آرزو
آرزوی او برای یک سبک زندگی سالمتر او را به سمت ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل سوق داد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره موفقیت، مانند "تحقق"، "اوج"، "رشته"، و غیره، که برای آزمون GRE مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آرزو
آرزوی او برای یک سبک زندگی سالمتر او را به سمت ورزش منظم و رژیم غذایی متعادل سوق داد.
امکان موفقیت
این تحقیق بر روی قابلیت اجرا منابع انرژی تجدیدپذیر برای استفاده در مقیاس بزرگ متمرکز بود.
پیروزی
پیروزی او بر اعتیاد الهام بخش بسیاری دیگر از افراد درگیر با چالشهای مشابه شد.
سابقه
سرمایهگذاران از سابقه عالی عملکرد مالی شرکت تحت تأثیر قرار گرفتند.
همکاری
هم افزایی مشارکت، توانایی آنها را در مقابله با چالشهای پیچیده افزایش داد.
زنجیره پیوسته
شرکت از یک رشته سودآور لذت برد، با فروش فزاینده در هر فصل.
سکوی پرتاب
بورسیه یک پله حیاتی برای پیشرفت تحصیلی او بود.
عزم راسخ
جامعه عزم بزرگی در گرد هم آمدن برای بازسازی پس از فاجعه طبیعی نشان داد.
موفقیت
سیاستهای دولت با هدف ترویج رونق اقتصادی در تمام مناطق طراحی شده بود.
شانس موفقیت
استراتژی رشد شرکت، چشمانداز گسترش جهانی آن را بهبود بخشید.
دوران موفقیت
او احساس کرد در اوج دوران خود است وقتی ماراتن را با بهترین نتیجه شخصی به پایان رساند.
اوج
عملکرد او در بازی نهایی اوج دوران ورزشی اش بود.
سماجت
پشتکار دانشجو در مطالعه برای امتحان منجر به کسب نمره بالا شد.
پشتکار
پشتکار تیم در طول فصل چالشبرانگیز، عنوان قهرمانی شایستهای را برای آنها به ارمغان آورد.
مصونازخطابودن
افسانه معصومیت اغلب به نادیده گرفتن اشتباهات بالقوه منجر میشود.
تحقق
زحمت تیم در نهایت به ثمر نشست و پروژه با موفقیت راهاندازی شد.
موفقیت اولیه
بودجه اولیه یک پایه برای گسترش کسب و کار به بازارهای جدید فراهم کرد.
شدنیبودن
امکانپذیری پروژه ساخت و ساز به اخذ مجوزهای لازم بستگی داشت.
پروژه یا طرح مشکل و پرمخاطره
پروژه جدید آنها در صنعت دارویی با هدف توسعه درمانهای پیشرفته است.
دلیل (تحقق) دانستن
شرکت ارقام فروش بالا را به استراتژی بخش بازاریابی منسوب کرد.
سرحال شدن (بعد از بیماری، مشکل)
ورزشکار سخت کار کرد تا از یک آسیب ورزشی بهبود یابد.
پیشرفت مهم
پس از سالها تحقیق، آنها سرانجام به پیشرفتی در درک شبکههای عصبی مغز دست یافتند.
موفق شدن (در رسیدن به هدف)
تیم نجات با موفقیت مأموریت جسورانه را به انجام رساند و تمام کوهنوردان گرفتار را نجات داد.
به شهرت و موفقیت رسیدن
مسلح به اشتیاق و فداکاری، او سرنوشت خود را به عنوان یک کارآفرین موفق حکاکی کرد.
از عهده چیزی برآمدن
شرکت با یک بحران مالی روبرو شد، اما با تصمیمهای استراتژیک و کار سخت، توانستند از آن عبور کنند و رشد کنند.
نتیجهبخش
ورزش منظم و رژیم غذایی سالم در حفظ سلامت کلی موثر هستند.
بهجا
او یک تماس به موقع برای بحث در مورد قرارداد قبل از مهلت انجام داد.
بیش از حد انتظار موفقیت کسب کردن
او در نقش خود فراتر از انتظار عمل کرد با تکمیل پروژه زودتر از برنامه و زیر بودجه.
عملیبودن
عملی بودن سیاست جدید آن را به انتخابی آسان برای شرکت تبدیل کرد.
هدف قرار دادن
او قصد دارد هدف قرار دهد نمره ای کامل در امتحانات نهایی خود.
سخت تلاش کردن (برای رسیدن به چیزی)
کارآفرینان میکوشند تا از طریق کار سخت و نوآوری، کسبوکارهای موفقی بسازند.
غلبه کردن (بر مانع یا دشواری)
علیرغم مشکلات، تیم بر پیچیدگیهای پروژه غلبه کرد و نتایج خارقالعادهای ارائه داد.
شکوفا شدن
با تمرکز بر پایداری، شرکت قصد دارد در بازار دوستدار محیط زیست رشد کند.
کوشا
علیرغم مواجهه با شکستها، نگرش مصمم او او را به تلاش برای موفقیت سوق داد.
دوران اوج
پروژه تحقیقات علمی با کشف انقلابی به اوج خود رسید.
پیشبرد
این مشارکت برای پیشبرد نوآوری فناوری تشکیل شد.
از کسی پیشی گرفتن
موفقیت آخرین کتاب او به طور کامل آثار قبلی او را تحت الشعاع قرار داد و باعث شد در مقایسه ناچیز به نظر برسند.