کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی - درس 10A

در اینجا واژگان درس 10A از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دو و میدانی"، "راگبی"، "دوچرخه سواری" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی
sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.

athletics [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های رقابتی

Ex: Weather delays forced officials to reschedule several athletics finals until the next morning .

تأخیرهای آب‌وهوایی مسئولان را مجبور کرد تا چند فینال دو و میدانی را تا صبح روز بعد مجدداً برنامه‌ریزی کنند.

baseball [اسم]
اجرا کردن

بیسبال

Ex: She learned to play baseball when she was only seven years old .

او وقتی فقط هفت سال داشت یاد گرفت بیسبال بازی کند.

basketball [اسم]
اجرا کردن

بسکتبال

Ex: He started playing basketball in high school and eventually earned a scholarship to play in college .

او در دبیرستان شروع به بازی بسکتبال کرد و در نهایت بورسیه ای برای بازی در کالج به دست آورد.

cycling [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سواری

Ex:

او یک دوچرخه کوهستان جدید برای دوچرخه‌سواری در مسیرهای ناهموار و کاوش در طبیعت خرید.

football [اسم]
اجرا کردن

فوتبال آمریکایی

Ex: They watched the football match from the stands .

آنها مسابقه فوتبال را از جایگاه تماشاچیان تماشا کردند.

gymnastics [اسم]
اجرا کردن

ژیمناستیک

Ex: His favorite event in the gymnastics competition is the pommel horse , where he excels .

رویداد مورد علاقه او در مسابقه ژیمناستیک اسب پومل است، جایی که او عالی عمل می‌کند.

handball [اسم]
اجرا کردن

هندبال

Ex: Learning the rules and tactics of handball helped him appreciate the sport 's complexity and excitement .

یادگیری قوانین و تاکتیک‌های هندبال به او کمک کرد تا پیچیدگی و هیجان این ورزش را درک کند.

rugby [اسم]
اجرا کردن

راگبی

Ex: They train for rugby three times a week .

آنها سه بار در هفته برای راگبی تمرین می‌کنند.

skiing [اسم]
اجرا کردن

اسکی

Ex: She took up skiing as a teenager and has been passionate about the sport ever since .

او در نوجوانی اسکی را شروع کرد و از آن زمان به این ورزش علاقه‌مند شده است.

tennis [اسم]
اجرا کردن

تنیس

Ex:

تنیس یک ورزش سرگرم‌کننده و رقابتی است که با راکت و توپ بازی می‌شود.

volleyball [اسم]
اجرا کردن

والیبال

Ex: We are learning the rules of volleyball to participate in a friendly game .

ما در حال یادگیری قوانین والیبال برای شرکت در یک بازی دوستانه هستیم.

windsurfing [اسم]
اجرا کردن

بادسواری

Ex: He spent the summer practicing windsurfing , improving his skills and learning new techniques .

او تابستان را به تمرین بادسواری گذراند، مهارت‌هایش را بهبود بخشید و تکنیک‌های جدیدی یاد گرفت.

yoga [اسم]
اجرا کردن

یوگا

Ex: They opened a new yoga studio downtown .

آن‌ها یک استودیوی جدید یوگا در مرکز شهر باز کردند.