واژگان آیلتس سطح مبتدی - سفر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سفر را یاد خواهید گرفت، مانند "خارج از کشور"، "گردشگری"، "سوئیت" و غیره که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس سطح مبتدی
abroad [قید]
اجرا کردن

به خارج

Ex: We usually go abroad for a week in May to escape the routine .

ما معمولاً در ماه می برای فرار از روزمرگی به خارج از کشور می‌رویم.

adventure [اسم]
اجرا کردن

ماجراجویی

Ex: The children 's book series follows the young protagonists on magical adventures in faraway lands .

مجموعه کتاب کودکان، شخصیت‌های جوان را در ماجراهای جادویی در سرزمین‌های دور دنبال می‌کند.

camping [اسم]
اجرا کردن

کمپینگ

Ex:

او کمپینگ در کمپ را به جای طبیعت وحشی ترجیح می‌دهد.

tourism [اسم]
اجرا کردن

گردشگری

Ex: The rise in adventure tourism has led to the development of various outdoor activities .

افزایش گردشگری ماجراجویانه منجر به توسعه فعالیت‌های متنوع در فضای باز شده است.

suitcase [اسم]
اجرا کردن

چمدان

Ex: The handle of his suitcase broke as he was rushing to catch his flight .

دسته چمدان او شکست در حالی که عجله داشت تا پروازش را بگیرد.

souvenir [اسم]
اجرا کردن

سوغاتی

Ex: She bought a keychain souvenir from the gift shop to remember her trip to Paris .

او یک سوغاتی کلید زنجیری از فروشگاه هدیه خرید تا سفرش به پاریس را به یاد بیاورد.

sightseeing [اسم]
اجرا کردن

تماشای اماکن دیدنی

Ex: The travel agency organized a sightseeing tour of the most popular landmarks in the city .

آژانس مسافرتی یک تور گردشگری از محبوب‌ترین نقاط دیدنی شهر ترتیب داد.

اجرا کردن

محل سکونت

Ex: Due to the high demand for accommodation during the festival , many hotels were fully booked .

به دلیل تقاضای بالا برای اسکان در طول جشنواره، بسیاری از هتل‌ها کاملاً رزرو شده بودند.

destination [اسم]
اجرا کردن

مقصد

Ex: The GPS will guide you to your desired destination with turn-by-turn directions .

GPS شما را با راهنمایی گام به گام به مقصد مورد نظرتان هدایت می‌کند.

safari [اسم]
اجرا کردن

سیاحت اکتشافی (به‌ویژه در آفریقا)

Ex:

بسیاری از لودج‌ها و کمپ‌های سافاری اقامتگاه‌های لوکسی ارائه می‌دهند که اقامتی راحت و به یاد ماندنی در میان زیبایی وحشی ساوانا را تضمین می‌کنند.

theme park [اسم]
اجرا کردن

تم‌پارک

Ex: She bought tickets to the theme park for her friend 's birthday .

او بلیط‌های پارک موضوعی را برای تولد دوستش خرید.

voyage [اسم]
اجرا کردن

سفر دریایی یا فضایی

Ex: The novel follows the protagonist ’s epic voyage through treacherous seas and uncharted territories .

رمان سفر حماسی شخصیت اصلی را از طریق دریاهای خطرناک و سرزمین‌های ناشناخته دنبال می‌کند.

اجرا کردن

آژانس مسافرتی

Ex: The travel agency offers personalized services to ensure clients have a stress-free travel experience .

آژانس مسافرتی خدمات شخصی‌سازی شده را ارائه می‌دهد تا اطمینان حاصل شود که مشتریان تجربه سفر بدون استرسی دارند.

اجرا کردن

تور مسافرتی

Ex: They enjoyed a package tour that featured cultural experiences and local cuisine .

آنها از یک تور پکیج لذت بردند که شامل تجربیات فرهنگی و غذاهای محلی بود.

front desk [اسم]
اجرا کردن

میز پذیرش

Ex: The front desk is where you can find information about hotel amenities and nearby attractions .
اجرا کردن

شامل همه‌چیز یا تمام افراد

Ex: The membership provides an all-inclusive experience with access to the gym , pool , and fitness classes .

