کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 7 درس C
در اینجا واژگان از واحد 7 درس C در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "تصادفی"، "وارد کننده"، "نوآوری" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
occurring unexpectedly or without prior planning

تصادفی, غیرعمدی
ریزش کاملاً تصادفی بود، زیرا بطری توسط باد واژگون شده بود.
a grouping of people or objects that work together as a single entity

چینش, آرایش
رقصندگان تشکیل خود را برای اجرا تمرین کردند.
someone who brings in goods or products from another country to be sold or distributed

واردکننده
او به عنوان واردکننده ماشینهای لوکس کار میکند.
a person or organization that pays for the services of a company or recommendations of a professional

مشتری, موکل
مشاور مالی به طور منظم با مشتریان ملاقات میکند تا در مورد استراتژیهای سرمایهگذاری بحث کند.
to make drawings according to which something will be constructed or produced

طراحی کردن
او اخیراً یک سری طرحهای مد طراحی کرده است.
as a replacement or equal in value, amount, etc.

در عوض, به جای
او تصمیم گرفت به جای آن اتوبوس بگیرد به جای.
to bring something new to a place or situation where it was not before, especially in a way that grabs people's attention or interest

(با محیط) آشنا کردن, آوردن (برای اولینبار)
معلم تکنیکهای یادگیری تعاملی را معرفی کرد تا دانشآموزان را درگیر نگه دارد.
the action of bringing something into use or existence for the first time

معرفی
معرفی دیرهنگام محصول باعث شکستهای مالی شد.
to introduce new ideas, methods, or products to improve or change the current way of doing things

ابداع کردن, نوآوری کردن
کارآفرینان اغلب در پاسخ به تقاضای بازار نوآوری میکنند و راهحلهای نوآورانه ایجاد میکنند.
a method, product, way of doing something, etc. that is newly introduced

نوآوری, ابتکار، اختراع، ابداع
آخرین نوآوری در فناوری ارتباطات را ساده کرده است.
to show that something is true through the use of evidence or facts

اثبات کردن
دیروز، تیم با موفقیت اثربخشی داروی جدید را ثابت کرد.
information or evidence that proves the truth or existence of something

مدرک, شاهد، مدرک
او اثبات هویت خود را با پاسپورت معتبر و گواهینامه رانندگی ارائه داد.
to reach or achieve what one desired or tried for

موفق شدن
علیرغم مواجهه با شکستها، کارآفرین در نهایت در ایجاد یک کسبوکار موفق موفق شد.
the fact of reaching what one tried for or desired

موفقیت
موفقیت اغلب نتیجه پشتکار و انعطافپذیری در مواجهه با چالشها است.
to bring something into existence or make something happen

به وجود آوردن, خلق کردن
او یک نقاشی زیبا با رنگهای زنده خلق کرد.
the act of bringing something into existence

خلق, ایجاد، آفرینش
آفرینش نرمافزار جدید او صنعت را متحول کرد.
to make a person or thing better

بهبود بخشیدن, بهتر کردن
اضافه کردن جزئیات بیشتر به مقاله شما بهبود میبخشد به وضوح و عمق آن.
the action or process of making something better

بهبود, بهترکردن
نمرههای او پس از شروع جلسات تدریس خصوصی، بهبود قابل توجهی نشان داد.
to change and become stronger or more advanced

توسعه یافتن, رشد کردن
با پیشرفت بیماری، علائم ممکن است به اشکال شدیدتری توسعه یابند.
a process or state in which something becomes more advanced, stronger, etc.

رشد, پیشرفت
پروژه در سال گذشته توسعه قابل توجهی را تجربه کرد.
the instructions on how to cook a certain food, including a list of the ingredients required

دستور پخت
دستور غذا به گیاهان تازه و ادویهها نیاز داشت تا طعم سوپ را بهبود بخشد.
a flat, rectangular-shaped food made from chocolate that is usually divided into smaller pieces for easy consumption

شکلات تختهای
بار شکلاتی در جیبش در روز گرم آب شد.
existing at the start of a specific period or process

اولیه
آنها خانه را به حالت اصلی خود بازگرداندند.
to make or design something that did not exist before

اختراع کردن
دانشمندان به اختراع فناوریهای جدید برای مقابله با چالشهای محیط زیستی ادامه میدهند.
to do something with an object, method, etc. to achieve a specific result

استفاده کردن
من با استفاده از میوههای منجمد و ماست یک اسموتی درست میکنم.
the grammatical voice in which the subject receives the action rather than performing it

(دستور زبان) مجهول
دانشآموزان یاد گرفتند که چگونه مجهول را در انگلیسی بسازند.
a state of being free from pain, worry, or other unpleasant feelings

راحتی, آسایش
پتوهای نرم و بالشهای راحت به او آرامش مورد نیاز برای استراحت پس از یک هفته پرتنش را دادند.
