کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی - درس 7ب

در اینجا واژگان درس 7B از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "لذت بردن"، "خواندن"، "مرتب"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی
to enjoy [فعل]
اجرا کردن

لذت بردن

Ex: We enjoyed the movie so much that we watched it twice .

ما آنقدر از فیلم لذت بردیم که دو بار آن را تماشا کردیم.

reading [اسم]
اجرا کردن

خواندن

Ex: She enjoys spending her evenings curled up with a good book , lost in the pleasure of reading .

او از گذراندن شب‌هایش در حالی که با یک کتاب خوب دراز کشیده است لذت می‌برد، غرق در لذت خواندن.

to finish [فعل]
اجرا کردن

تمام کردن

Ex: They finished their work and went home .

آنها کار خود را تمام کردند و به خانه رفتند.

to tidy [فعل]
اجرا کردن

مرتب کردن

Ex: The team worked together to tidy the office space , creating a more organized and pleasant environment .

تیم با همکاری هم برای مرتب کردن فضای دفتر کار کردند، که محیطی منظم‌تر و دلپذیرتر ایجاد کرد.

to go on [فعل]
اجرا کردن

ادامه دادن

Ex: The construction work will go on until the project is completed .

کارهای ساختمانی ادامه خواهند یافت تا زمانی که پروژه تکمیل شود.

working [صفت]
اجرا کردن

شاغل

Ex:

حرفه‌ای‌های شاغل اغلب به دنبال فرصت‌هایی برای پیشرفت شغلی و توسعه مهارت هستند.

to hate [فعل]
اجرا کردن

متنفر بودن

Ex: They hate losing games because they are competitive

آنها متنفرند از باخت بازی‌ها زیرا رقابتی هستند.

being [اسم]
اجرا کردن

وجود

Ex: Understanding one 's own being can lead to greater self-awareness and personal growth .

درک وجود خود می‌تواند به خودآگاهی بیشتر و رشد شخصی منجر شود.

to like [فعل]
اجرا کردن

دوست داشتن

Ex: They have never liked horror movies .

آنها هرگز فیلم‌های ترسناک را دوست نداشتند.

to have [فعل]
اجرا کردن

در اختیار داشتن

Ex: I have their email .

من دارای ایمیل آنها هستم.

waking up [اسم]
اجرا کردن

بیدار شدن از خواب

Ex: His waking up routine includes stretching and drinking a glass of water to start the day off right .

روال بیدار شدن او شامل کشش و نوشیدن یک لیوان آب برای شروع خوب روز است.

to mind [فعل]
اجرا کردن

ناراحت شدن

Ex: She did n't mind waiting a few minutes for her friend to arrive .

او ناراحت نبود که چند دقیقه صبر کند تا دوستش برسد.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

to spend [فعل]
اجرا کردن

گذراندن (زمان)

Ex: He spends his free time practicing the guitar .

او وقت آزادش را به تمرین گیتار می‌گذراند.

time [اسم]
اجرا کردن

زمان

Ex:

اتوبوس به موقع خواهد رسید.

talking [اسم]
اجرا کردن

مکالمه

Ex:

او از صحبت کردن با پدربزرگ و مادربزرگش لذت می‌برد، زیرا آنها داستان‌های جالب زیادی برای گفتن دارند.

to start [فعل]
اجرا کردن

شروع به انجام کاری کردن

Ex: She started using a new skincare product for her acne .

او استفاده از یک محصول مراقبت از پوست جدید برای آکنه خود را آغاز کرد.

raining [صفت]
اجرا کردن

بارانی

Ex:

ما تصمیم گرفتیم در خانه بمانیم و فیلم تماشا کنیم چون تمام بعدازظهر باران می‌بارید.

to stop [فعل]
اجرا کردن

توقف کردن

Ex:

اتوبوس در ایستگاه اتوبوس توقف کرد تا مسافران را سوار کند.

making [اسم]
اجرا کردن

ساخت

Ex: The making of bread needs flour , water , and heat .

تهیه نان به آرد، آب و گرما نیاز دارد.

اجرا کردن

خواستن

Ex:

احساس می‌کنی بعد از کار شام بخوری؟ من یک رستوران جدید عالی می‌شناسم.

cooking [اسم]
اجرا کردن

آشپزی

Ex:

یکی از سرگرمی‌های من پختن غذاهای عجیب و غریب است.