کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 1 - 1D

در اینجا واژگان از واحد 1 - 1D در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "طراح"، "شیک"، "دست دوم" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' متوسطه
stylish [صفت]
اجرا کردن

شیک‌پوش

Ex: The stylish couple turned heads as they walked down the street , dressed in coordinated outfits .

زوج شیک توجه‌ها را به خود جلب کردند در حالی که در خیابان راه می‌رفتند و لباس‌های هماهنگ پوشیده بودند.

innovative [صفت]
اجرا کردن

نوآورانه

Ex: His innovative approach to teaching engages students in ways traditional methods can not .

رویکرد نوآورانه او در تدریس، دانش‌آموزان را به روش‌هایی درگیر می‌کند که روش‌های سنتی نمی‌توانند.

original [صفت]
اجرا کردن

اولیه

Ex: The gardens have recently been restored to their original glory .

اخیراً باغ‌ها به شکوه اصلی خود بازگردانده شده‌اند.

retro [اسم]
اجرا کردن

سبک و مد قدیمی

Ex: She loves shopping for retro at thrift stores , picking up classic pieces from the 70s and 80s .

او عاشق خرید رترو در فروشگاههای دست دوم است، و قطعات کلاسیک از دهه‌های 70 و 80 را برمی‌دارد.

designer [اسم]
اجرا کردن

طراح لباس

Ex: The designer unveiled her latest collection during Fashion Week in Paris .
chic [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: She always looks chic in her trendy outfits and minimalist accessories .

او همیشه در لباس‌های مد روز و اکسسوری‌های مینیمالیستی خود شیک به نظر می‌رسد.

secondhand [صفت]
اجرا کردن

دست دوم

Ex:

آنها آپارتمان خود را با مبلمان دست دوم از یک حراج گاراژ مبله کردند.

to need [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: The car needs a new battery to start .

ماشین نیاز به باتری جدید دارد تا روشن شود.

to imagine [فعل]
اجرا کردن

تصور کردن

Ex: Can you imagine a world without technology ?

آیا می‌توانید دنیایی بدون فناوری را تصور کنید؟

to dress [فعل]
اجرا کردن

لباس پوشیدن

Ex: The child learned to dress independently , choosing their own clothes each morning .

کودک یاد گرفت که به تنهایی لباس بپوشد، هر صبح لباس‌های خود را انتخاب کند.

to expect [فعل]
اجرا کردن

گمان کردن

Ex: The teacher outlined what students could expect on the upcoming exam .

معلم آنچه را که دانش‌آموزان می‌توانستند در امتحان آینده انتظار داشته باشند، ترسیم کرد.

to pay [فعل]
اجرا کردن

پرداخت کردن

Ex: They paid the plumber for fixing the leak in the kitchen .

آن‌ها به لوله‌کش برای تعمیر نشتی در آشپزخانه پرداخت کردند.

rent [اسم]
اجرا کردن

اجاره‌بها

Ex: The landlord increased the rent by ten percent at the end of the lease .

صاحب‌خانه اجاره را در پایان اجاره‌نامه ده درصد افزایش داد.

vintage [صفت]
اجرا کردن

به‌سبک قدیمی

Ex: She found a vintage leather jacket at the thrift store , still looking as stylish as ever .
to enjoy [فعل]
اجرا کردن

لذت بردن

Ex: We enjoyed the movie so much that we watched it twice .

ما آنقدر از فیلم لذت بردیم که دو بار آن را تماشا کردیم.

to avoid [فعل]
اجرا کردن

دوری کردن

Ex: After their disagreement , he avoided her in the work place .

پس از اختلافشان، او در محل کار از او اجتناب می‌کرد.

اجرا کردن

شلوارک برمودا

Ex:

شلوارک‌های برمودا سبک برای تابستان عالی بودند.

camisole [اسم]
اجرا کردن

زیرپوش زنانه

Ex:

کمیسول در تابستان سبک و راحت بود.

cardigan [اسم]
اجرا کردن

ژاکت کش‌بافت

Ex: He buttoned up his cable-knit cardigan before stepping out into the chilly evening .

او قبل از رفتن به هوای سرد شب، کاردیگان بافتنی خود را دکمه کرد.

اجرا کردن

شلوار نظامی

Ex: The combat trousers featured deep side pockets .

شلوار رزمی دارای جیب‌های کناری عمیق بود.

fleece [اسم]
اجرا کردن

پشم

Ex: The fleece provided warmth during the harsh winter months .

پشم در طول ماه‌های سخت زمستان گرما فراهم می‌کرد.

hoodie [اسم]
اجرا کردن

هودی (لباس)

Ex: He grabbed his hoodie off the chair before heading out in the rain .

او هودی خود را از روی صندلی برداشت قبل از اینکه زیر باران بیرون برود.

leggings [اسم]
اجرا کردن

شلوار جذب

Ex: The dancer preferred wearing leggings for rehearsals .

رقصنده ترجیح می‌داد برای تمرینات لگینگ بپوشد.

maxi dress [اسم]
اجرا کردن

لباس بلند مجلسی

Ex: The maxi dress was made of soft , breathable fabric .

لباس بلند از پارچه‌ای نرم و قابل تنفس ساخته شده بود.

skirt [اسم]
اجرا کردن

دامن

Ex: The skirt has a zipper at the back for easy wearing .

دامن در پشت خود زیپ دارد تا پوشیدن آن آسان باشد.

polo shirt [اسم]
اجرا کردن

تی‌شرت یقه‌دار

Ex: She paired her white polo shirt with black trousers .

او پولو سفیدش را با شلوار سیاه ست کرد.

vest [اسم]
اجرا کردن

جلیقه

Ex: The classic black vest added a touch of sophistication to his ensemble .

جلیقه سیاه کلاسیک به لباس او حالتی از ظرافت و پیچیدگی اضافه کرد.

tracksuit [اسم]
اجرا کردن

گرمکن (ورزشی)

Ex: Many athletes prefer to wear a tracksuit during warm-ups to stay loose and agile .

بسیاری از ورزشکاران ترجیح می‌دهند در طول گرم کردن لباس ورزشی بپوشند تا انعطاف‌پذیر و چابک بمانند.