صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان - صفات حالات ذهنی موقت مثبت

این صفت‌ها تجربیات عاطفی یا ذهنی زودگذری را توصیف می‌کنند که حالت‌ها و احساسات مثبت را ترویج می‌دهند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های انتزاعی انسان
calm [صفت]
اجرا کردن

آرام

Ex: In the face of adversity , she approached the challenge with a calm mindset .

در مواجهه با سختی‌ها، او با ذهنی آرام به چالش نزدیک شد.

eager [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: He was eager to hear the results of his job interview and hoped for good news .

او مشتاق بود تا نتایج مصاحبه شغلی خود را بشنود و امیدوار به اخبار خوب بود.

keen [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The keen scientist eagerly absorbed new research findings in their field .

دانشمند تیزبین با اشتیاق یافته‌های جدید تحقیقاتی را در زمینه خود جذب کرد.

content [صفت]
اجرا کردن

راضی

Ex:

کارمند راضی قدردانی خود را از محیط کار حمایتی ابراز کرد.

unbiased [صفت]
اجرا کردن

بی‌طرفانه

Ex: The teacher graded the assignments with an unbiased approach , treating all students equally .

معلم تکالیف را با رویکردی بی‌طرفانه تصحیح کرد و با همه دانش‌آموزان به طور یکسان رفتار کرد.

fond [صفت]
اجرا کردن

خوش

Ex: Whenever she visited her grandparents ' house , she felt a warm sense of fond nostalgia , surrounded by familiar objects and family stories from years gone by .

هر زمان که به خانه پدربزرگ و مادربزرگش سر میزد، احساس گرمی از نوستالژی را تجربه میکرد، در حالی که با اشیاء آشنا و داستانهای خانوادگی از سالهای گذشته احاطه شده بود.

beholden [صفت]
اجرا کردن

مدیون

Ex: Despite his success , he never forgot the people who had helped him along the way and remained beholden to them .

علیرغم موفقیتش، او هرگز افرادی را که در راه به او کمک کرده بودند فراموش نکرد و به آنها مدیون باقی ماند.

indulgent [صفت]
اجرا کردن

آسان‌گیر

Ex: They enjoyed an indulgent afternoon , relaxing at the spa and enjoying fine wine .

آنها از یک بعدازظهر مداراگر لذت بردند، در اسپا استراحت کردند و از شراب خوب لذت بردند.

focused [صفت]
اجرا کردن

متمرکز

Ex:

هنرمند بر خلق یک شاهکار متمرکز بود، و تمام حواس‌پرتی‌های خارجی را مسدود می‌کرد.

motivated [صفت]
اجرا کردن

باانگیزه

Ex:

او با تمایل به ایجاد تاثیر مثبت در جامعه‌اش انگیزه داشت.

relieved [صفت]
اجرا کردن

تسکین یافته (از درد یا غم)

Ex:

او پس از اتمام پروژه بزرگش در محل کار، احساس آسودگی کرد.

اجرا کردن

متمرکز

Ex: The scientist conducted experiments with a concentrated focus , aiming to achieve accurate results .

دانشمند آزمایش‌هایی با تمرکز متمرکز انجام داد، با هدف دستیابی به نتایج دقیق.

determined [صفت]
اجرا کردن

قوی و مصمم

Ex: Despite setbacks , she remained determined to pursue her dream career .

علیرغم مشکلات، او مصمم به دنبال کردن شغل رویایی خود باقی ماند.

dedicated [صفت]
اجرا کردن

متعهد

Ex: Despite challenges , she remained dedicated to improving her skills as a musician .

علیرغم چالش‌ها، او به عنوان یک موسیقیدان به متعهد ماندن به بهبود مهارت‌هایش ادامه داد.

اجرا کردن

قدردان

Ex: Despite the challenges , she remained appreciative of life 's blessings .

علیرغم چالش‌ها، او سپاسگزار نعمت‌های زندگی باقی ماند.

attentive [صفت]
اجرا کردن

بادقت

Ex: Attentive observation is crucial in scientific research .
grateful [صفت]
اجرا کردن

سپاسگزار

Ex: The child was visibly grateful for the surprise gift .

کودک به وضوح برای هدیه غافلگیر کننده سپاسگزار بود.

careful [صفت]
اجرا کردن

مراقب

Ex: You need to be careful when handling fragile items .

شما باید در هنگام جابجایی وسایل شکننده مراقب باشید.

hopeful [صفت]
اجرا کردن

امیدوار

Ex: Despite several rejections , the hopeful writer continued to submit her manuscript , believing in its potential .

علیرغم چندین رد، نویسنده امیدوار به ارسال دستنوشته خود ادامه داد، به پتانسیل آن ایمان داشت.

thankful [صفت]
اجرا کردن

سپاسگزار

Ex: The students were thankful for the chance to learn from such a dedicated teacher .

دانش‌آموزان برای فرصت یادگیری از چنین معلمی متعهد سپاسگزار بودند.

اجرا کردن

مشتاق

Ex: Her enthusiastic applause showed her genuine appreciation for the performance .

تشویق پرشور او قدردانی واقعی او از اجرا را نشان داد.

mindful [صفت]
اجرا کردن

هوشیار

Ex: The students were encouraged to be mindful of their environmental impact , practicing recycling and conservation .

از دانش‌آموزان خواسته شد که هوشیار باشند نسبت به تأثیر محیطی خود، با تمرین بازیافت و حفاظت.

welcoming [صفت]
اجرا کردن

خوش‌برخورد

Ex:

کارکنان رستوران به خاطر رفتار دوستانه خود شناخته شده بودند، که باعث می‌شد مشتریان احساس ارزشمندی و قدردانی کنند.

courageous [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: The courageous act of confronting her fears enabled Emily to overcome her phobia of public speaking .

عمل شجاعانه روبرو شدن با ترس‌هایش به امیلی اجازه داد تا بر هراسش از سخنرانی در جمع غلبه کند.

speechless [صفت]
اجرا کردن

ناتوان از سخن

Ex:

پس از تماشای اجرای شگفت‌انگیز، تماشاگران بی‌صدا ماندند.

pensive [صفت]
اجرا کردن

اندیشناک

Ex: After reading the letter , he became pensive , reflecting on its contents .

بعد از خواندن نامه، او در فکر فرو رفت و در مورد محتوای آن تأمل کرد.

composed [صفت]
اجرا کردن

خون‌سرد

Ex:

او آرام و باوقار بود در حالی که در مراسم خاکسپاری پدرش سخنرانی می‌کرد.

reflective [صفت]
اجرا کردن

تأملی

Ex: After the argument , he became reflective , considering his words and actions .

پس از بحث، او تأملی شد و به کلمات و اعمال خود فکر کرد.