صفات برانگیختن احساس خاص - صفتهای برانگیزنده مثبت
این صفات، ویژگیها یا خصوصیاتی را توصیف میکنند که احساسات، عواطف یا احساسات مثبت را برمیانگیزند، مانند "هیجانانگیز"، "الهامبخش"، "هیجانانگیز" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
arousing interest and curiosity due to being strange or mysterious

فریبنده, مجذوبکننده
عمارت متروکه روی تپه تاریخی جذاب داشت، که در هالهای از رمز و راز و شایعه پیچیده شده بود.
catching and keeping our attention because of being unusual, exciting, etc.

جالب, جذاب، هیجانانگیز
جالب است که ببینیم تکنولوژی در طول سالها چگونه تکامل یافته است.
giving someone hope, confidence, or support

دلگرمکننده, نویدبخش
لبخندش در طول گفتگوی دشوار گرم و تشویقکننده بود.
providing motivation, encouragement, enthusiasm, or a sense of purpose

الهامبخش, انگیزهبخش
داستان الهامبخش او درباره غلبه بر سختیها، بسیاری از مردم را برای دنبال کردن رویاهایشان الهام بخشید.
producing feelings of motivation, enthusiasm, or admiration

الهامبخش
معلم یک درس الهامبخش داد که عشق به علم را در دانشآموزانش برانگیخت.
causing sudden surprise or alarm

تکاندهنده, شگفتآور
دگرگونی حیرتانگیز او دوستانش را متعجب کرد.
causing a feeling of shock, disbelief, or wonder

تعجببرانگیز, حیرتآور، غافلگیرکننده
مهربانی شگفتانگیز غریبهها روزش را ساخت.
causing great pleasure or excitement

هیجانانگیز, مهیج
خبر هیجانانگیز پیروزی تیم به سرعت در سراسر شهر پخش شد.
making us feel interested, happy, and energetic

هیجانانگیز, مهیج
کنسرت هیجانانگیز بود، با اجراهای شگفتانگیز از گروههای موردعلاقهام.
bringing happiness or a sense of accomplishment

خوشحالکننده
وقتی پروژه به موقع تکمیل شد، او احساس رضایتبخشی از دستاورد را تجربه کرد.
fulfilling a want or a requirement, and bringing a feeling of accomplishment or enjoyment

راضیکننده, رضایتبخش
پختن یک وعده غذایی خوشمزه از ابتدا میتواند به طرز باورنکردنی رضایتبخش باشد.
helping our body or mind rest

آرامشبخش
صدای امواجی که به ساحل برخورد میکرد به طرز باورنکردنی آرامبخش بود.
providing a calming or comforting sensation that helps to relieve or lessen pain or discomfort

آرامشبخش, تسکیندهنده
احساس خنک ژل آلوئه ورا تسکین آرامشبخش برای پوست آفتابسوخته او فراهم کرد.
providing a sense of ease, comfort, or relief

آرامشبخش
یک آغوش تسلیبخش از یک دوست میتواند یک موقعیت دشوار را قابل تحملتر کند.
giving a renewed sense of energy

تازه کننده, انرژی بخش
شناورزی طراوتبخش در نهر خنک کوهستان، روح او را پس از یک پیادهروی طولانی احیا کرد.
able to make someone believe that something is right or true

متقاعدکننده, مجابکننده
توضیح متقاعدکننده او وضعیت را روشن کرد و هر گونه نگرانی را برطرف کرد.
providing comfort, confidence, or relief from anxiety

اطمینان بخش, تسلی دهنده
بررسیهای مثبت اطمینانبخش بودند و به رستوران جدید شروع خوبی دادند.
appealing to the desires or interests, often causing a strong urge to do or have something

وسوسه انگیز, جذاب
او به او یک لبخند فریبنده داد، پر از شیطنت.
having an attractive and irresistible quality that captivates others

فریبنده, جذاب
جذابیت فریبنده بهشت ساحلی گرمسیری او را به فرار از واقعیت و استراحت دعوت کرد.
bringing strong memories, emotions, or images to mind

برانگیزنده, تداعیگر
کار هنرمند آنقدر تاثیرگذار بود که خاطرات عشق از دست رفته را زنده کرد.
bringing about strong emotions, often causing feelings of sympathy or warmth

تأثیرگذار
کلمات تشویقآمیز تکاندهنده از یک غریبه روز او را روشن کرد.
causing great amusement and laughter

بامزه
طریقهای که آنها از هم تقلید میکردند به سادگی خندهدار بود.
providing enjoyment or laughter

سرگرمکننده
شوخیهای سرگرمکننده او در طول مهمانی همه را سرگرم کرد.
providing amusement, often through humor, drama, or skillful performance

سرگرمکننده
حقههای سرگرمکننده جادوگر هم کودکان و هم بزرگسالان را به حیرت انداخت.
providing entertainment or amusement

مفرح, سرگرمکننده، لذتبخش
تماشای یک فیلم کمدی راهی سرگرمکننده برای استراحت و آرامش است.
able to make people laugh

بامزه, خندهدار
من آن را خندهدار مییابم وقتی گربهها دنبال دم خود میدوند.
bringing back fond memories of the past, often with a sense of longing or affection

خاطرهانگیز
فیلم نوستالژیک من را به دوران جوانی ام بازگرداند و خاطرات گرمی از زمان های ساده تر را زنده کرد.
easy to remember or worth remembering, particularly because of being different or special

بهیادماندنی, فراموشنشدنی
این به یاد ماندنیترین کنسرتی بود که تا به حال حضور داشتم.
bringing enjoyment and happiness

دلپذیر, خوشایند
باغ بوی خوشایند گلهای رز و یاس دارد.
attractive and interesting in a way that draws one's attention

جذاب, گیرا
طرح جذاب رمان مرا تا دیروقت شب به خواندن واداشت.
providing benefits or favorable circumstances

سودمند, مفید
موقعیت مزیتآمیز به ما اجازه داد تا شرایط بهتری را مذاکره کنیم.
| صفات برانگیختن احساس خاص | |||
|---|---|---|---|
| صفات احساسات مثبت | صفات احساسات منفی | صفتهای برانگیزنده مثبت | صفات فراخوانی منفی |
| صفات غم و انزجار | صفتهای ترس و اضطراب | صفتهای واکنش مثبت | صفات واکنش منفی |
