کتاب 'هدوی' مقدماتی - انگلیسی روزمره (واحد 9)

در اینجا شما واژگان از واحد 9 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "میدان"، "ایستگاه"، "موزه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' مقدماتی
direction [اسم]
اجرا کردن

جهت

Ex: The wind changed direction , making it difficult for the sailors to navigate the waters .

باد جهت خود را تغییر داد و این کار را برای ملوانان سخت کرد تا در آب‌ها حرکت کنند.

roundabout [اسم]
اجرا کردن

فلکه

Ex: The city installed decorative plants in the center of the roundabout .

شهر گیاهان تزئینی را در مرکز میدان نصب کرد.

car park [اسم]
اجرا کردن

پارکینگ

Ex: He parked his car in the designated car park before heading into the mall .

او ماشینش را در پارکینگ مشخص شده پارک کرد قبل از اینکه به سمت مرکز خرید برود.

اجرا کردن

چراغ راهنمایی

Ex: They installed new traffic lights to improve safety near the school .

آنها چراغ‌های راهنمایی جدیدی نصب کردند تا ایمنی نزدیک مدرسه را بهبود بخشند.

اجرا کردن

ایستگاه قطار

Ex: The train station platform was busy with people waiting for their trains .

سکوی ایستگاه قطار شلوغ از افرادی بود که منتظر قطارهایشان بودند.

اجرا کردن

خط عابر پیاده

Ex: The pedestrian crossing was painted with bright white lines for visibility .

گذرگاه عابر پیاده با خطوط سفید روشن برای دید بهتر رنگ آمیزی شده بود.

اجرا کردن

علائم راهنمایی و رانندگی

Ex: She slowed down when she saw the speed limit traffic sign .

او وقتی علامت ترافیک محدودیت سرعت را دید سرعتش را کم کرد.

over [قید]
اجرا کردن

آن‌سوی

Ex:

آن‌ها به طرف میز بعدی رفتند تا به دوستانشان بپیوندند.

up [قید]
اجرا کردن

به سمت بالا

Ex:

بالا رفتن بالا بیش از آنچه که انتظار داشت تلاش برد.

under [حرف اضافه]
اجرا کردن

زیر

Ex: The dog crawled under the fence to escape from the yard .

سگ از زیر نرده خزید تا از حیاط فرار کند.

along [قید]
اجرا کردن

همراه

Ex:

او همیشه سگش را با خودش می‌برد وقتی که می‌رود دویدن.

through [حرف اضافه]
اجرا کردن

از میان

Ex: Water rushed through the pipe and spilled into the reservoir .

آب از میان لوله شتافت و به مخزن ریخت.

on [حرف اضافه]
اجرا کردن

روی

Ex:

گربه روی طاقچه پنجره خوابید.

at [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (مکان)

Ex: The event will take place at the community center .

این رویداد در مرکز جامعه برگزار خواهد شد.

down [قید]
اجرا کردن

پایین

Ex:

پس از اجرا، پرده به آرامی پایین آمد روی صحنه.

onto [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌روی

Ex: The athlete jumped onto the podium , celebrating their victory with pride .
past [قید]
اجرا کردن

از مقابل

Ex:

دونده‌ها صبح زود از کنار دریاچه دویدند.

station [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه (قطار یا اتوبوس)

Ex:

ایستگاه تاکسی فقط کمی پیاده‌روی از آپارتمان من فاصله دارد.

church [اسم]
اجرا کردن

کلیسا

Ex: The stained glass windows in the church depicted scenes from the Bible .

پنجره‌های شیشه‌رنگی در کلیسا صحنه‌هایی از کتاب مقدس را به تصویر می‌کشید.

town hall [اسم]
اجرا کردن

ساختمان شورا یا شهرداری

Ex: Citizens can access public records at the town hall .

شهروندان می‌توانند به اسناد عمومی در شهرداری دسترسی داشته باشند.

bank [اسم]
اجرا کردن

بانک

Ex: They visited the bank to apply for a loan to purchase a car .

آنها به بانک مراجعه کردند تا برای خرید ماشین وام بگیرند.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: She admired the artwork displayed in the museum .

او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.