تسهیل کردن
آموزش مناسب میتواند تسهیل کند سازگاری کارکنان با فناوریهای جدید را.
در اینجا شما کلمات از Vocabulary Insight 4 در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "تسهیل"، "مشکوک"، "مانع"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تسهیل کردن
آموزش مناسب میتواند تسهیل کند سازگاری کارکنان با فناوریهای جدید را.
کمک کردن
آنها به مرد سالخورده کمک کردند تا از خیابان عبور کند.
کمک کردن
معلمان اغلب به دانشآموزان در درک موضوعات پیچیده کمک میکنند.
کمک کردن
او به تیم کمک کرد تا پروژه را به موقع تکمیل کند.
متوقف ساختن
وقتی معلم وارد اتاق میشود، او صحبت کردن را متوقف میکند.
چیدن
هنرمند قبل از شروع اثر هنری، رنگها و قلمموها را به طور منظم روی میز چید.
مانع شدن
تعلل میتواند با به تأخیر انداختن کارهای مهم، موفقیت تحصیلی را مختل کند.
نادرست
زندگینامه او شامل چندین جزئیات نادرست بود.
نامناسب
پارک کردن در جایگاه معلولین بدون مجوز استفاده نادرست از فضاهای تعیین شده است.
شیء
در کلاس عکاسی، دانشآموزان یاد میگیرند که چگونه اشیاء را در شرایط نوری مختلف ثبت کنند.
قابل توجه
یافتههای تحقیقاتی دانشجو به اندازهای مهم بودند که در یک مجله معتبر منتشر شوند.
گونه
سگ خانگی یک گونه از سرده Canis است که برای هزاران سال توسط انسانها به صورت انتخابی پرورش داده شده است.
ماده
ریزش در آزمایشگاه توسط یک ماده فرار ایجاد شد که نیاز به مهار فوری داشت.
فرد باهوش
او همیشه در جلسات تیم ما ایدههای بینشآوری دارد. او قطعاً جرقه درخشان گروه است.
تشکیل دادن
این مواد تشکیل دهنده تشکیل میدهند پایه دستور غذا را.
پدیده
شفق قطبی یک پدیده طبیعی تماشایی است.
جرقه فکری
در طول جلسه، او یک ایده ناگهانی داشت و یک استراتژی جدید پیشنهاد کرد.
زاده ذهن
طراحی ساختمان فرزند ذهن او بود، الهام گرفته از طبیعت.
گیج و حواسپرت
دانش آموز حواس پرت برای سازماندهی تکالیفش تلاش میکرد، اغلب کارها را دیر یا ناقص تحویل میداد.
معمای چالشبرانگیز
اگر به دنبال چیزی برای تمرین مغز خود هستید، یک معما خوب را توصیه میکنم.
از حفظ گفتن
در طول مراسم، اعضای جماعت به نوبت برای خواندن قطعاتی از کتاب مقدس اقدام کردند.
بدون وقفه اطلاعات را به اشتراک گذاشتن
او تمام اطلاعات مرتبط را از سند به راحتی بیان کرد در طول ارائه.
اختصاص دادن
نویسنده محبوبیت کتاب را نسبت میدهد به شخصیتهای قابل ارتباط آن.
تشخیص دادن
او در تشخیص واقعیت از رویاهایش مشکل داشت.
فهمیدن
او برای فهمیدن معنای دستورالعملهای پیچیده تلاش کرد.
همکاری کردن
دو شرکت تصمیم گرفتند در توسعه یک نرمافزار جدید همکاری کنند.
انتقال دادن (مقصود، اطلاعات یا احساسات)
مجری رادیو با مهارت آخرین اخبار را به شنوندگان منتقل کرد.
انتقال دادن (مالکیت چیزی)
شرکت مالکیت ملک را به یک سرمایهگذار جدید انتقال داد.
مانع (پیشرفت یا حرکت) شدن
بوروکراسی بیش از حد میتواند کارایی فرآیندهای دولتی را مختل کند.
عبادت کردن
در فرهنگهای سنتی، مردم در دایرهی سنگی مقدس جمع میشدند تا پرستش خدای خورشید را انجام دهند و تغییر فصلها را جشن بگیرند.
زیر لب آواز خواندن
در کنار آتش کمپ، او آهنگهای آشنا از آوازهای قدیمی فولکلور را زمزمه میکرد.
نوعی لهجه (مربوط به اهالی ایرلند، اسکاتلند و برخی مناطق انگلیس)
بروگ بازیگر، نقش آفرینی او را از یک شخصیت ایرلندی معتبرتر کرد.
تجسمی از
برخی معتقدند که روحها میتوانند در طبیعت، مانند درختان یا حیوانات، تجسم پیدا کنند.
تازهکار
شرکت وقتی که تازهکار جوان هنجارهای تثبیتشده را به چالش کشید، غافلگیر شد.
ناودان
ناودان در طول بارندگی شدید سرریز شد و باعث آسیب آب به فونداسیون شد.
کجخلق
نگاه تلخ روی صورتش نارضایتی او را نشان میداد.