واژگان آیلتس سطح مبتدی - سفر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سفر را یاد خواهید گرفت، مانند "خارج از کشور"، "گردشگری"، "سوئیت" و غیره که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in or traveling to a different country

به خارج, در خارج
او برای کار به خارج از کشور رفت و با ایدههای جدید بازگشت.
an exciting or unusual experience, often involving risk or physical activity

ماجراجویی
پیمودن رودخانههای خروشان در سفر قایقرانی سفیدآب، یک ماجراجویی پر از آدرنالین بود.
the activity of living outdoors in a tent, camper, etc. on a vacation

کمپینگ, چادر زدن در طبیعت
در طول کمپینگ، همیشه به طبیعت احترام بگذارید و هیچ ردی باقی نگذارید.
the business of providing accommodation, services and entertainment for people who are visiting a place for pleasure

گردشگری, توریسم
زیبایی طبیعی جزیره آن را به نقطه داغی برای گردشگری تبدیل میکند.
a case with a handle, used for carrying clothes, etc. when we are traveling

چمدان
او چمدان خود را با دقت بست، مطمئن شد که همه وسایل ضروری را شامل شده است.
something that we usually buy and bring back for other people from a place that we have visited on vacation

سوغاتی
او صدفها را از ساحل جمع کرد به عنوان یادگاری از تعطیلات کنار دریا.
the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
او بعد از یک روز کامل گردشگری در پاریس خسته شده بود.
a place where people live, stay, or work in

محل سکونت, اقامتگاه
هتل انواع مختلفی از اقامت را ارائه میدهد، از اتاقهای استاندارد تا سوئیتهای لوکس با نمای اقیانوس.
the place where someone or something is headed

مقصد
به عنوان یک مسافر، از کشف مقاصد جدید و غوطهوری در فرهنگهای مختلف لذت میبرم.
a journey, typically for observing and photographing wild animals in their natural habitat, especially in African countries

سیاحت اکتشافی (بهویژه در آفریقا)
اکسپدیشنهای سافاری فرصتی منحصر به فرد برای مشاهده حیوانات باشکوهی مانند شیرها، فیلها و زرافهها در زیستگاه طبیعیشان فراهم میکنند.
a large park, with machines and games that are all related to a single concept, designed for public entertainment

تمپارک, پارک موضوعی
بازدید از یک پارک موضوعی یک فعالیت سرگرمکننده برای خانوادهها است.
a long journey taken on a ship or spacecraft

سفر دریایی یا فضایی
ملوانان برای کاوش سرزمینهای جدید، سفری را از اقیانوس اطلس آغاز کردند.
a business that makes arrangements for people who want to travel

آژانس مسافرتی
آژانس مسافرتی بر اساس ترجیحات آنها توصیههایی برای هتلها و فعالیتها ارائه داد.
a vacation arranged by a travel agent or a company at a fixed price including the cost of transport, accommodations, etc.

تور مسافرتی
آژانس مسافرتی یک تور پکیج را تبلیغ کرد که شامل بازدیدهای راهنمایی شده بود.
a specific area in a building, like a hotel or office, where one checks in, gets help, or asks questions

میز پذیرش
منشی در پیشخوان با گرمی از من استقبال کرد و در رزرو من به من کمک کرد.
including everyone or everything, particularly for a single price

شامل همهچیز یا تمام افراد, یک قیمت برای همه خدمات
مجتمع تفریحی خدمات همهشمول ارائه میدهد، که اطمینان میدهد مهمانان در طول اقامت خود همه چیز مورد نیازشان را دارند.
a series of rooms, particularly in a hotel

سوئیت
مدیر تجاری یک سوئیت رزرو کرد تا فضای اضافی برای جلسات و استراحت داشته باشد.
a bathroom that is directly connected to a bedroom

حمام-دستشویی اختصاصی
آپارتمان لوکس شامل یک حمام اختصاصی در اتاق خواب اصلی بود.
a person who is on vacation or holiday, typically traveling away from home for leisure or relaxation

مسافر
به عنوان مسافران تعطیلات، روزهای خود را به کاوش در مکانهای تاریخی شهر گذراندند.
a person whose job is to do the cleaning and cooking in a house or hotel

نظافتچی (هتل و...), خانهدار
او یک خدمتکار استخدام کرد تا در کارهای روزمره و نظافت کمک کند.
the act of stopping a planned event from happening or an order for something from being completed

لغو, فسخ
لغو کنسرت بسیاری از طرفدارانی که بلیط خریده بودند را ناامید کرد.
a plan of the route and the places that one will visit on a journey

برنامه سفر, مسیر مسافرت
آژانس مسافرتی به علایق ما گوش داد و یک برنامه سفر متناسب با حیات وحش و ذخایر طبیعی طراحی کرد.
a hotel near the road suitable for people who are on a road trip, usually with rooms arranged in a row and parking places outside

مُتِل
تابلو نئون موتل مسافران خسته را با وعده اتاقهای تمیز و قیمتهای مناسب به خود جذب میکرد.
the time when a guest should leave a hotel room, pay the bills, and return the key

ساعت تسویه و خروج از هتل
در طول تسویه حساب، مهمانان این فرصت را دارند که از طریق نظرسنجی رضایت ما، بازخورد خود را در مورد اقامتشان ارائه دهند.
a short trip taken for pleasure, particularly one arranged for a group of people

سفر تفریحی کوتاه, گردش
آنها یک گردش آخر هفته به پارک ملی نزدیک برنامهریزی کردند.
to go on vacation by a ship or boat

به سفر دریایی رفتن, دریاگردی کردن
به جای سفر جادهای معمول، خانواده تصمیم گرفتند در امتداد خط ساحلی اروپا کروز کنند.
an establishment that provides vacationers with lodging, food, entertainment, etc.

اقامتگاه تفریحی
استراحتگاه اسکی در میان علاقهمندان به ورزشهای زمستانی محبوب است.
a place or building that provides cheap food and accommodations for visitors

مسافرخانه, مهمانسرا
در طول سفرهایش، او در یک هتل دنج اقامت داشت که فعالیتهای گروهی برای آشنایی مهمانان با یکدیگر ترتیب میداد.
