کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 8 - 8H

در اینجا واژگان واحد 8 - 8H در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "تجهیزات"، "عینک"، "راکت" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.

equipment [اسم]
اجرا کردن

تجهیزات

Ex: The laboratory is equipped with scientific equipment for conducting experiments .

آزمایشگاه به تجهیزات علمی برای انجام آزمایش‌ها مجهز است.

bike [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه

Ex: The children love riding their bikes around the neighborhood .

بچه‌ها دوست دارند با دوچرخه‌هایشان در محله بگردند.

boot [اسم]
اجرا کردن

پوتین

Ex: The fashionable boots added a trendy touch to her outfit .

چکمه‌های شیک، جلوه‌ای مد روز به لباسش اضافه کرد.

goggles [اسم]
اجرا کردن

عینک ایمنی

Ex: The astronaut ’s suit included special goggles for protection in space .

لباس فضانورد شامل عینک محافظ ویژه‌ای برای محافظت در فضا بود.

helmet [اسم]
اجرا کردن

کلاه ایمنی

Ex: She fastened the chin strap of her bike helmet before pedaling away .

او بند چانه کلاه ایمنی دوچرخه‌اش را قبل از رکاب زدن بست.

اجرا کردن

کفش دو

Ex: The athlete chose running shoes with extra arch support .

ورزشکار کفش های دو را با حمایت اضافی قوس انتخاب کرد.

wetsuit [اسم]
اجرا کردن

تن‌پوش غواصی

Ex: The diver donned a wetsuit before plunging into the depths of the reef .

غواص قبل از شیرجه زدن به اعماق صخره، یک لباس غواصی پوشید.

above [قید]
اجرا کردن

در بالای

Ex: Water dripped from the ceiling tiles above .

آب از کاشی‌های سقف بالا چکه می‌کرد.

below [قید]
اجرا کردن

زیر

Ex:

ابرها زیر قله کوه‌ها شناور بودند.

hello [حرف ندا]
اجرا کردن

سلام

Ex: Hello , How are you ?

سلام, حال شما چطور است؟

dear [اسم]
اجرا کردن

عزیزم

Ex: He always kept a special place in his heart for his dear , no matter where life took them .

او همیشه جایگاه ویژه‌ای در قلبش برای عزیزش نگه می‌داشت، مهم نبود زندگی آنها را به کجا ببرد.

ball [اسم]
اجرا کردن

توپ

Ex: We played a game of tennis using a yellow ball .

ما با یک توپ زرد تنیس بازی کردیم.

bat [اسم]
اجرا کردن

راکت اسکواش

Ex: The players warmed up with their bats before the match .
glove [اسم]
اجرا کردن

دستکش

Ex:

او یک جفت دستکش لاستیکی را برای کارهای نظافتی به سبد خرید پرتاب کرد.

goal [اسم]
اجرا کردن

گل

Ex: Scoring a goal in soccer always gives me a rush of adrenaline .

گل زدن در فوتبال همیشه به من یک موج آدرنالین می‌دهد.

net [اسم]
اجرا کردن

تور

Ex: The ball hit the top of the net and bounced over , earning the player a point .

توپ به بالای تور برخورد کرد و از روی آن پرید و به بازیکن یک امتیاز داد.

racket [اسم]
اجرا کردن

راکت

Ex: They bought new rackets for their weekend tennis practice .

آن‌ها راکت‌های جدیدی برای تمرین تنیس آخر هفته‌شان خریدند.

shirt [اسم]
اجرا کردن

پیراهن

Ex: The shirt I recently bought is made of soft cotton fabric .

پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.

shorts [اسم]
اجرا کردن

شلوارک

Ex: I packed a few pairs of shorts for our beach vacation .

من چند جفت شورت برای تعطیلات ساحلی‌مان بسته‌بندی کردم.

skate [اسم]
اجرا کردن

اسکیت

Ex: She tightened the straps on her skates before joining her friends .

او بندهای اسکیت‌هایش را محکم کرد قبل از اینکه به دوستانش بپیوندد.

sock [اسم]
اجرا کردن

جوراب

Ex: She lost one of her socks in the laundry and could n't find it .

او یکی از جوراب‌هایش را در لباس‌شویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.

trainer [اسم]
اجرا کردن

کفش کتانی

Ex: After a long day of walking , her trainers provided the cushioning she needed to avoid sore feet .

پس از یک روز طولانی پیاده‌روی، کفش‌های ورزشی او بالشتک مورد نیاز برای جلوگیری از درد پا را فراهم کردند.