کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی - واحد 9 - درس 1

در اینجا شما واژگان از واحد 9 - درس 1 در کتاب درسی Total English Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "ارزان"، "وبلاگ"، "موافق"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' مقدماتی
blog [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ

Ex: The company 's blog offers insights into industry trends and best practices .
اجرا کردن

برنامهٔ خبری

Ex: He was interviewed on a national news program .

او در یک برنامه خبری ملی مصاحبه شد.

newspaper [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The newspaper has a column where readers can write in and ask for advice .

روزنامه ستونی دارد که خوانندگان می‌توانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.

online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: Online banking has become increasingly popular , providing customers with convenient access to their accounts and transaction history .

بانکداری آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده است، که به مشتریان دسترسی راحت به حساب‌های خود و تاریخچه تراکنش‌ها را می‌دهد.

radio [اسم]
اجرا کردن

رادیو

Ex: They turned off the radio when they went to sleep .

آنها رادیو را خاموش کردند وقتی به خواب رفتند.

fast [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: He had a fast response to emergency situations .

او به موقعیت‌های اضطراری سریع پاسخ می‌داد.

easy [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: Fixing the leaky faucet was easy ; all it needed was a quick tightening of the bolt .

تعمیر شیر آبی که چکه می‌کرد آسان بود؛ فقط نیاز به سفت کردن سریع پیچ داشت.

detailed [صفت]
اجرا کردن

مفصل

Ex: The detective took detailed notes during the investigation to ensure nothing was overlooked .

کارآگاه در طول تحقیق یادداشت‌های مفصل برداشت تا مطمئن شود چیزی از قلم نیفتاده است.

exciting [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The soccer game was very exciting , with both teams scoring in the final minutes .

بازی فوتبال بسیار هیجان‌انگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.

cheap [صفت]
اجرا کردن

ارزان

Ex: The restaurant serves delicious food at cheap prices .

رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمت‌های ارزان سرو می‌کند.

convenient [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: I love that the library has extended hours ; it 's very convenient for students .
source [اسم]
اجرا کردن

خاستگاه

Ex: The river 's source is high in the mountains .

منبع رودخانه در ارتفاعات کوه‌ها قرار دارد.

percent [قید]
اجرا کردن

درصد

Ex:

تورم ماه گذشته 2 درصد افزایش یافت.

اجرا کردن

مربوط به ریاست‌جمهوری

Ex: Presidential debates offer voters insight into the candidates ' policies and leadership abilities .
election [اسم]
اجرا کردن

انتخابات

Ex: The country held presidential elections every four years .

کشور هر چهار سال یکبار انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌کرد.

to agree [فعل]
اجرا کردن

موافق بودن

Ex: They agree that the movie was excellent .

آن‌ها موافق هستند که فیلم عالی بود.

reason [اسم]
اجرا کردن

دلیل

Ex: One possible reason for the increase in temperature is global warming .

یک دلیل ممکن برای افزایش دما، گرمایش جهانی است.

expensive [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: He bought an expensive watch as a gift for his father .

او یک ساعت گران‌قیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.

lively [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز (مکان)

Ex: The beach was lively during the summer , with families and tourists everywhere .

ساحل در تابستان پر جنب و جوش بود، با خانواده‌ها و گردشگران در همه جا.

modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: Advances in modern medicine have greatly improved life expectancy .

پیشرفت‌های پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیده‌اند.

noisy [صفت]
اجرا کردن

پرسروصدا

Ex: The restaurant was noisy , with the clinking of dishes and the chatter of diners .

رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.

relaxing [صفت]
اجرا کردن

آرامش‌بخش

Ex: Spending the afternoon by the peaceful lake was relaxing, allowing her to unwind and recharge.

گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامش‌بخش آرامش‌بخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.