صفات ارزیابی و مقایسه - صفت‌های ارزیابی مثبت زیبایی

این صفات جذابیت زیبایی شناختی یا جذابیت چیزی را توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "خیره‌کننده"، "زیبا"، "نفس‌گیر" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارزیابی و مقایسه
spectacular [صفت]
اجرا کردن

باشکوه

Ex: The sunset over the ocean was a spectacular sight .

غروب خورشید بر فراز اقیانوس منظره‌ای تماشایی بود.

magnificent [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: Despite his advanced age , the elderly gentleman had a magnificent air about him , with sharp features and a dignified demeanor .

علیرغم سن بالا، آن مرد سالخورده حال و هوایی عالی داشت، با ویژگی‌های تیز و رفتاری با وقار.

flawless [صفت]
اجرا کردن

بی‌عیب‌ونقص

Ex: His timing in the game was flawless , leading the team to victory .

زمان‌بندی او در بازی بی‌نقص بود، که تیم را به پیروزی رساند.

majestic [صفت]
اجرا کردن

با عظمت

Ex: The majestic mountains towered over the landscape , casting shadows across the valley .

کوه‌های با عظمت بر فراز منظر سر برافراشته بودند، سایه‌هایی دره را فرا گرفته بود.

splendid [صفت]
اجرا کردن

باشکوه

Ex: The splendid performance of the orchestra filled the concert hall with music .

اجرای خیره‌کننده ارکستر سالن کنسرت را از موسیقی پر کرد.

picturesque [صفت]
اجرا کردن

تماشایی

Ex: The picturesque cabin by the lake provided a peaceful retreat from city life .

کلبه دل‌انگیز کنار دریاچه، پناهگاهی آرام از زندگی شهری ارائه می‌داد.

appealing [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex:

لبخند گرم و خوش‌آمدگویی او بلافاصله او را برای هر کسی که ملاقات می‌کرد جذاب می‌کرد.

اجرا کردن

نفس‌گیر

Ex: The breathtaking speed of the roller coaster left riders exhilarated and breathless .

سرعت حیرت‌انگیز ترن هوایی سواران را هیجان‌زده و بی‌نفس گذاشت.

stunning [صفت]
اجرا کردن

خیره‌کننده

Ex: His performance was so stunning that it left the audience speechless .
fabulous [صفت]
اجرا کردن

افسانه‌ای

Ex: The fabulous taste of the gourmet meal left diners craving more .

طعم فوق‌العاده غذای گورمه باعث شد مهمانان خواهان بیشتر باشند.

glorious [صفت]
اجرا کردن

پرزرق‌وبرق

Ex: The glorious view from the mountaintop stretched for miles , showcasing the breathtaking landscape below .

منظره باشکوه از قله کوه برای مایل‌ها امتداد داشت، مناظر نفس‌گیر پایین را به نمایش می‌گذاشت.

adorable [صفت]
اجرا کردن

ناز

Ex: The adorable little ducklings followed their mother closely as they waddled by the pond .

جوجه اردک‌های دوست‌داشتنی کوچک به دنبال مادرشان نزدیک برکه قدم می‌زدند.

impeccable [صفت]
اجرا کردن

بی‌عیب‌ونقص

Ex: The actor delivered an impeccable performance in every scene .

بازیگر در هر صحنه یک اجرای بی‌عیب و نقص ارائه داد.

classy [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: His speech was not only eloquent but also delivered in a classy manner , earning him the audience 's admiration .

سخنرانی او نه تنها فصیح بود بلکه به روشی کلاسه ارائه شد که تحسین مخاطبان را برای او به ارمغان آورد.

dressy [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: She accessorized her dressy outfit with elegant jewelry and heels .

او لباس شیک خود را با جواهرات و کفش های پاشنه بلند شیک تزئین کرد.

scenic [صفت]
اجرا کردن

خوش‌منظره

Ex: The scenic picnic spot overlooked a tranquil lake surrounded by lush greenery .

محل پیک نیک منظره‌ای بر فراز دریاچه‌ای آرام و محصور در سبزیجات سرسبز قرار داشت.

idyllic [صفت]
اجرا کردن

باصفا

Ex: The idyllic mountain retreat offered stunning views and fresh mountain air .

پناهگاه کوهستانی آرمانی، مناظر خیره‌کننده و هوای تازه کوهستانی ارائه می‌داد.

delightful [صفت]
اجرا کردن

لذت‌بخش

Ex: The weather on our holiday was simply delightful .

هوا در تعطیلات ما به سادگی دلپذیر بود.

impressive [صفت]
اجرا کردن

تحسین‌برانگیز

Ex: Her impressive leadership skills helped guide the team to success .

مهارت‌های رهبری تحسین‌برانگیز او به هدایت تیم به سمت موفقیت کمک کرد.

nifty [صفت]
اجرا کردن

هوشمند

Ex: She showed off her nifty sewing skills by creating custom-made clothes .

او با ساخت لباس‌های سفارشی، مهارت‌های دست‌ودلبازانه خیاطی خود را به نمایش گذاشت.

sensational [صفت]
اجرا کردن

مهیج

Ex: The sensational plot twist in the movie kept viewers on the edge of their seats until the very end .

پیچش داستانی حیرت‌انگیز فیلم، تماشاگران را تا آخرین لحظه روی لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

marvelous [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌انگیز

Ex: The marvelous invention revolutionized the way people approached daily tasks .

اختراع شگفت‌انگیز روشی را که مردم به کارهای روزمره نزدیک می‌شدند، متحول کرد.

glamorous [صفت]
اجرا کردن

پرزرق‌وبرق

Ex: The glamorous decor of the hotel lobby exuded an air of opulence and grandeur .

دکور پرزرق و برق لابی هتل، هوایی از تجمل و عظمت را منتشر می‌کرد.