a thing that is not known or named

چیزی, یک چیزی
چیزی در مورد آن خانه عجیب است.
an unspecified or unknown place

یک جایی
باید جایی با تهویه مطبوع باشد!
used to mention a place that is not exactly known or is not named

جایی
آنها در حال بررسی نقل مکان به جایی گرمتر برای بازنشستگی هستند.
used to say not even one person

هیچکس
علیرغم دعوت، هیچکس به مهمانی نیامد.
not a single thing

هیچچیز
با وجود تلاشهایش، او هیچ چیز جز ناامیدی کشف نکرد.
not any single place

هیچجا
هیچ جایی برای پنهان شدن نداشتند وقتی که سربازان دشمن نزدیک میشدند.
used for referring to a person when who that person is does not matter

هر کس
من هیچکس را نمیشناسم که بتواند این مشکل را حل کند.
used for referring to a thing when it is not important what that thing is

هر چیز
احساس راحتی کنید که هر چیزی را از منو انتخاب کنید؛ همه چیز خوشمزه است.
any place at all, without specification

هر جا, هر کجا
هر جایی که انتخاب کنید برای من مناسب است.
a person or thing that is different or distinct from one already mentioned or known about

آن یکی, دیگری
یک گزینه به من نمیخورد، بنابراین تصمیم گرفتم دیگر احتمالات را بررسی کنم.
used to say there is none of something

هیچ, خیر
ما هیچ شانسی برای پیدا کردن کلیدها نداشتیم.
used to say that it does not matter which individual or amount from a group is chosen or referred to

هیچ
این بلیط در هر ساعتی از روز دسترسی میدهد.
not any of the members of a group of people or things

هیچ, هیچکدام
او داوطلب خواست، اما هیچیک از کارمندان مایل به ماندن تا دیروقت نبودند.
used to express an unspecified amount or number of something

مقداری, برخی، تعدادی
چند کلوچه در شیشه وجود دارد.
used to refer to all the members of a group of things or people

هر
او هر صبح برای دویدن به پارک میرود.
one or the other of two things or people, no matter which

هر (در جملات مثبت), هیچکدام (در جملات منفی)
هر یک از کاندیداها میتوانند رهبری عالی برای شرکت باشند؛ هر دو دارای صلاحیتهای چشمگیری هستند.
used to refer to a number of things or people, more than two but not many

چند, چندین
او چندین دعوت به رویدادهای مختلف این آخر هفته دریافت کرد.
| فهرست واژگان سطح A2 | |||
|---|---|---|---|
| قیدها | صفات متضاد 2 | احساسات | افعال وجهی و دیگر افعال |
| ریاضیات | علوم و دنیای طبیعی | افعال ضروری 1 | افعال ضروری 3 |
| افعال ضروری 2 | ضمایر و تخصیصگرها | ||
