واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 34

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
to revise [فعل]
اجرا کردن

بازنگری کردن

Ex: Scientists may revise research findings after reviewing additional data .

دانشمندان ممکن است پس از بررسی داده‌های اضافی، یافته‌های تحقیقاتی را بازبینی کنند.

revisal [اسم]
اجرا کردن

بازنویسی

Ex: The play 's director requested a revisal of certain scenes to enhance the emotional impact on the audience .

کارگردان نمایش درخواست بازبینی برخی صحنه‌ها را داد تا تأثیر عاطفی روی مخاطبان را افزایش دهد.

اجرا کردن

انتقال دادن (از طریق حرکات)

Ex: He gesticulated in frustration when words failed him .

او از سر ناامیدی حرکات دست و بدن انجام داد وقتی که کلمات به او خیانت کردند.

to gesture [فعل]
اجرا کردن

با سر و دست اشاره کردن

Ex: As a sign of respect , he gestured with a slight bow when greeting the elders .

به عنوان نشانه‌ای از احترام، او با یک تعظیم کوچک هنگام سلام دادن به بزرگان ژست گرفت.

applicable [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: The laws governing property ownership are applicable in this case .

قوانین حاکم بر مالکیت ملک در این مورد قابل اجرا هستند.

application [اسم]
اجرا کردن

استفاده

Ex: Careful application of the paint ensured a smooth finish .
to exude [فعل]
اجرا کردن

تراوش کردن

Ex: The cactus has the ability to exude moisture during the driest conditions , sustaining itself in the desert .

کاکتوس توانایی تراوش رطوبت را در خشک‌ترین شرایط دارد، که به آن امکان بقا در بیابان را می‌دهد.

exuberant [صفت]
اجرا کردن

سرزنده

Ex: The fans were exuberant as they cheered for their favorite team at the championship game .

هواداران پرنشاط بودند در حالی که برای تیم مورد علاقه‌شان در بازی قهرمانی تشویق می‌کردند.

precision [اسم]
اجرا کردن

دقت

Ex: In cooking , using the same amount of an ingredient every time shows precision .

در آشپزی، استفاده از مقدار یکسان یک ماده در هر بار نشان‌دهنده دقت است.

aquatic [صفت]
اجرا کردن

آبزی

Ex: Whales , though mammals , are highly adapted to their aquatic environment , with streamlined bodies and flippers .

نهنگ‌ها، هرچند پستاندارند، به محیط آبی خود بسیار سازگار شده‌اند، با بدن‌های روان و باله‌ها.

aqueduct [اسم]
اجرا کردن

آباره

Ex: Engineers repaired the old aqueduct to restore water flow .

مهندسان آبراه قدیمی را تعمیر کردند تا جریان آب را بازگردانند.

aqueous [صفت]
اجرا کردن

آبی

Ex: Aqueous environments , like ponds and lakes , support a rich diversity of life .

محیط‌های آبی، مانند برکه‌ها و دریاچه‌ها، از تنوع غنی زندگی پشتیبانی می‌کنند.

dexterity [اسم]
اجرا کردن

چابکی

Ex: The artist ’s dexterity was evident in every brushstroke .

چابکی هنرمند در هر قلم‌ضربه آشکار بود.

dexterous [صفت]
اجرا کردن

فرز

Ex: His dexterous handling of the violin earned him a standing ovation .

کاربرد ماهرانه او از ویولن برای او کف ایستاده به ارمغان آورد.

inception [اسم]
اجرا کردن

آغاز

Ex: The project faced challenges from its inception , requiring constant adaptation .

پروژه از آغاز خود با چالش‌هایی روبرو شد که نیازمند سازگاری مداوم بود.

inceptive [صفت]
اجرا کردن

آغازین

Ex: The company 's inceptive product laid the foundation for a range of innovative gadgets .

محصول اولیه شرکت، پایه‌ای برای مجموعه‌ای از گجت‌های نوآورانه شد.

opulence [اسم]
اجرا کردن

غنا

Ex: The opulence of the royal palace was evident in its gold-trimmed walls and lavish furnishings .

عظمت کاخ سلطنتی در دیوارهای طلاکاری شده و اثاثیه مجلل آن آشکار بود.

opulent [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: He lived an opulent lifestyle , owning multiple yachts and vacation homes .

او یک سبک زندگی پرزرق و برق داشت، صاحب چندین قایق تفریحی و خانه‌های تعطیلات بود.