کتاب 'انگلیش فایل' پیشمقدماتی - درس 11B
در اینجا واژگان درس 11B از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "انتخاب"، "مرور"، "دعوت"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to decide what we want to have or what is best for us from a group of options

انتخاب کردن
من نمیتوانم بین این دو دسر تصمیم بگیرم؛ تو برای من انتخاب کن.
an act of deciding to choose between two things or more

انتخاب
او با یک انتخاب دشوار بین دو شغل مواجه شد.
to think carefully about different things and choose one of them

تصمیم گرفتن, قصد کردن
پس از بحثهای فراوان، آنها تصمیم گرفتند به یک سفر جادهای بروند.
a choice or judgment that is made after adequate consideration or thought

تصمیم
هیئت مدیره به یک تصمیم یکپارچه برای تصویب سیاست جدید شرکت رسید.
to make changes to something, especially in response to new information, feedback, or a need for improvement

بازنگری کردن, اصلاح کردن
معلم به دانشآموزان اجازه داد تا پس از اینکه بحث کلاس دیدگاههای جدیدی را روشن کرد، مقالات خود را مرور کنند.
the act of examining and making corrections or alterations to a text, plan, etc.

بازنگری, بازبینی، اصلاح
معلم او یک بازبینی دقیق از مقاله را برای بهبود وضوح و انسجام آن توصیه کرد.
to misunderstand or mistake a thing as something else or a person for someone else

(کسی را با کس دیگر) اشتباه گرفتن, (چیزی را با چیز دیگر) اشتباه گرفتن
من به طور تصادفی تاریخهای جلسات را اشتباه گرفتم و اولین جلسه را از دست دادم.
a state of disorder in which people panic and do not know what to do

آشفتگی, هرجومرج
اشتباه در بلیتها باعث سردرگمی در ورودی شد.
to make or design something that did not exist before

اختراع کردن
دانشمندان به اختراع فناوریهای جدید برای مقابله با چالشهای محیط زیستی ادامه میدهند.
a brand new machine, tool, or process that is made after study and experiment

اختراع
توماس ادیسون به خاطر اختراع لامپ الکتریکی که دنیا را تغییر داد معروف است.
to join in a contest or game

مسابقه دادن
من قصد دارم در مسابقه عکاسی شهر شرکت کنم.
an event or contest in which individuals or teams compete against each other

رقابت, مسابقه
مسابقه بسکتبال هیجانانگیز بود، و تیم ما برنده شد.
to teach someone, often within a school or university setting

آموزش دادن, تعلیم دادن
دانشگاه هدفش آموزش رهبران آینده است.
the process that involves teaching and learning, particularly at a school, university, or college

تحصیل, آموزش
آموزش کلید باز کردن فرصتها برای رشد شخصی و حرفهای است.
to make a formal or friendly request to someone to come somewhere or join something

دعوت کردن
او مرا به شام در رستوران مورد علاقهاش دعوت کرد.
a written or spoken request to someone, asking them to attend a party or event

دعوتنامه
این زوج دعوتنامههای عروسی شیک را به تمام خانواده و دوستانشان فرستادند.
to say the sound of a letter or word correctly or in a specific way

تلفظ کردن, ادا کردن
او پس از ساعتها تمرین، نام خارجی را به طور کامل تلفظ کرد.
the way a word is pronounced

تلفظ
معلم تلفظ من از کلمه سخت را تصحیح کرد.
a suggestion or an opinion that is given with regard to making the best decision in a specific situation

توصیه, راهنمایی
توصیه وکیل به او کمک کرد تا از پیچیدگیهای سیستم حقوقی عبور کند.
to provide someone with suggestion or guidance regarding a specific situation

توصیه کردن, نصیحت کردن
والدین اغلب به فرزندان خود توصیه میکنند که انتخابها و تصمیمهای مسئولانهای بگیرند.
a scheduled journey by an aircraft

پرواز
پرواز بعدی او یک پرواز ارتباطی در آمستردام بود.
to move or travel through the air

پرواز کردن
آیا میتوانی پروانه رنگارنگ را ببینی که در باغ پرواز میکند؟
the state of existing as a person who is alive

زندگی
او چیزهای ساده در زندگی را قدردانی میکند.
to have your home somewhere specific

زندگی کردن
من در یک شهر کوچک نزدیک کوهها زندگی میکنم.
the fact or act of dying

مرگ, فوت
افزایش مرگومیر ناشی از سرطان وجود داشته است.
to no longer be alive

مردن, درگذشتن
درخت بلوط قدیمی در حیاط خلوت پس از بیش از یک قرن ایستادن سرانجام مرد.
the fact of reaching what one tried for or desired

موفقیت
موفقیت اغلب نتیجه پشتکار و انعطافپذیری در مواجهه با چالشها است.
to reach or achieve what one desired or tried for

موفق شدن
علیرغم مواجهه با شکستها، کارآفرین در نهایت در ایجاد یک کسبوکار موفق موفق شد.
