کتاب 'سلوشنز' مبتدی - واحد 9 - 9F

در اینجا واژگان از واحد 9 - 9F در کتاب درسی Solutions Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "صلح آمیز"، "دورافتاده"، "جزیره"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' مبتدی
beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

clear [صفت]
اجرا کردن

آشکار

Ex: The explanation provided by the doctor was clear , alleviating the patient 's concerns .

توضیح ارائه شده توسط پزشک روشن بود، که نگرانی‌های بیمار را کاهش داد.

hot [صفت]
اجرا کردن

داغ

Ex: The metal handle became hot when left in the sun .

دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.

peaceful [صفت]
اجرا کردن

درصلح

Ex: After a long day , she enjoyed the peaceful silence of her garden as the sun set .
remote [صفت]
اجرا کردن

دور

Ex: The remote location of the research station made it difficult to reach .

موقعیت دورافتاده ایستگاه تحقیقاتی، دسترسی به آن را دشوار کرد.

sunny [صفت]
اجرا کردن

آفتابی

Ex: The sunny weather makes me feel happy and energized .

هوای آفتابی من را خوشحال و پرانرژی می‌کند.

tropical [صفت]
اجرا کردن

استوایی

Ex:

طوفان‌های گرمسیری، مانند طوفان‌ها و توفان‌ها، می‌توانند باران‌های سنگین و بادهای شدید به همراه داشته باشند.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

the ocean [اسم]
اجرا کردن

اقیانوس

Ex: The ocean is full of diverse and fascinating life forms .

اقیانوس پر از اشکال متنوع و جذاب زندگی است.

palm tree [اسم]
اجرا کردن

درخت نخل

Ex: They took a picture under a palm tree while on vacation .

آنها در تعطیلات زیر یک درخت نخل عکس گرفتند.

sand [اسم]
اجرا کردن

ماسه

Ex: The artist used colored sand to create intricate designs .

هنرمند از شن رنگی برای خلق طرح‌های پیچیده استفاده کرد.

sandy [صفت]
اجرا کردن

شنی

Ex: The sandy texture of the beach made it perfect for building castles .

بافت شنی ساحل آن را برای ساختن قلعه‌ها عالی کرده بود.

supply [اسم]
اجرا کردن

ذخیره

Ex: There was a shortage of medical supplies during the peak of the pandemic .

در اوج همه‌گیری، کمبود تجهیزات پزشکی وجود داشت.

basic [صفت]
اجرا کردن

بنیادی

Ex: The basic ingredients for the recipe include flour , sugar , and eggs .

مواد پایه برای دستور غذا شامل آرد، شکر و تخم مرغ می‌شود.

neighbor [اسم]
اجرا کردن

همسایه

Ex: Our new neighbors invited us over for dinner .

همسایه‌های جدید ما ما را به شام دعوت کردند.

next door [قید]
اجرا کردن

در خانه مجاور

Ex: I heard a loud noise and went next door to see if everything was okay .

صدای بلندی شنیدم و رفتم کنار تا ببینم همه چیز مرتب است.

life [اسم]
اجرا کردن

زندگی

Ex: Running has become a big part of my life .

دویدن بخش بزرگی از زندگی من شده است.

daily [قید]
اجرا کردن

روزانه

Ex: We water the plants daily during summer .

ما در تابستان گیاهان را روزانه آبیاری می‌کنیم.

free time [اسم]
اجرا کردن

وقت آزاد

Ex: In their free time , the kids love exploring the park .

در اوقات فراغت، بچه‌ها عاشق کاوش در پارک هستند.

island [اسم]
اجرا کردن

جزیره

Ex: We took a boat to the tropical island and spent the day lounging on the sandy beach .

ما قایقی به سمت جزیره گرمسیری گرفتیم و روز را در ساحل شنی استراحت کردیم.