500 قید رایج انگلیسی - برترین 401 - 425 قیدها

در اینجا بخش 17 از لیست رایج‌ترین قیدهای انگلیسی مانند "زیر"، "به سمت بالا" و "رسمی" به شما ارائه شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
500 قید رایج انگلیسی
positively [قید]
اجرا کردن

به‌شکل مثبت

Ex: The community responded positively to the volunteer initiative , showing support and enthusiasm .

جامعه به ابتکار داوطلبانه به طور مثبت پاسخ داد، نشان دهنده حمایت و اشتیاق.

on time [قید]
اجرا کردن

سر وقت

Ex: The train arrived on time at the station .

قطار به موقع به ایستگاه رسید.

accordingly [قید]
اجرا کردن

برطبق آن

Ex: The team reviewed the feedback and adjusted their strategy accordingly .

تیم بازخوردها را بررسی کرد و استراتژی خود را بر این اساس تنظیم کرد.

اجرا کردن

به‌صورت تهاجمی

Ex: She drove aggressively through the crowded streets .

او با تهاجم در خیابان‌های شلوغ رانندگی کرد.

upwards [قید]
اجرا کردن

به سمت بالا

Ex: The company 's profits have been trending upwards since the new CEO took over .

سود شرکت از زمانی که مدیرعامل جدید مسئولیت را بر عهده گرفت، روندی رو به بالا داشته است.

formally [قید]
اجرا کردن

به‌طور رسمی

Ex: The apology was formally issued by the company 's public relations department .

عذرخواهی رسمی توسط بخش روابط عمومی شرکت صادر شد.

informally [قید]
اجرا کردن

به‌طور غیر رسمی

Ex: The decision to proceed with the proposal was informally communicated before the formal announcement .

تصمیم به پیشبرد پیشنهاد به صورت غیررسمی قبل از اعلام رسمی اعلام شد.

اجرا کردن

ازنظر اقتصادی

Ex: The company contributes economically to the local community .

شرکت به جامعه محلی از نظر اقتصادی کمک می‌کند.

firstly [قید]
اجرا کردن

اولاً

Ex: When telling a story , start with the protagonist 's background ; firstly , introduce the main character .

وقتی داستانی می‌گویید، با پیشینه قهرمان شروع کنید؛ اولاً، شخصیت اصلی را معرفی کنید.

radically [قید]
اجرا کردن

به‌طور اساسی

Ex: Their approach to education is radically different from traditional models .

رویکرد آنها به آموزش اساساً با مدل‌های سنتی متفاوت است.

weirdly [قید]
اجرا کردن

به‌طرز عجیب‌وغریبی

Ex: Her laughter sounded weirdly contagious , spreading joy throughout the room .

خنده او به طور عجیبی مسری به نظر می‌رسید، شادی را در سراسر اتاق پخش می‌کرد.

comfortably [قید]
اجرا کردن

به‌آسودگی

Ex: I could walk comfortably again after switching to better shoes .

من می‌توانستم پس از تغییر به کفش‌های بهتر دوباره راحت راه بروم.

اجرا کردن

درخور

Ex: The feedback was provided appropriately , offering constructive criticism .

بازخورد به صورت مناسب ارائه شد و نقد سازنده‌ای ارائه کرد.

negatively [قید]
اجرا کردن

به‌طور منفی

Ex: The news of the economic downturn affected the stock market negatively .

خبر رکود اقتصادی بازار سهام را منفی تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

به اندازه کافی

Ex: The room was sufficiently heated despite the cold weather outside .

اتاق به اندازه کافی گرم بود علی رغم هوای سرد بیرون.

اجرا کردن

برحسب اتفاق

Ex: She found the lost key incidentally while cleaning out her closet .

او کلید گمشده را اتفاقی هنگام تمیز کردن کمدش پیدا کرد.

اجرا کردن

به‌درستی

Ex: He legitimately believes his proposal will benefit the community .

او مشروعاً معتقد است که پیشنهادش به جامعه سود خواهد رساند.

unusually [قید]
اجرا کردن

به‌طور غیر طبیعی

Ex: The sea is unusually calm today , ideal for sailing .

دریا امروز بطور غیرمعمول آرام است، ایده‌آل برای قایقرانی.

past [قید]
اجرا کردن

از مقابل

Ex:

دونده‌ها صبح زود از کنار دریاچه دویدند.

profoundly [قید]
اجرا کردن

عمیقاً

Ex: She was profoundly inspired by the story of survival .

او عمیقاً از داستان بقا الهام گرفته بود.

vastly [قید]
اجرا کردن

بسیار زیاد

Ex: The company 's profits have vastly grown this year .

سود شرکت امسال به طور چشمگیری افزایش یافته است.

اجرا کردن

به‌صورت متوالی

Ex: They worked consecutively for 12 hours to meet the deadline .

آن‌ها به مدت 12 ساعت متوالی کار کردند تا به مهلت مقرر برسند.

confidently [قید]
اجرا کردن

بااطمینان

Ex: The athlete confidently crossed the finish line first .

ورزشکار با اطمینان اولین نفری بود که از خط پایان عبور کرد.

اجرا کردن

به‌طرز شگفت‌آوری

Ex: The scent of jasmine was overwhelmingly sweet in the warm air .

عطر یاس در هوای گرم به شدت شیرین بود.

under [قید]
اجرا کردن

زیر

Ex: Water was dripping down and pooling under .

آب می‌چکید و زیر جمع می‌شد.