کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 2 - مرجع - بخش 1

در اینجا واژگان از واحد 2 - مرجع - بخش 1 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "docudrama"، "moving"، "thriller" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
channel [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex:

سرویس‌های استریمینگ به کاربران اجازه می‌دهند تا به کانال‌ها به صورت آنلاین دسترسی داشته باشند، که دسترسی به محتوای متنوع را به صورت درخواستی فراهم می‌کند.

اجرا کردن

اینترنت

Ex: The Internet has transformed how we connect , work , and entertain ourselves .

اینترنت روش ارتباط، کار و سرگرمی ما را دگرگون کرده است.

اجرا کردن

پیام‌رسانی فوری

Ex: She received an urgent message from her colleague via instant messaging about the change in meeting time .

او یک پیام فوری از همکارش از طریق پیام‌رسانی فوری درباره تغییر زمان جلسه دریافت کرد.

online [صفت]
اجرا کردن

آنلاین

Ex: Online banking has become increasingly popular , providing customers with convenient access to their accounts and transaction history .

بانکداری آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده است، که به مشتریان دسترسی راحت به حساب‌های خود و تاریخچه تراکنش‌ها را می‌دهد.

website [اسم]
اجرا کردن

وب‌سایت

Ex: The website has a section for frequently asked questions .

وبسایت بخشی برای سوالات متداول دارد.

film [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex:

صنعت فیلم پیشرفت‌های تکنولوژیکی قابل توجهی را تجربه کرده است، که منجر به تولید فیلم‌هایی با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و غوطه‌ور کننده شده است.

comedy [اسم]
اجرا کردن

ژانر کمدی

Ex: The film blends elements of drama and comedy , making it a unique watch .

فیلم عناصر درام و کمدی را در هم می‌آمیزد و آن را به تماشایی منحصر به فرد تبدیل می‌کند.

docudrama [اسم]
اجرا کردن

مستند درام

Ex:

این کانال یک دکودرام جذاب درباره رسوایی‌های سیاسی پخش کرد.

horror film [اسم]
اجرا کردن

فیلم ترسناک

Ex: They decided to host a Halloween party featuring a marathon of classic horror films from the 1970s and 1980s .

آنها تصمیم گرفتند یک مهمانی هالووین برگزار کنند که شامل ماراتونی از فیلم‌های ترسناک کلاسیک دهه‌های 1970 و 1980 باشد.

romantic [صفت]
اجرا کردن

رمانتیک

Ex: Her romantic gesture of flowers and chocolates won his heart .
thriller [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، کتاب و غیره) مهیج

Ex: The thriller movie had the audience on the edge of their seats .

فیلم مهیج تماشاگران را روی لبه صندلی‌هایشان نشاند.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.

commercial [صفت]
اجرا کردن

تجاری

Ex: Commercial shipping companies transport goods across national and international borders .
digital [صفت]
اجرا کردن

دیجیتال

Ex:

ساعت دیجیتال روی دیوار هم زمان و هم تاریخ را نشان می‌دهد.

documentary [اسم]
اجرا کردن

فیلم مستند

Ex: The space documentary provided fascinating facts about our solar system .

مستند فضایی حقایق جذابی درباره منظومه شمسی ما ارائه داد.

اجرا کردن

برنامه تلویزیونی واقع‌نما

Ex: They binge-watched a reality show featuring survival challenges .

آنها یک شوی واقع‌نما شامل چالش‌های بقا را پشت سر هم تماشا کردند.

chat show [اسم]
اجرا کردن

گفت‌وگوی تلویزیونی یا رادیویی

Ex: He was invited as a guest on a chat show to discuss his latest movie .

او به عنوان مهمان در یک برنامه گفت‌وگو دعوت شد تا درباره آخرین فیلمش بحث کند.

to live [فعل]
اجرا کردن

زندگی کردن

Ex: We are planning to live near the mountains for a more serene lifestyle .

ما قصد داریم در نزدیکی کوه‌ها زندگی کنیم برای یک سبک زندگی آرام‌تر.

presenter [اسم]
اجرا کردن

مجری (تلویزیون یا رادیو)

producer [اسم]
اجرا کردن

تولید‌کننده

Ex: As a producer of luxury handbags , the brand gained international acclaim .

به عنوان یک تولیدکننده کیف‌های دستی لوکس، این برند مورد تحسین بین‌المللی قرار گرفت.

program [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The ballet program showcased talented dancers from across the world .

برنامه باله رقصنده‌های بااستعداد از سراسر جهان را به نمایش گذاشت.

satellite [اسم]
اجرا کردن

ماهواره فضایی

Ex: During the mission , scientists used the satellite to study the effects of climate change from space .

در طول مأموریت، دانشمندان از ماهواره برای مطالعه اثرات تغییرات آب و هوایی از فضا استفاده کردند.

screen [اسم]
اجرا کردن

صفحه نمایش

Ex: She cleaned the screen of her laptop to remove smudges .

او صفحه لپتاپش را تمیز کرد تا لکه‌ها را پاک کند.

to set [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: She set the camera to manual mode for more creative control .

او دوربین را روی حالت دستی تنظیم کرد برای کنترل خلاقانه‌تر.

annoying [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده

Ex: The annoying delay in public transportation made commuters late for work .

تأخیر آزاردهنده در حمل و نقل عمومی باعث شد مسافران به محل کار دیر برسند.

boring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie was boring and I fell asleep halfway through it .

فیلم خسته‌کننده بود و من وسط آن خوابم برد.

اجرا کردن

سرگرم‌کننده

Ex: Despite a predictable plot , the movie 's entertaining cast and fast-paced action sequences made it a fun summer watch .

علیرغم طرح داستانی قابل پیش‌بینی، بازیگران سرگرم‌کننده و سکانس‌های اکشن سریع فیلم، آن را به یک تماشای تابستانی مفرح تبدیل کرد.

exciting [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The soccer game was very exciting , with both teams scoring in the final minutes .

بازی فوتبال بسیار هیجان‌انگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.

gripping [صفت]
اجرا کردن

هیجا‌ن‌انگیز

Ex:

فیلم مهیج با پیچ‌و‌تاب‌های جذاب داستان و صحنه‌های پرتعلیق، بینندگان را تا آخرین لحظه حدس‌زن نگه داشت.

incredible [صفت]
اجرا کردن

باورنکردنی

Ex: The plot of the movie was so incredible that it defied logic .

طرح فیلم آنقدر باورنکردنی بود که منطق را به چالش کشید.

inspiring [صفت]
اجرا کردن

الهام‌بخش

Ex: Her journey of resilience and determination was truly inspiring to everyone who knew her .

سفر او از انعطاف‌پذیری و عزم واقعاً الهام‌بخش بود برای همه کسانی که او را می‌شناختند.

moving [صفت]
اجرا کردن

تکان‌دهنده

Ex:

او کتاب را به طرز باورنکردنی تکان‌دهنده یافت، با توصیف‌های زنده از مبارزات و پیروزی‌های شخصیت‌ها.