connected with the time or process of birth

زایشی, مولودی، وابستهبه تولد
پرستار اطلاعات تولد نوزاد را ثبت کرد.
the state of legally belonging to a country

ملیت
فرم از ملیت و محل تولد شما میپرسد.
(geometry) a polygon consisting of eight straight sides and eight angles

هشتضلعی, هشتگوش
زمین بسکتبال جدید مدرسه در طراحی خود یک هشت ضلعی داشت.
the interval between the first and the last notes in eight diatonic degrees

اکتاو (موسیقی), هنگام
او گیتارش را کوک کرد تا مطمئن شود هر سیم در اکتاو درست قرار دارد.
a book size resulting from folding a full sheet of paper three times to create eight leaves or 16 pages

قطع نیموزیری
having an age between 80 and 89 years old

افراد بین 80 تا 89 سال
زوج هشتادساله داستانهای گرم و صمیمی از زندگی طولانی و پربارشان را به اشتراک گذاشتند.
an organized system or set of rules that specifies how elements should be arranged in a language or other structure

نظم, ترتیب
کتاب سینتکس پایه آلمانی را توضیح میدهد.
produced artificially, typically based on its natural version

ترکیبی, مرکب از مواد مصنوعی
او به جای چمن طبیعی به دلیل نگهداری کم و دوام بالا، چمن مصنوعی را برای حیاط خلوت خود انتخاب کرد.
to make someone develop intellectually or morally

اخلاق آموختن, آموزش دادن
منتور به دنبال آموزش منتی از طریق بازخورد سازنده و راهنمایی بود، تا رشد شخصی و حرفهای را تقویت کند.
a large, imposing building, especially one that is impressive in size or appearance

عمارت, ساختمان بزرگ
ساختمان دولتی دفاتری برای بخشهای مختلف داشت.
a nonmetallic heavy volatile corrosive dark brown liquid element belonging to the halogens; found in sea water

برم (شیمی), برومین
a bromine-containing compound once prescribed to calm nerves or induce sleep, largely replaced by modern medications now

برمید (نمک آلی)
او داستانهای مادربزرگش را درباره قرصهای برومید که هر شب برای دفع بیخوابی مصرف میشد به یاد آورد.
a person whose job is arranging and selling flowers

گلفروش
او از گلفروش خواست که یک مرکز میز برای میز شام طراحی کند.
to grow in a healthy and strong way

رشد کردن, شکوفا شدن
با آب کافی، گیاهان به سرعت رشد میکنند.
showing kindness, forgiveness, or compassion toward others

مهربان, کریم، بخشنده، رحیم، غفور
او حتی نسبت به کسانی که به او ظلم کردهاند مهربان است.
