کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 8 درس D
در اینجا واژگان از واحد 8 درس D در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "بنیانگذار"، "آشکار کردن"، "انقلابی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
someone who starts or creates something like a company or organization

بنیانگذار, مؤسس
بنیانگذار سازمان به کمک به کودکان علاقهمند بود.
an elevated area, especially in theaters, on which artists perform for the audience

صحنه (تئاتر و...)
اجرای کمدین تمام صحنه را با خنده روشن کرد.
a very short period of time

لحظه
ما یک لحظه زیبا را در تماشای غروب آفتاب تقسیم کردیم.
to bring people in one place for a specific purpose

دور هم جمع کردن
هماهنگکننده داوطلبان را جمعآوری میکند تا در پاکسازی جامعه کمک کنند.
to remove a cover from a statue, painting, etc. for the people to see, particularly as part of a public ceremony

رونمایی کردن, پرده برداشتن
معمار از رونمایی طراحی نوآورانه آسمانخراش جدید هیجان زده بود.
something created by a person, process, or effort

محصول, کالا، جنس
هر غذا محصول آمادهسازی دقیق است.
an important or distinctive aspect of something

ویژگی, مشخصه، خصیصه
مقاله مجله تکنیکهای آشپزی نوآورانه سرآشپز را به عنوان یک ویژگی کلیدی موفقیت رستوران برجسته کرد.
to start an organized activity or operation

آغاز به کار کردن, شروع کردن
او در گذشته چندین کسبوکار موفق را راهاندازی کرده است.
causing or involving a grand or fundamental change, particularly leading to major improvements

بنیادین, اساسی
معرفی گوشی هوشمند، روش تعامل و دسترسی افراد به اطلاعات را انقلابی کرد.
anything that takes place, particularly something important

اتفاق, رخداد
روز فارغالتحصیلی یک رویداد مهم در زندگی دانشجویان و خانوادههایشان است.
an organization that does business and earns money from it

شرکت
دفتر اصلی شرکت در مرکز شهر واقع شده است.
to produce a new version of something that has already been made

از نو ساختن, دوباره ساختن
او رزومه خود را دوباره ساخت تا مهارتها و تجربیات جدیدش را برجسته کند.
to create a false or fictional story or information

از خود درآوردن, داستان ساختگی گفتن
کودک داستانی درباره دوست خیالی خود ساخت.
a person who designs, fixes, or builds roads, machines, bridges, etc.

مهندس
مهندس بر ساخت و نگهداری جادهها و پلها نظارت میکند.
to make a person or thing ready for doing something

آمادهسازی کردن, مقدمات لازم را فراهم کردن
ما قبل از رفتن به طبیعت وحشی، تجهیزات کمپینگ خود را آماده میکنیم.
used to describe a period of time that has no end

برای همیشه, تا ابد
پیوند آنها ابدی احساس میشد، فراتر از گذر زمان.
to change something in a significant or fundamental way

انقلابی کردن, متحول کردن
پذیرش تجارت الکترونیک، تجربه خردهفروشی و خرید را دگرگون کرده است.
used to show that something happened or is true, even though there was a difficulty or obstacle that might have prevented it

علیرغم, با وجود
او با وجود خبر بد لبخند زد.
the use of influence or demands to persuade or force someone to do something

فشار
شورا در نهایت تسلیم فشار عمومی شد و طرح را بازنگری کرد.
a large group of people gathered together in a particular place

جمعیت, توده، انبوه
خیابان پر از جمعیت هواداران هیجانزدهای بود که منتظر رسیدن سلبریتی به جشن اکران فیلم بودند.
a machine or tool that is designed for a particular purpose

ابزار, وسیله، دستگاه
دستگاه مترجم به گردشگران کمک میکند تا به زبانهای مختلف ارتباط برقرار کنند.
a sudden and unfortunate event that causes a great amount of death and destruction

مصیبت, بلا، فاجعه
شیوع بیماری یک فاجعه بهداشت عمومی بود.
in the best possible way

بهبهترینشکل
کلیدها کاملاً روی صفحه کلید تراز شده بودند.
to change from one thing, such as a task, major, conversation topic, job, etc. to a completely different one

تغییر دادن, عوض کردن
من سال گذشته برای فرصتهای بهتر شغل عوض کردم.
to show clearly that something is true or exists by providing proof or evidence

اثبات کردن
او با سازماندهی یک رویداد موفق، تواناییهای رهبری خود را نشان داد.
related to the body rather than the mind

فیزیکی, جسمی
فیزیوتراپیست تمرینات خاصی را برای بهبود تحرک توصیه کرد.
a small, round object, usually made of plastic or metal, sewn onto a piece of clothing and used for fastening two parts together

دکمه
ژاکت سه دکمه در جلو برای بستن دارد.
regular and without any exceptional features

عادی, معمولی
پاسخ او آنقدر معمولی بود که در گفتگو برجسته نشد.
a type of small bag in or on clothing, used for carrying small things such as money, keys, etc.

جیب
شلوار دارای جیبهای پشتی است که میتوانید کیف پول خود را در آنجا نگه دارید.
to have something as a part of the whole

شامل بودن, در بر داشتن
دستور جلسه شامل بهروزرسانیهایی در مورد پروژههای جاری و بحثهایی درباره برنامههای آینده خواهد بود.
to mix in order to make a single unit

ترکیب کردن
نانوا با دقت آرد، شکر و تخم مرغ را ترکیب کرد تا خمیر کیک را آماده کند.
like another thing or person in every way

یکسان, همانند
آنها دوقلو هستند، بنابراین همان روز تولد را دارند.
the highest-ranking person in a company

مدیرعامل
کارمندان از شفافیت مدیر عامل در زمانهای سخت قدردانی کردند.
