مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 16

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
eventual [صفت]
اجرا کردن

نهایی

Ex: With careful planning and strategic decision-making , they were able to anticipate and prepare for their eventual success .

با برنامه‌ریزی دقیق و تصمیم‌گیری استراتژیک، آن‌ها توانستند موفقیت نهایی خود را پیش‌بینی و برای آن آماده شوند.

connubial [صفت]
اجرا کردن

وابسته‌به زناشویی

Ex: Their connubial home blended his minimalist style with her vintage finds .

خانه ازدواجی آنها سبک مینیمالیستی او را با یافته‌های وینتیج او در هم آمیخت.

venial [صفت]
اجرا کردن

بخشیدنی

Ex: He committed a venial mistake in the report that did n't affect the overall results .

او یک اشتباه قابل بخشش در گزارش مرتکب شد که بر نتایج کلی تأثیری نداشت.

nasal [صفت]
اجرا کردن

مربوط به بینی

Ex:

پزشک حفره بینی را برای یافتن علائم عفونت یا انسداد بررسی کرد.

insular [صفت]
اجرا کردن

ساکن جزیره

Ex: Her accent revealed her insular upbringing on a remote island .

لهجه‌اش نشان‌دهنده تربیت جزیره‌ای او در یک جزیره دورافتاده بود.

ceremonial [صفت]
اجرا کردن

تشریفاتی

Ex: In some cultures , the ceremonial lighting of candles symbolizes hope and renewal .

در برخی فرهنگ‌ها، روشن کردن تشریفاتی شمع‌ها نماد امید و تجدید است.

abnormal [صفت]
اجرا کردن

غیرطبیعی

Ex: The abnormal behavior of the animal raised concerns among the researchers .

رفتار غیرعادی حیوان نگرانی‌هایی را در میان محققان ایجاد کرد.

pivotal [صفت]
اجرا کردن

اساسی

Ex: In the negotiation process , finding common ground on key issues is pivotal for reaching a successful and mutually beneficial agreement .

در فرآیند مذاکره، یافتن زمینه مشترک در مورد مسائل کلیدی برای رسیدن به یک توافق موفق و متقابل حیاتی است.

material [صفت]
اجرا کردن

مادی

Ex:

گزارش به بحث در مورد نیازهای مادی در جامعه، مانند غذا و سرپناه پرداخت.

venal [صفت]
اجرا کردن

رشوه‌‌خوار

Ex: Venal politicians erode public trust .

سیاستمداران فاسد اعتماد عمومی را تضعیف می‌کنند.

feudal [صفت]
اجرا کردن

تیولی

Ex: The feudal hierarchy placed peasants at the bottom , working the land in exchange for protection from their lord .

سلسله مراتب فئودالی دهقانان را در پایین‌ترین سطح قرار داد، که در ازای محافظت از اربابشان روی زمین کار می‌کردند.

menial [صفت]
اجرا کردن

سطح پایین (کار)

Ex: Cleaning the building was considered a menial chore by most employees .

تمیز کردن ساختمان توسط اکثر کارمندان به عنوان یک کار پست در نظر گرفته می‌شد.

ecumenical [صفت]
اجرا کردن

جهانی (به‌ویژه در مورد کلیسا)

cerebral [صفت]
اجرا کردن

مغزی

Ex: Cerebral atrophy is a condition characterized by a decrease in brain size and volume .

آتروفی مغزی وضعیتی است که با کاهش اندازه و حجم مغز مشخص می‌شود.

jugular [صفت]
اجرا کردن

مربوط به گردن یا گلو

pastoral [صفت]
اجرا کردن

مربوط به کشیش

Ex: The pastoral letter addressed issues relevant to the congregation 's spiritual well-being .

نامه روحانی به مسائل مربوط به رفاه معنوی جماعت پرداخت.

comical [صفت]
اجرا کردن

طنز‌آمیز

Ex: Her comical retelling of the embarrassing situation had everyone laughing uncontrollably .

بازگویی خنده‌دار او از موقعیت خجالت‌آور باعث شد همه به طور کنترل‌نشدنی بخندند.