کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 8 - 8C
در اینجا، واژگان از واحد 8 - 8C در کتاب درسی Insight Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تصور کردن"، "طرح"، "رویا پردازی کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to bring something into existence or make something happen

به وجود آوردن, خلق کردن
او یک نقاشی زیبا با رنگهای زنده خلق کرد.
to think carefully about different things and choose one of them

تصمیم گرفتن, قصد کردن
پس از بحثهای فراوان، آنها تصمیم گرفتند به یک سفر جادهای بروند.
to have a type of belief or idea about a person or thing

اعتقاد داشتن
من فکر نمیکنم که او در مورد نیاتش صادق باشد.
to create something, usually an idea, a solution, or a plan, through one's own efforts or thinking

ساختن (پاسخ یا راه حل), طرح کردن
ما به یک راهحل خلاقانه برای مشکل رسیدیم.
to change one's opinion or decision regarding something

نظر خود را عوض کردن, تغییر عقیده دادن
نظرش عوض شد و تصمیم گرفت خانه را نفروشد.
to produce a plan, idea, etc. in one's mind

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)
در طول جلسه طوفان فکری، تیم راهحلهای نوآورانهای برای مشکل تصور کرد.
to create or choose a course of action from various options after considering the available information and potential consequences

تصمیمگیری کردن, تصمیم گرفتن
a secret plan, particularly one that is made to deceive other people

دسیسه
او یک طرح برای دستکاری قیمت سهام شرکت را کشف کرد.
to initiate an action or task, particularly when someone has granted permission or in spite of doubts or opposition

آغاز کردن (عملی), شروع کردن
علیرغم تردیدهای اولیه، او تصمیم گرفت پیش برود و در استارتاپ سرمایهگذاری کند.
to think again about an opinion or decision, particularly to see if it needs changing or not

تجدید نظر کردن
او پس از شنیدن شواهد جدید موضع خود را در مورد این موضوع بازبینی کرد.
used to state that one has adopted a different opinion

حالا که فکرش را میکنم, راستش دوباره که فکر میکنم
حالا که فکرش را میکنم، شاید بهتر باشد امشب ایمیل را نفرستیم.
to come to a final decision or conclusion after considering different options or possibilities

تصمیم خود را گرفتن, به نتیجه رسیدن
بالاخره تصمیمش را گرفت و پیشنهاد کار را قبول کرد.
to come up with a creative idea, plan, or solution

ایده یا روشهای جدید یافتن
هنرمند ساعتها صرف رویاپردازی یک طرح منحصر به فرد و خلاقانه برای نقاشی دیواری کرد.