کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط - واحد 10 - 10C

در اینجا شما واژگان از واحد 10 - 10C در کتاب درسی Face2Face Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "گسترده"، "عیب"، "دامنه توجه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' فوق متوسط
widespread [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: The misinformation about the new policy became widespread on social media .

اطلاعات نادرست درباره سیاست جدید در رسانه‌های اجتماعی گسترده شد.

drawback [اسم]
اجرا کردن

ایراد

Ex: One significant drawback of living in a big city is the noise pollution .

یک عیب مهم زندگی در یک شهر بزرگ آلودگی صوتی است.

اجرا کردن

پرقدرت

Ex: The conference was filled with high-powered executives discussing the future of renewable energy .

کنفرانس پر از مدیران پرقدرت بود که در مورد آینده انرژی های تجدیدپذیر بحث می کردند.

breakdown [اسم]
اجرا کردن

اختلال

Ex: The breakdown of negotiations between the two countries escalated tensions in the region .

فروپاشی مذاکرات بین دو کشور تنش‌ها در منطقه را تشدید کرد.

اجرا کردن

خودشیفته

Ex: The novel 's protagonist is a self-obsessed character who learns humility over time .

شخصیت اصلی رمان یک شخصیت خودشیفته است که با گذشت زمان فروتنی را می‌آموزد.

اجرا کردن

دامنه توجه

Ex: Social media has been linked to a decreasing attention span in many users .

شبکه‌های اجتماعی با کاهش دامنه توجه در بسیاری از کاربران مرتبط شده‌اند.

اجرا کردن

حل مسئله

Ex: Problem solving in engineering often involves trial and error .

حل مسئله در مهندسی اغلب شامل آزمون و خطا می‌شود.

اجرا کردن

خوش‌مشرب

Ex: The good-humored host made everyone feel welcome at the party .

میزبان خوش‌اخلاق باعث شد همه در مهمانی احساس خوشامد کنند.

workplace [اسم]
اجرا کردن

محل کار

Ex: They introduced standing desks to promote wellness in the workplace .

آنها میزهای ایستاده را برای ترویج سلامتی در محل کار معرفی کردند.

daydreaming [اسم]
اجرا کردن

خیال‌پردازی

Ex: The peaceful sound of the waves encouraged her daydreaming .

صدای آرام موج‌ها رویابافی او را تشویق می‌کرد.

far-fetched [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: The detective found the suspect ’s far-fetched alibi hard to take seriously .

کارآگاه معذرت غیرقابل باور مظنون را به سختی جدی گرفت.

downhearted [صفت]
اجرا کردن

غمگین

Ex: His downhearted demeanor was noticeable during the meeting , reflecting his personal struggles .

حالت دلگیر او در جلسه قابل توجه بود، که نشان دهنده تلاش‌های شخصی او بود.