without any mistakes or errors

بیعیبونقص, بیخدشه
مهارتهای آشپزی بیعیب سرآشپز به یک وعده غذایی خوشمزه منجر شد.
seeming believable or reasonable enough to be considered true

محتمل, پذیرفتنی، انگاردنی
دانشمند یک نظریه معقول را برای توضیح پدیده غیرمعمول مشاهده شده در آزمایش پیشنهاد کرد.
easily and quickly burned

قابلاشتعال, قابلسوختن
برچسب هشدار روی ظرف شیمیایی نشان میدهد که قابل اشتعال است و باید با احتیاط حمل شود.
deserving disapproval and condemnation due to being extremely wicked or evil

خوار, پست، مطرود، زبون، نکوهشپذیر
خیانت زشت او به دوستانش همه کسانی که او را میشناختند را شوکه کرد.
(of a subject of discussion) unclear or uncertain, therefore can be further discussed or disagreed with

قابل بحث
ایده درآمد پایه جهانی هنوز در بسیاری از کشورها قابل بحث است.
easy to approach, and pleasant to talk to

معاشرتپذیر, خوشبرخورد
طبیعت خوشبرخورد او به او کمک کرد تا به سرعت در هر کجا که میرفت دوست پیدا کند.
able to exist together without conflict or problems

سازگار, موافق
ایدهها سازگار هستند و میتوانند در یک طرح واحد ادغام شوند.
having enough reason to take someone to court over a legal matter

قابلاقامهدعوا, دعوایقابلرسیدگی
وکیل به موکل خود اطمینان داد که مدارک ارائه شده قابل پیگرد بودند و میتوانستند در دادگاه استفاده شوند.
causing fear due to greatness or being impressive

ترسناک, موحش
او با چالش ترسناک صعود به بلندترین قله روبرو شد.
liable to attack or harm, especially in a strategic or defensive sense

بیدفاع
شبکه شرکت در برابر حملات سایبری آسیبپذیر است.
responsible for an act that is morally or legally wrong

سزاوار سرزنش, قابلمجازات، قابلملامت
او در طرح کلاهبرداری مقصر بود.
carried out through physical force against someone's wishes or intentions

اجباری, زوری، عدوانی، قانعکننده
(of people or animals) easily controlled or influenced by external factors or authority

رامکردنی, مطیع، سربهراه
طبیعت قابل انعطاف او او را به نامزد ایدهآل برای نقش رهبر تیم تبدیل کرد.
involving or relating to the betrayal of someone or something

خیانتآمیز, خائنانه
اشتراکگذاری اسرار دولتی خیانتآمیز محسوب میشود.
