صبحانه
کافه یک ساندویچ صبحانه خوشمزه با تخم مرغ، پنیر و ژامبون روی یک بگل تست شده سرو کرد.
در اینجا واژگان واحد 6 در کتاب درسی Headway Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "همیشه"، "مشغول"، "پختن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
صبحانه
کافه یک ساندویچ صبحانه خوشمزه با تخم مرغ، پنیر و ژامبون روی یک بگل تست شده سرو کرد.
سوسیس
او در یک روز سرد سوپ سوسیس و لوبیا درست کرد.
تخممرغ
او با سرخ کردن سیبزمینی و پیاز خرد شده همراه با تخممرغ زده شده، املت اسپانیایی درست کرد.
شام
آنها یک شام خانوادگی با مرغ کبابی، برنج و بروکلی بخارپز داشتند.
میوه
من دوست دارم روزم را با یک کاسه سالاد میوه تازه شروع کنم، پر از توتفرنگیهای آبدار، آناناس و پرتقال.
نان تست
من نان تست خود را سوزاندم چون آن را برای مدت خیلی طولانی در توستر گذاشتم.
نوشیدنی
من همیشه صبحم را با یک نوشیدنی گرم، مثل چای یا قهوه شروع میکنم.
گازدار (نوشیدنی)
او یک لیوان شامپاین گازدار ریخت تا این مناسبت خاص را جشن بگیرد.
ناهار
بعضی از افراد وقتی مشغول هستند یا گرسنه نیستند، انتخاب میکنند که ناهار را حذف کنند.
گرسنه
مسافر گرسنه برای صرف غذا در یک رستوران توقف کرد.
فروشنده
او برای انتخاب بهترین دستگاه الکترونیکی به تخصص فروشنده تکیه کرد.
خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
دوچرخه سواری کردن
گروه دوستان برنامه ریزی کردند که با هم دوچرخه سواری کنند تا به بازار محلی کشاورزان برسند.
رانندگی کردن
پس از یک روز طولانی کار، او ترجیح میدهد در سکوت به خانه رانندگی کند.
پارک
آنها یک بازی دوستانه فوتبال با دوستانشان در پارک داشتند.
آپارتمان
بعد از نقل مکان به آپارتمان جدیدش، او آخر هفته را به باز کردن وسایل و تزئین فضای خود گذراند.
همخانه
آنها موافقت کردند که صورتحسابها را به طور مساوی بین خود و همخانهایشان تقسیم کنند.
همیشه
آنها همیشه تولدها را با یک جشن جشن میگیرند.
پیش از موعد
ورود زودهنگام بسته یک شگفتی خوشایند بود.
ویولنسل
او از نواختن موسیقی مجلسی با دوستان لذت میبرد، با خطوط ملودیک ویولن سل و پشتیبانی هارمونیک آن.
رفتن
آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.
دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
اغلب
او اغلب در مرکز جامعه داوطلب میشود.
معمولاً
آنها معمولاً جمعهها در کافیشاپ ملاقات میکنند.
هرگز
او هرگز شنا یاد نگرفت، با اینکه در نزدیکی اقیانوس بزرگ شد.
دیدوبازدید کردن
آنها در تعطیلات از پسرعموهایشان دیدن میکنند.
استراحت کردن
او به اسپا رفت تا آرامش پیدا کند و ماساژ بگیرد.
چیزی را با کسی شریک شدن
ما توافق کردیم که تقسیم کنیم، چون منابع محدود بودند.
ماندن
متأسفم، اما قرار دیگری دارم، بنابراین نمیتوانم بمانم.
راه رفتن
ما تصمیم گرفتیم در امتداد ساحل پیاده روی کنیم و از غروب آفتاب لذت ببریم.
گرفتن
دولت تصمیم گرفت به دلیل تخلفات متعدد گواهینامه رانندگی را بازپس بگیرد.
معمولی
معمول است که کودکان نوپا بین سنین 9 تا 15 ماهگی شروع به راه رفتن کنند.
پرمشغله
به عنوان صاحب یک کسبوکار کوچک، مارک همیشه با مدیریت سفارشات، موجودی و درخواستهای مشتری مشغول است.
خسته
پرستار خسته بود اما شیفت خود را برای مراقبت از بیماران ادامه داد.
تماشا کردن
نمایش سیرک چشمگیر و سرگرمکننده برای تماشا بود.
تلویزیون
ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.
دوشنبه
صبحهای دوشنبه میتواند سخت باشد، اما یک فنجان قهوه به من کمک میکند بیدار شوم.
چهارشنبه
چهارشنبه روز مورد علاقه من در هفته است.
پنجشنبه
پنجشنبه روز مورد علاقه دخترم در هفته است.
شنبه
شنبهها برای پیکنیک در فضای باز و لذت بردن از طبیعت با عزیزانتان عالی هستند.
زندگی
دویدن بخش بزرگی از زندگی من شده است.