pattern

کتاب 'فیس تو فیس' متوسطه - واحد 3 - 3A

در اینجا واژگان از واحد 3 - 3A در کتاب درسی Face2Face Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "بدرقه کردن"، "گشتن"، "تحمل کردن"، و غیره.

مرور

فلش‌کارت‌ها

صورت‌ها

املای کلمه

آزمون

شروع یادگیری
Face2face - Intermediate
to travel
to travel
[فعل]

to go from one location to another, particularly to a far location

سفر کردن, مسافرت کردن

سفر کردن, مسافرت کردن

Ex: She travels abroad several times a year. 
بستن
ورود
to set off
to set off
[فعل]

to start a journey

به سفری رفتن, راه افتادن

به سفری رفتن, راه افتادن

Ex: The family set off for their vacation in the mountains, filled with excitement. 

خانواده با هیجان برای تعطیلات خود به کوهستان حرکت کردند.

بستن
ورود
to get around

to move or travel from one place to another

از جایی به جای دیگر رفت‌وآمد کردن, در یک منطقه به‌راحتی جابه‌جا شدن

از جایی به جای دیگر رفت‌وآمد کردن, در یک منطقه به‌راحتی جابه‌جا شدن

Ex: In the congested city, people often use bicycles to get around quickly and avoid traffic. 

در شهر شلوغ، مردم اغلب از دوچرخه برای حرکت کردن سریع و جلوگیری از ترافیک استفاده می‌کنند.

بستن
ورود
to deal with
to deal with
[فعل]

to take the necessary action regarding someone or something specific

به چیزی یا کسی رسیدگی کردن, حل‌و‌فصل کردن

به چیزی یا کسی رسیدگی کردن, حل‌و‌فصل کردن

Ex: You should deal with your homework before going out to play. 

باید قبل از بیرون رفتن برای بازی، رسیدگی به تکالیفت بکنی.

بستن
ورود
to check in
to check in
[فعل]

to confirm your presence or reservation in a hotel or airport after arriving

هنگام رسیدن ورود خود را ثبت کردن, رزرو یا حضور خود را در هتل یا فرودگاه تأیید کردن

هنگام رسیدن ورود خود را ثبت کردن, رزرو یا حضور خود را در هتل یا فرودگاه تأیید کردن

Ex: Make sure to check in at the airport well before your flight. 

مطمئن شوید که در فرودگاه خیلی قبل از پروازتان چک این کنید.

بستن
ورود
to check out
to check out
[فعل]

to leave a hotel after returning your room key and paying the bill

از هتل تسویه‌حساب و خارج شدن, اتاق را تحویل دادن و رفتن

از هتل تسویه‌حساب و خارج شدن, اتاق را تحویل دادن و رفتن

Ex: Guests must check out of the hotel by 11 AM. 

میهمانان باید تا ساعت 11 صبح از هتل تسویه حساب کنند.

بستن
ورود
to see off
to see off
[فعل]

to accompany someone to their point of departure and say goodbye to them

بدرقه کردن, تا محل حرکت همراهی کردن و خداحافظی کردن

بدرقه کردن, تا محل حرکت همراهی کردن و خداحافظی کردن

Ex: He promised to see his guests off after their visit to his home. 

او قول داد که پس از بازدید مهمانان از خانه‌اش، آن‌ها را بدرقه کند.

بستن
ورود
to pick up
to pick up
[فعل]

to take and lift something or someone up

برداشتن, بلند کردن

برداشتن, بلند کردن

Ex: She picked her cat up to keep it from scratching the furniture. 

او گربه‌اش را برداشت تا از خراشیدن مبلمان جلوگیری کند.

بستن
ورود
to get back
to get back
[فعل]

to return to a place, state, or condition

برگشتن, بازگشتن

برگشتن, بازگشتن

Ex: He promised to get back to the office after the meeting. 

او قول داد که بعد از جلسه به دفتر برگردد.

بستن
ورود
to put up with

to tolerate something or someone unpleasant, often without complaining

تحمل کردن, کنار آمدن با

تحمل کردن, کنار آمدن با

Ex: She puts up with the challenges of her demanding job for the sake of career growth. 

او به خاطر رشد شغلی، چالش‌های شغل پرزحمت خود را تحمل می‌کند.

بستن
ورود
to look after

to take care of someone or something and attend to their needs, well-being, or safety

مراقبت کردن, مراقب بودن

مراقبت کردن, مراقب بودن

Ex: My cat looks after herself very well. 

گربه من از خودش خیلی خوب مراقبت می‌کند.

بستن
ورود
to go away
to go away
[فعل]

to move from a person or place

از شخص یا مکانی دور شدن, آنجا را ترک کرده و رفتن

از شخص یا مکانی دور شدن, آنجا را ترک کرده و رفتن

Ex: The stray cat wouldn't go away despite our efforts to shoo it off. 

گربه ولگرد علیرغم تلاش‌های ما برای دور کردنش نمی‌خواست برود.

بستن
ورود
to look forward to

to wait with satisfaction for something to happen

مشتاقانه در انتظار چیزی بودن, مشتاق چیزی بودن

مشتاقانه در انتظار چیزی بودن, مشتاق چیزی بودن

Ex: She looks forward to her annual vacation to a tropical paradise. 

او بی‌صبرانه منتظر تعطیلات سالانه‌اش در بهشت گرمسیری است.

بستن
ورود
LanGeek
دانلود اپلیکشن LanGeek