کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 7 درس C

در اینجا واژگان از واحد 7 درس C در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "تصادفی"، "وارد کننده"، "نوآوری" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 4
accidental [صفت]
اجرا کردن

تصادفی

Ex: The fire was accidental , caused by faulty wiring in the old building .

آتش‌سوزی تصادفی بود، ناشی از سیم‌کشی معیوب در ساختمان قدیمی.

formation [اسم]
اجرا کردن

چینش

Ex: Birds flew in a V-shaped formation across the sky .

پرندگان در آسمان به شکل V پرواز کردند.

importer [اسم]
اجرا کردن

واردکننده

Ex: She became a successful importer of Italian wines .

او به یک واردکننده موفق شراب‌های ایتالیایی تبدیل شد.

client [اسم]
اجرا کردن

مشتری

Ex: The consultant provided valuable insights that helped improve the client 's business operations .

مشاور بینش‌های ارزشمندی ارائه داد که به بهبود عملیات تجاری مشتری کمک کرد.

to design [فعل]
اجرا کردن

طراحی کردن

Ex: They designed a prototype that revolutionized the industry .

آنها یک نمونه اولیه را طراحی کردند که صنعت را متحول کرد.

instead [قید]
اجرا کردن

در عوض

Ex: We had to cancel our trip due to the weather , so we watched a movie instead .

ما مجبور شدیم سفرمان را به دلیل آب و هوا لغو کنیم، بنابراین به جای آن یک فیلم تماشا کردیم.

اجرا کردن

(با محیط) آشنا کردن

Ex: They introduced an innovative idea during the meeting that sparked a lot of excitement .

آن‌ها در جلسه ایده‌ای نوآورانه را معرفی کردند که هیجان زیادی ایجاد کرد.

اجرا کردن

معرفی

Ex: The introduction of online classes has changed how students learn .

معرفی کلاس‌های آنلاین نحوه یادگیری دانش‌آموزان را تغییر داده است.

to innovate [فعل]
اجرا کردن

ابداع کردن

Ex: In response to customer feedback , the designer innovated the product design for better usability .

در پاسخ به بازخورد مشتریان، طراح طراحی محصول را برای قابلیت استفاده بهتر نوآوری کرد.

innovation [اسم]
اجرا کردن

نوآوری

Ex: Many industries rely on innovation to stay ahead of competitors .

صنایع بسیاری برای پیشی گرفتن از رقبا به نوآوری متکی هستند.

to prove [فعل]
اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: Right now , the scientist is proving the concept in the laboratory .

هم اکنون، دانشمند در حال اثبات مفهوم در آزمایشگاه است.

proof [اسم]
اجرا کردن

مدرک

Ex: The historical documents served as proof of the ancient civilization 's advanced engineering skills .

اسناد تاریخی به عنوان اثبات مهارت‌های پیشرفته مهندسی تمدن باستانی عمل کردند.

to succeed [فعل]
اجرا کردن

موفق شدن

Ex: With creativity and innovation , the team succeeded in developing a groundbreaking technology .
success [اسم]
اجرا کردن

موفقیت

Ex: Despite initial setbacks , the team 's collaborative efforts ultimately culminated in a resounding success .

علیرغم مشکلات اولیه، تلاش‌های مشترک تیم در نهایت به یک موفقیت چشمگیر منجر شد.

to create [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: They created a new software program to solve the problem .

آنها یک برنامه نرم‌افزاری جدید برای حل مشکل ایجاد کردند.

creation [اسم]
اجرا کردن

خلق

Ex: The professor emphasized the importance of creation in scientific innovation .

استاد بر اهمیت آفرینش در نوآوری علمی تأکید کرد.

to improve [فعل]
اجرا کردن

بهبود بخشیدن

Ex: The new software update aims to improve the performance and user experience .

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید با هدف بهبود عملکرد و تجربه کاربری انجام شده است.

improvement [اسم]
اجرا کردن

بهبود‌

Ex: The software update resulted in a noticeable improvement in speed and functionality .

به‌روزرسانی نرم‌افزار منجر به بهبود قابل توجهی در سرعت و عملکرد شد.

to develop [فعل]
اجرا کردن

توسعه یافتن

Ex: The small startup has the potential to develop into a leading technology company .

استارتاپ کوچک این پتانسیل را دارد که به یک شرکت پیشرو در فناوری تبدیل شود.

development [اسم]
اجرا کردن

رشد

Ex: Urban development in the area led to new housing and businesses .

توسعه شهری در منطقه منجر به مسکن و کسب‌وکارهای جدید شد.

recipe [اسم]
اجرا کردن

دستور پخت

Ex: The cookbook contains recipes from various cuisines , providing a diverse range of dishes to try .

کتاب آشپزی شامل دستور العمل‌های مختلف از آشپزی‌های گوناگون است، که طیف متنوعی از غذاها برای امتحان کردن ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

شکلات تخته‌ای

Ex: He unwrapped the chocolate bar and took a bite .

او بار شکلات را باز کرد و یک گاز زد.

original [صفت]
اجرا کردن

اولیه

Ex: The gardens have recently been restored to their original glory .

اخیراً باغ‌ها به شکوه اصلی خود بازگردانده شده‌اند.

to invent [فعل]
اجرا کردن

اختراع کردن

Ex: Innovative thinkers strive to invent novel ideas that push the boundaries of what is possible .

اندیشمندان نوآور تلاش می‌کنند تا ایده‌های نوینی را اختراع کنند که مرزهای ممکن را گسترش می‌دهد.

to use [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The sharp blade makes the knife easy to use for chopping vegetables .

تیغه تیز چاقو را برای خرد کردن سبزیجات آسان برای استفاده می‌کند.

passive [اسم]
اجرا کردن

(دستور زبان) مجهول

Ex: Linguists compare the active and the passive .
comfort [اسم]
اجرا کردن

راحتی

Ex: The soothing music created an atmosphere of comfort , allowing everyone to unwind and enjoy the moment .

موسیقی آرام‌بخش فضایی از آسایش ایجاد کرد، که به همه اجازه می‌داد آرام شوند و از لحظه لذت ببرند.