کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 3 - درس 1
در اینجا واژگان از واحد 3 - درس 1 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "اوقات فراغت"، "در طول"، "غذاخوری"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the time in the middle of the day when we eat lunch

وقت ناهار
ما جزئیات پروژه را در زمان ناهار بحث خواهیم کرد.
to put food into the mouth, then chew and swallow it

خوردن
بچهها بعد از بازی در بیرون آنقدر گرسنه بودند که نمیتوانستند صبر کنند تا شام را بخورند.
two pieces of bread with cheese, meat, etc. between them

ساندویچ
ما ساندویچها را برای پیکنیکمان در پارک بستهبندی کردیم.
a restaurant or cafeteria located in a workplace, such as a factory or school, where employees or students can purchase and eat food

غذاخوری (دانشگاه، شرکت و غیره)
آنها کافه تریا مدرسه را بازسازی کردند تا آن را وسیعتر کنند.
a place with special equipment that people go to exercise or play sports

باشگاه
دیروز دیدم که در باشگاه وزنه بلند میکند.
reports on recent events that are broadcast or published

اخبار
اخبار فوری درباره زمین لرزه به سرعت در رسانههای اجتماعی پخش شد.
to explore content or information on the internet or in other media without a specific goal

جستوجو کردن, وبگردی کردن
به جای تماشای یک برنامه خاص، ترجیح میدهم بین کانالهای تلویزیونی گشت بزنم و ببینم چه چیزی پخش میشود.
the act of buying goods from stores

خرید
آنها در حال برنامهریزی برای یک سفر خرید در این آخر هفته هستند.
to go away from somewhere

رفتن, عازم شدن
من باید ظرف یک ساعت به فرودگاه بروم.
to use a particular route or means of transport in order to go somewhere

رفتن (با وسیله نقلیه یا از مسیری)
بعد از چراغ راهنمایی، خروجی دوم را بردارید.
at all times, without any exceptions

همیشه
او همیشه آماده کمک به دیگران است.
on many occasions

اغلب, بیشتر وقتها
او اغلب در رویدادهای فرهنگی شهر شرکت میکند.
not on a regular basis

گاهی اوقات, گاه و بیگاه
ما گاهی برای قهوه ملاقات میکنیم.
not at any point in time

هرگز, هیچوقت
این ساعت قدیمی هرگز به درستی کار نکرد، حتی زمانی که جدید بود.
a rest from the work or activity we usually do

وقت استراحت
آنها در طول استراحت یک میان وعده سریع خوردند.
used to express that something happens continuously from the beginning to the end of a period of time

در طول, طی، حین
دانشآموزان در طول سخنرانی معلم ساکت ماندند.
a colorful thin book that has news, pictures, and stories about different things like fashion, sports, and animals, usually issued weekly or monthly

مجله
کتابخانه انتخاب گستردهای از مجلات در موضوعات مختلف دارد.
providing entertainment or amusement

مفرح, سرگرمکننده، لذتبخش
سوار شدن بر ترن هوایی در پارک موضوعی همیشه یک تجربه سرگرمکننده است.
(of a place) full of activity or people

مشغول
مرکز شهر همیشه شلوغ است، به ویژه در فصل تعطیلات.
an outdoor party during which food, such as meat, fish, etc. is cooked on a metal frame over an open fire

مهمانی کبابخوری, باربیکیو
ما در حال برنامهریزی برای یک باربیکیو در حیاط خلوت این آخر هفته با دوستان و خانواده هستیم.
