از شکل انداختن
تا زمانی که کارکنان موزه رسیدند، نمایشگاه خراب شده بود.
از شکل انداختن
تا زمانی که کارکنان موزه رسیدند، نمایشگاه خراب شده بود.
مبارزه کردن
آنها در سراسر کشور کمپین کردند تا از کاندیدای خود حمایت جمعآوری کنند.
تحقیر کردن
من تحقیر میکنم ریاکاری را و صداقت و خلوص را در دیگران ارزش میگذارم.
نشستن (روی اسب یا دوچرخه)
در دوران قرون وسطی، شوالیهها اسبهای خود را سوار میشدند در حالی که با زره کامل برای نبرد آماده میشدند.
توهین کردن
طنز موجود در پاسخ او نادیده گرفته نشد و توانست همکارانش را تحقیر کند.
گول زدن
کلاهبردار با طرحهای پیچیدهاش توریستهای بیخبر را فریب میداد.
فرض کردن
در طول حرفهاش، او به عنوان یک رهبر آیندهنگر در صنعت فناوری شناخته میشد.
ملایم وزیدن
نسیم فردا عطر علف تازه بریده شده را از مزرعه به پارک میبرد.
خود را غرق (کاری) کردن
فردا، او در اسپا در تجملات غوطهور خواهد شد، با یک روز مراقبت و استراحت از خود پذیرایی میکند.
نوارپیچ کردن
پس از عمل جراحی، پزشک بازوی بیمار را با یک باند تمیز پیچید.
کوچکتر شدن
امیدهایش پژمرده شد وقتی نامه رد شدن را دید.
اردو زدن
در طول سفر اکتشافی، کاشفان در درههای دورافتاده، دور از تمدن چادر میزدند.
واگذار کردن
شرکت کنترل شرکت تابعه خود را به یک شرکت بزرگتر واگذار میکند.
(آب) فراگرفتن
دورنگار فرستادن
در حالی که چاپگر درست کار نمیکرد، ما در حال فکسیمیل کردن اسناد با استفاده از دستگاه فکس بودیم.
ترسیدن
علیرغم ظاهر شجاعش، وقتی صدای انفجار بلند را شنید نتوانست از ترسیدن خودداری کند.
تأسف خوردن
او در حال حاضر از تصمیم به رد کردن جلسه مهم پشیمان است.
بازپرداخت کردن
هتل هزینه پارکینگ مهمانانی که شب را میمانند بازپرداخت خواهد کرد.