کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 5 - 5F

در اینجا واژگان واحد 5 - 5F در کتاب درسی Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تبلیغ"، "چالش برانگیز"، "متنوع" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
to look for [فعل]
اجرا کردن

به دنبال چیزی بودن

Ex: The students are looking for a good grade on the upcoming exam .

دانش‌آموزان به دنبال نمره خوبی در امتحان آینده هستند.

job [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: My sister has a job at a restaurant as a waitress .

خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.

to offer [فعل]
اجرا کردن

ارائه کردن

Ex: The restaurant offered a diverse menu to cater to various culinary preferences .

رستوران یک منوی متنوع را ارائه داد تا به ترجیحات مختلف آشپزی پاسخ دهد.

to join [فعل]
اجرا کردن

عضو شدن

Ex: She is going to join a yoga studio to increase her flexibility .

او قصد دارد به یک استودیو یوگا ملحق شود تا انعطاف‌پذیری خود را افزایش دهد.

team [اسم]
اجرا کردن

تیم

Ex:

تیم نجات بی‌وقفه کار کرد تا به آسیب‌دیدگان از بلایای طبیعی کمک کند.

to take [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: She took the shorter route to get to the destination quicker .

او مسیر کوتاه‌تر را انتخاب کرد تا سریع‌تر به مقصد برسد.

to have [فعل]
اجرا کردن

در اختیار داشتن

Ex: I have their email .

من دارای ایمیل آنها هستم.

degree [اسم]
اجرا کردن

مدرک دانشگاهی

Ex:

او برای کسب مدرک حقوق خود در دانشگاه تلاش می‌کند.

day off [اسم]
اجرا کردن

روز تعطیل

Ex: Taking a day off from work can greatly improve your overall well-being .

گرفتن یک روز مرخصی از کار می‌تواند به طور قابل توجهی سلامت کلی شما را بهبود بخشد.

to notice [فعل]
اجرا کردن

متوجه شدن

Ex: Please let me know if you notice any unusual behavior in the software .

لطفاً اگر متوجه رفتار غیرعادی در نرم‌افزار شدید به من اطلاع دهید.

اجرا کردن

تبلیغات

Ex: The advertisement for the online course convinced me to enroll .

تبلیغ دوره آنلاین مرا متقاعد کرد که ثبت نام کنم.

to send [فعل]
اجرا کردن

فرستادن

Ex: Please send the invoice to our accounting department for processing .

لطفاً فاکتور را برای پردازش به بخش حسابداری ما ارسال کنید.

application [اسم]
اجرا کردن

فرم درخواست

Ex: You need to fill out an online application to register .

شما باید یک درخواست آنلاین را برای ثبت نام پر کنید.

badly [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: The team played badly and lost by a huge margin .
paid [صفت]
اجرا کردن

پرداخت شده

Ex: A paid subscription unlocks additional features in the app .

یک اشتراک پولی ویژگی‌های اضافی را در برنامه باز می‌کند.

creative [صفت]
اجرا کردن

خلاق

Ex: My cousin is very creative , she paints beautiful pictures with watercolors .

پسرعمویم بسیار خلاق است، او با آبرنگ نقاشی‌های زیبایی می‌کشد.

challenging [صفت]
اجرا کردن

چالش‌برانگیز

Ex:

نوشتن یک مقاله تحقیقی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، نیاز به تحقیق جامع و تحلیل انتقادی دارد.

repetitive [صفت]
اجرا کردن

یکنواخت

Ex: The novel 's plot was repetitive , with each chapter following a similar formula and lacking any real surprises .

طرح رمان تکراری بود، با هر فصل که از فرمولی مشابه پیروی می‌کرد و فاقد هرگونه شگفتی واقعی بود.

rewarding [صفت]
اجرا کردن

پرثمر

Ex: Receiving recognition for one 's hard work is rewarding , as it validates one 's efforts .

دریافت قدردانی برای کار سخت رضایتبخش است، زیرا تلاش‌های فرد را تأیید می‌کند.

stressful [صفت]
اجرا کردن

پراسترس

Ex: The workload at her new job was incredibly stressful .

بار کاری در شغل جدیدش به طور باورنکردنی استرس‌زا بود.

tiring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The tiring day of sightseeing left them longing for a good night 's sleep .

روز خسته‌کننده گردشگری آن‌ها را مشتاق یک شب خواب خوب گذاشت.

varied [صفت]
اجرا کردن

متنوع

Ex: The museum exhibit showcased a varied collection of artwork spanning different periods and styles .

نمایشگاه موزه مجموعه‌ای متنوع از آثار هنری را به نمایش گذاشت که دوره‌ها و سبک‌های مختلفی را در بر می‌گیرد.

well-paid [صفت]
اجرا کردن

با درآمد بالا

Ex: After years of experience and dedication , she finally landed a well-paid position as a senior executive in the company .
dream job [اسم]
اجرا کردن

شغل رؤیایی

Ex: Becoming a professional athlete was his childhood dream job .

تبدیل شدن به یک ورزشکار حرفه‌ای شغل رویایی دوران کودکی او بود.