مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 42

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
pagan [اسم]
اجرا کردن

کافر

Ex: The stories shared among pagans often include myths and legends from various cultures .

داستان‌هایی که در میان کافران به اشتراک گذاشته می‌شود اغلب شامل اسطوره‌ها و افسانه‌هایی از فرهنگ‌های مختلف است.

paean [اسم]
اجرا کردن

سرود ستایش

Ex: The poet composed a lyrical paean to the beauty of autumn .

شاعر یک سرود ستایش‌آمیز غنایی برای زیبایی پاییز سرود.

pageant [اسم]
اجرا کردن

نمایش مجلل و تاریخی

Renaissance [اسم]
اجرا کردن

دوره تجدد ادبی و فرهنگی

Ex: The festival marked a renaissance of traditional dance .
to evade [فعل]
اجرا کردن

طفره رفتن

Ex: The politician evaded accountability for the scandal by shifting public attention elsewhere .

سیاستمدار با منحرف کردن توجه عمومی به جای دیگری، از پاسخگویی به رسوایی اجتناب کرد.

perfunctory [صفت]
اجرا کردن

سرسری

Ex:

آنها یک عذرخواهی سطحی ارائه دادند، که به وضوح منظورشان نبود.

to scale [فعل]
اجرا کردن

اندازه گرفتن

Ex: The chef scaled the recipe , reducing the number of servings for a smaller group .

آشپز دستور غذا را تنظیم کرد، تعداد وعده‌ها را برای گروه کوچکتر کاهش داد.

red tape [اسم]
اجرا کردن

کاغذ بازی اداری

Ex: The new regulations added even more red tape to an already complex system .

مقررات جدید حتی کاغذبازی بیشتری به یک سیستم از قبل پیچیده اضافه کرد.

maudlin [صفت]
اجرا کردن

بیش از حد احساساتی

Ex:

سخنرانی به شکلی احساساتی و گریان تغییر کرد، وقتی که او شروع به یادآوری دوران کودکی خود کرد.

gravity [اسم]
اجرا کردن

گرانش

Ex: Astronauts experience microgravity in space , where the effects of gravity are greatly reduced compared to Earth 's surface .

فضانوردان در فضا ریزگرانش را تجربه می‌کنند، جایی که اثرات گرانش در مقایسه با سطح زمین به شدت کاهش می‌یابد.

glib [صفت]
اجرا کردن

زبان‌باز

Ex: Her glib demeanor masked her true intentions .

رفتار سطحی او نیات واقعی اش را پنهان می‌کرد.

genre [اسم]
اجرا کردن

ژانر

Ex: The Renaissance period saw the emergence of the genre of portraiture .

دوره رنسانس شاهد ظهور سبک پرتره بود.