کتاب 'فیس تو فیس' مقدماتی - واحد 5 - 5B
در اینجا شما واژگان از واحد 5 - 5B در کتاب درسی Face2Face Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "ترک کردن"، "کودک"، "طلاق گرفته"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to stop living, working, or being a part of a particular place or group

ترک کردن
او تصمیم گرفت شغلش را ترک کند و به دنبال شغل جدیدی برود.
a place where children learn things from teachers

مدرسه
فرزندانم به مدرسه میروند تا چیزهای جدید یاد بگیرند و دوست پیدا کنند.
an educational institution at the highest level, where we can study for a degree or do research

دانشگاه
او در یک دانشگاه معتبر که برای برنامه مهندسی اش شناخته شده است شرکت می کند.
to come together as previously scheduled for social interaction or a prearranged purpose

دور هم جمع شدن, جایی باهم قرار گذاشتن، ملاقات کردن
او پیشنهاد کرد که در کتابخانه ملاقات کنند تا با هم درس بخوانند.
the man you are officially married to

شوهر
او یک شوهر مسئول است که کارهای خانه را تقسیم میکند و از فرزندانشان مراقبت میکند.
the lady you are officially married to

همسر, زن
جان همسرش را در مهمانی شام شرکت به همکارانش معرفی کرد.
to legally become someone's wife or husband

ازدواج کردن
to experience a specific condition, state, or action

شدن, کردن
آنها تصمیم گرفتند در خدمات اجتماعی شرکت کنند.
no longer married to someone due to legally ending the marriage

طلاقگرفته
او با تمرکز روی حرفه و سرگرمیهایش به زندگی به عنوان یک زن مطلقه عادت کرد.
to form, produce, or prepare something, by putting parts together or by combining materials

درست کردن, ساختن
با اتصال سیمها، شما مدار را میسازید و اجازه میدهید برق جریان یابد.
a story that we can watch on a screen, like a TV or in a theater, with moving pictures and sound

فیلم
فیلم کلاسیک "کازابلانکا" اغلب به عنوان یکی از بزرگترین فیلمهای عاشقانه تمام دوران شناخته میشود.
something that we use to buy and sell goods and services, can be in the form of coins or paper bills

پول
والدینم هر هفته به من پول تو جیبی پول میدهند.
to start or grow to be

شدن
چگونه میتوانم بشوم فردی با اعتماد به نفس بیشتر؟
a person in charge of a movie and gives instructions to the actors and staff

کارگردان سینما, کارگردان فیلم
او آرزو داشت که یک کارگردان فیلم شود و سالها به مطالعه سینما و تکمیل هنر خود پرداخت.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
رمانهای نویسنده معروف به چندین زبان ترجمه شدهاند.
to hold or own something

در اختیار داشتن
خانواده دارای یک کسب و کار سودآور املاک است.
a young person who has not reached puberty or adulthood yet

کودک, بچه
ایجاد یک محیط حمایتی که در آن کودکان بتوانند آزادانه افکار و احساسات خود را بیان کنند، مهم است.
a series of images, feelings, or events happening in one's mind during sleep

رؤیا
رویای او آنقدر واقعی بود که با احساس سردرگمی از خواب بیدار شد.
to change your position or location

حرکت کردن, تغییر مکان دادن
کمپر میتوانست صدای حیوانات را که در بوتههای اطراف حرکت میکردند بشنود.
a building where people live, especially as a family

خانه
خانه یک زیرزمین دارد که وسایلشان را در آن نگه میدارند.
a piece of land with a government of its own, official borders, laws, etc.

کشور
پدربزرگ و مادربزرگ من به این کشور مهاجرت کردند تا فرصتهای بهتری پیدا کنند.
to spend time to learn about certain subjects by reading books, going to school, etc.

درس خواندن
او ترجیح میدهد در کتابخانه مطالعه کند جایی که آرام است و برای یادگیری مناسب است.
the most common language in the world, originating in England but also the official language of America, Canada, Australia, etc.

زبان انگلیسی
انگلیسی ماریا از زمانی که به کانادا نقل مکان کرده است، بهبود یافته است.
the scientific study of matter and energy and the relationships between them, including the study of natural forces such as light, heat, and movement

فیزیک
آزمایشگاه فیزیک با ابزارهای مختلفی برای اندازهگیری نیروها و انرژی مجهز شده بود.
to make letters, words, or numbers on a surface, usually on a piece of paper, with a pen or pencil

نوشتن
او به سرعت شماره تلفن مهم را نوشت.
a set of printed pages that are held together in a cover so that we can turn them and read them

کتاب
من عاشق خواندن کتابها هستم؛ آنها مرا به دنیاهای مختلف میبرند و تخیل من را شعلهور میکنند.
a written or printed message that is sent to someone or an organization, company, etc.

نامه, بخشنامه
او یک نامه استعفا به رئیسش فرستاد.
to become the most successful, the luckiest, or the best in a game, race, fight, etc.

برنده شدن
علیرغم چالشها، آنها توانستند قرارداد را برنده شوند.