عضویت یک تجربه همه‌شمول با دسترسی به سالن ورزشی، استخر و کلاس‌های تناسب اندام ارائه می‌دهد.

suite [اسم]
اجرا کردن

سوئیت

Ex: The hotel offered complimentary breakfast and concierge services for all guests staying in a suite .

هتل صبحانه رایگان و خدمات کانسیرژ را برای تمام مهمانانی که در یک سوئیت اقامت داشتند ارائه می‌داد.

en suite [اسم]
اجرا کردن

حمام-دستشویی اختصاصی

Ex: The newly renovated suite boasts a spacious en suite with a freestanding bathtub .

سوئیت تازه بازسازی شده از یک en suite وسیع با وان حمام ایستاده بهره می‌برد.

vacationer [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: He met fellow vacationers at the hotel 's poolside bar and exchanged travel stories .

او با دیگر مسافران در بار کنار استخر هتل ملاقات کرد و داستان‌های سفر را رد و بدل کرد.

housekeeper [اسم]
اجرا کردن

نظافتچی (هتل و...)

Ex: The housekeeper 's responsibilities include vacuuming , dusting , and laundry .

مسئولیت‌های خدمتکار شامل جارو کشیدن، گردگیری و شستن لباس‌ها می‌شود.

cancelation [اسم]
اجرا کردن

لغو

Ex:

لغو جلسه همه را با زمان اضافی در برنامه‌هایشان رها کرد.

itinerary [اسم]
اجرا کردن

برنامه سفر

Ex: When planning his backpacking trip through Asia , Mark used a travel app to help him design the perfect itinerary .

هنگام برنامه‌ریزی سفر کوله‌پشتی خود در آسیا، مارک از یک برنامه سفر استفاده کرد تا به او در طراحی مسیر سفر کامل کمک کند.

motel [اسم]
اجرا کردن

مُتِل

Ex: The family stayed at a pet-friendly motel , allowing them to bring their furry companion along on their journey .

خانواده در یک متل حیوان‌دوست اقامت کردند، که به آنها اجازه می‌داد همراه پشمالوی خود را در سفر بیاورند.

checkout [اسم]
اجرا کردن

ساعت تسویه و خروج از هتل

Ex: Do n't forget to return your room key during checkout to avoid any key replacement fees .

فراموش نکنید که در زمان تسویه حساب کلید اتاق خود را برگردانید تا از هزینه‌های جایگزینی کلید جلوگیری کنید.

excursion [اسم]
اجرا کردن

سفر تفریحی کوتاه

Ex: The company arranged an excursion for employees to promote team building .

شرکت یک گردش برای کارمندان ترتیب داد تا تیم‌سازی را ترویج کند.

to cruise [فعل]
اجرا کردن

به سفر دریایی رفتن

Ex: They cruised on a luxury liner with many activities .

آن‌ها با یک کشتی لوکس با فعالیت‌های زیاد کروز کردند.

resort [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه تفریحی

Ex: We are planning to visit a mountain resort for our family reunion .

ما در حال برنامه‌ریزی برای بازدید از یک منتجع کوهستانی برای تجمع خانوادگی خود هستیم.

hostel [اسم]
اجرا کردن

مسافرخانه

Ex: Many hostels have communal kitchens where guests can cook their meals and save money on dining out .

بسیاری از هتل‌های ارزان قیمت آشپزخانه‌های مشترکی دارند که مهمانان می‌توانند غذای خود را بپزند و با نخوردن غذا در بیرون پول پس‌انداز کنند.

to unpack [فعل]
اجرا کردن

باز کردن (چمدان، بسته و...)

currency [اسم]
اجرا کردن

پول رایج

Ex: Travelers often need to exchange their currency at the airport .

مسافران اغلب نیاز دارند که ارز خود را در فرودگاه تعویض کنند.