کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 6 - 6H

در اینجا واژگان واحد 6 - 6H در کتاب درسی Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "در نتیجه"، "به اعتراف"، "به طور ایده آل"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
personally [قید]
اجرا کردن

شخصاً

Ex: I personally believe that reading is a great way to expand one 's knowledge .

شخصاً معتقدم که خواندن راهی عالی برای گسترش دانش است.

اجرا کردن

به‌طرز شگفت انگیزی

Ex: The test results were surprisingly positive , exceeding expectations .

نتایج آزمایش به طور شگفت‌انگیزی مثبت بود، فراتر از انتظارات.

obviously [قید]
اجرا کردن

به‌طور مشخص

Ex: He missed his flight and was obviously frustrated with the situation .

او پروازش را از دست داد و واضح بود که از این وضعیت ناراحت است.

اجرا کردن

در نتیجه

Ex: The project timeline was poorly managed , and consequently , the team struggled to meet crucial milestones .

زمان‌بندی پروژه به بدی مدیریت شد، و در نتیجه، تیم برای رسیدن به نقاط عطف کلیدی تلاش کرد.

اجرا کردن

متأسفانه

Ex: The team played well , but unfortunately , they lost the championship match by a narrow margin .

تیم خوب بازی کرد، اما متأسفانه، آنها بازی قهرمانی را با اختلاف کمی باختند.

ideally [قید]
اجرا کردن

به‌طور ایده‌آل‌

Ex: Ideally , a well-designed website is user-friendly , visually appealing , and has efficient navigation .

در حالت ایده‌آل، یک وبسایت به‌خوبی طراحی شده کاربرپسند، از نظر بصری جذاب و دارای ناوبری کارآمد است.

amazingly [قید]
اجرا کردن

به‌طرز شگفت‌انگیزی

Ex: The chef cooked an amazingly delicious meal .

آشپز یک غذای فوق‌العاده خوشمزه پخت.

اجرا کردن

به‌طرز جالبی

Ex: The artist , interestingly , used recycled materials to create a beautiful sculpture .

هنرمند، به طور جالبی، از مواد بازیافتی برای خلق یک مجسمه زیبا استفاده کرد.

naturally [قید]
اجرا کردن

طبیعتاً

Ex: She naturally excelled in mathematics due to her strong analytical skills .
admittedly [قید]
اجرا کردن

از قرار معلوم

Ex: The project , admittedly , had some flaws that needed addressing .

پروژه، باید اعتراف کرد، برخی از نقص‌ها را داشت که نیاز به رسیدگی داشت.

hopefully [قید]
اجرا کردن

به امید اینکه

Ex: The negotiations are ongoing , hopefully leading to a mutually beneficial agreement .

مذاکرات در حال انجام است، امیدواریم که به توافقی دوسود منجر شود.

basically [قید]
اجرا کردن

اساساً

Ex: Basically , what I ’m saying is that we need to change our approach .

اساساً، چیزی که من می‌گویم این است که باید رویکردمان را تغییر دهیم.