کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه - واحد 8 - 8A

در اینجا واژگان از واحد 8 - 8A در کتاب درسی Insight Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پیست مسابقه"، "درخشان"، "اعتماد به نفس"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیش‌متوسطه
patience [اسم]
اجرا کردن

صبر

Ex: The artisan 's patience was evident in the intricate details of his work .

صبر صنعتگر در جزئیات پیچیده کارش آشکار بود.

confidence [اسم]
اجرا کردن

اعتمادبه‌نفس

Ex: Despite facing challenges , she tackled every task with confidence .

علیرغم مواجهه با چالش‌ها، او هر وظیفه‌ای را با اعتماد به نفس انجام داد.

importance [اسم]
اجرا کردن

اهمیت

Ex: He understood the importance of taking action to prevent climate change .

او اهمیت اقدام برای جلوگیری از تغییرات آب و هوایی را درک کرد.

different [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex: She used different colors to paint a vibrant and lively picture .

او از رنگ‌های مختلف برای نقاشی یک تصویر پرجنب‌وجوش و زنده استفاده کرد.

sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.

place [اسم]
اجرا کردن

موقعیت مکانی

boxing ring [اسم]
اجرا کردن

سکوی بوکس

Ex: The trainer was watching closely from outside the boxing ring .

مربی از بیرون رینگ بوکس با دقت تماشا می‌کرد.

اجرا کردن

دیوار صخره‌نوردی

Ex: They installed a climbing wall at the school for students to use .

آن‌ها یک دیوار صخره‌نوردی در مدرسه نصب کردند تا دانش‌آموزان از آن استفاده کنند.

اجرا کردن

زمین فوتبال

Ex: The game was delayed due to poor conditions on the football field .

بازی به دلیل شرایط بد در زمین فوتبال به تأخیر افتاد.

golf course [اسم]
اجرا کردن

زمین گلف

Ex: She took lessons to improve her swing and putting skills , hoping to lower her score on the golf course during the upcoming tournament .

او برای بهبود مهارت‌های سوئینگ و پاتینگ خود درس گرفت، با امید به کاهش امتیازش در زمین گلف در مسابقه آینده.

gym [اسم]
اجرا کردن

باشگاه

Ex: They offer yoga classes at the gym .

آن‌ها کلاس‌های یوگا در باشگاه ورزشی ارائه می‌دهند.

ice rink [اسم]
اجرا کردن

سالن اسکی روی یخ

Ex: The ice rink was flooded to maintain a smooth surface for skating .

پیست اسکیت برای حفظ سطح صاف برای اسکیت کردن آبگیری شد.

racetrack [اسم]
اجرا کردن

مسیر مسابقه

Ex: The driver skillfully navigated the sharp turns on the racetrack .

راننده به مهارت پیچ‌های تند را در مسیر مسابقه طی کرد.

of [حرف اضافه]
اجرا کردن

درباره

Ex: His assessment of the situation was realistic , highlighting both the challenges and opportunities ahead .

ارزیابی او از وضعیت واقع‌بینانه بود، که هم چالش‌ها و هم فرصت‌های پیش رو را برجسته می‌کرد.

in [حرف اضافه]
اجرا کردن

در (حرف اضافه مکان)

Ex:

گربه در جعبه خوابیده است.

on [حرف اضافه]
اجرا کردن

روی

Ex:

گربه روی طاقچه پنجره خوابید.

for [حرف اضافه]
اجرا کردن

برای

Ex: I 've prepared a surprise gift for my sister 's graduation .

من یک هدیه‌ی غافلگیرکننده برای فارغ‌التحصیلی خواهرم آماده کرده‌ام.

اجرا کردن

استقلال

Ex: Independence allows individuals to pursue their dreams without external restrictions .

استقلال به افراد اجازه می‌دهد تا بدون محدودیت‌های خارجی به دنبال رویاهای خود بروند.

violent [صفت]
اجرا کردن

خشونت‌آمیز

Ex: The violent man was removed from the event for causing trouble .

مرد خشن به دلیل ایجاد مشکل از رویداد اخراج شد.

distance [اسم]
اجرا کردن

فاصله

Ex:

آنها برای چندین سال یک رابطه دور را حفظ کردند قبل از ازدواج.

intelligent [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She 's an intelligent writer with a unique perspective .

او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.

brilliant [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: Brilliant as always , she aced the exam with ease .

درخشان مثل همیشه، او به راحتی امتحان را پشت سر گذاشت.

اجرا کردن

زمین دو

Ex: He enjoyed the peaceful atmosphere of the running track early in the morning , with hardly anyone around .

او از فضای آرام پیست دویدن در صبح زود لذت برد، در حالی که تقریباً هیچ کس اطراف نبود.

stadium [اسم]
اجرا کردن

ورزشگاه

Ex: As the sun set , the stadium lights illuminated the field , signaling the start of the evening 's baseball game .

همان‌طور که خورشید غروب می‌کرد، چراغ‌های استادیوم زمین را روشن کردند و شروع بازی بیسبال شب را اعلام کردند.

اجرا کردن

استخر

Ex: The resort 's swimming pool overlooked the ocean , offering stunning views .

استخر این اقامتگاه مشرف به اقیانوس بود و چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای ارائه می‌داد.

اجرا کردن

زمین تنیس

Ex: After a long day at work , he found relaxation on the tennis court , enjoying a friendly game with his neighbor .

پس از یک روز طولانی در محل کار، او در زمین تنیس آرامش یافت و از یک بازی دوستانه با همسایه خود لذت برد.