کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 3 - مرجع - بخش 1
در اینجا واژگان از واحد 3 - مرجع - بخش 1 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "آفتاب گرفتن"، "دوچرخه"، "آخر هفته" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the day that comes after Sunday

دوشنبه
من سعی میکنم صبح دوشنبه را زود شروع کنم تا بیشترین استفاده را از روز ببرم.
the day that comes after Monday

سهشنبه
من گروه مطالعاتی ام را بعدازظهرهای سهشنبه در کتابخانه ملاقات میکنم.
the day that comes after Tuesday

چهارشنبه
من هر چهارشنبه یک قرار ناهار با بهترین دوستم دارم.
the day that comes after Wednesday

پنجشنبه
او بعدازظهرهای پنجشنبه را به یادگیری یک زبان جدید آنلاین اختصاص میدهد.
the day that comes after Thursday

جمعه
گروه مورد علاقه او در شب جمعه کنسرت اجرا میکند.
the day that comes after Friday

شنبه
من دوست دارم شبهای شنبه با یک کاسه پاپکورن فیلم ببینم.
the day that comes after Saturday

یکشنبه
من دوست دارم یکشنبهها وقت بگذارم تا اهدافم را برنامهریزی کنم.
the days of the week, usually Saturday and Sunday, when people do not have to go to work or school

آخر هفته
من مشتاقانه منتظر آخر هفته هستم تا به سفر بروم.
used to express that something happens continuously from the beginning to the end of a period of time

در طول, طی، حین
موزه تورهای راهنما در طول ساعات خاصی از روز ارائه میدهد.
to make food with heat

غذا پختن, غذا درست کردن، آشپزی کردن
خواهرم با مهارت یک کاری خوشمزه برای شام میپزد.
to control the movement and the speed of a car, bus, truck, etc. when it is moving

رانندگی کردن, راندن
من معمولاً به مدرسه رانندگی میکنم، اما امروز اتوبوس میروم.
to give our attention to the sound a person or thing is making

گوش دادن, کوش فرا دادن
او دوست دارد هنگام مطالعه به موسیقی کلاسیک گوش دهد.
to come together as previously scheduled for social interaction or a prearranged purpose

دور هم جمع شدن, جایی باهم قرار گذاشتن، ملاقات کردن
او پیشنهاد کرد که در کتابخانه ملاقات کنند تا با هم درس بخوانند.
to sit on open-spaced vehicles like motorcycles or bicycles and be in control of their movements

راندن, سوار شدن
دوستان در پارک دوچرخه سواری میکنند.
a vehicle that has two wheels and moves when we push its pedals with our feet

دوچرخه
او از دوچرخهسواری با دوچرخه خود در کنار رودخانه لذت میبرد.
to use one's voice in order to produce musical sounds in the form of a tune or song

آواز خواندن, آهنگ خواندن
در طول سفر با ماشین، آنها آواز خواندند تا خود را سرگرم کنند.
to spend time to learn about certain subjects by reading books, going to school, etc.

درس خواندن
او ترجیح میدهد در کتابخانه مطالعه کند جایی که آرام است و برای یادگیری مناسب است.
to lie or sit in the sun in order to darken one's skin

حمام آفتاب گرفتن
بسیاری از مردم ترجیح میدهند در پارکها آفتاب بگیرند تا برنزه طبیعی داشته باشند.
a type of exercise that is designed to make one's lungs and heart stronger, often performed with music

تمرینهای هوازی
برنامه تناسب اندام ایروبیک را با تمرینات قدرتی ترکیب کرد تا یک روال تمرینی همهجانبه داشته باشد.
a martial art and sport that emphasizes grappling and throwing techniques, originated in Japan

جودو
او در سنین پایین شروع به تمرین جودو کرد و به سرعت کمربند سیاه خود را به دست آورد.
a system of physical exercises, including breath control and meditation, practiced to gain more control over your body and mind

یوگا
او یوگا را برای کمک به درد کمرش شروع کرد.
a sport in which a boat is propelled through water using long poles called oars

قایقرانی (ورزشی), روئینگ (ورزش)
او پاروزنی را به عنوان راهی برای حفظ تناسب اندام و لذت بردن از فضای باز انتخاب کرد.
the act of walking in a way that is very fast and both feet are never on the ground at the same time, particularly as a sport

دویدن
دویدن یک راه عالی برای بهبود سلامت قلب و عروق شماست.
the act of buying goods from stores

خرید
خرید آنلاین اخیراً محبوب شده است.
the activity or sport of moving over snow on skis

اسکی
اسکی یک ورزش زمستانی محبوب در بسیاری از مناطق کوهستانی در سراسر جهان است.
the activity or sport of sailing on water by standing on a special board with a sail attached to it

بادسواری, قایق بادبانی سواری
او برای اولین بار یک درس ویندسرفینگ گرفت و به سرعت عاشق هجوم آدرنالین آن شد.
a global computer network that allows users around the world to communicate with each other and exchange information

اینترنت
او از اینترنت برای گوش دادن به موسیقی و تماشای فیلم استفاده میکند.
a building where films are shown

سینما
من ترجیح میدهم فیلمهای اکشن را در سینما تماشا کنم تا در خانه.
a public performance by musicians or singers

کنسرت
او همیشه میخواسته گروه موسیقی مورد علاقهاش را در کنسرت ببیند.
a place with special equipment that people go to exercise or play sports

باشگاه
باشگاه ورزشی بعد از کار شلوغ بود.
to participate in a game or sport to compete with another individual or another team

بازی کردن (در مقابل), رقابت کردن با، به مصاف رفتن
آیا او تاکنون در یک بازی تنیس علیه تو بازی کرده است؟
a type of sport where two teams, with often five players each, try to throw a ball through a net that is hanging from a ring and gain points

بسکتبال
بسکتبال ورزش مورد علاقه او برای بازی در اوقات فراغت است.
a strategic two-player board game where players move pieces with different abilities across a board with the objective of capturing the opponent's king

شطرنج
اسب یکی از همهکارهترین مهرهها در شطرنج است که میتواند از روی مهرههای دیگر در مسیرش بپرد.