افعال مربوط به موضوعات کنشهای انسانی - افعال مرتبط با تجارت
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی مربوط به تجارت مانند "معامله"، "معامله کردن" و "حراج" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to buy and sell or exchange items of value

خریدوفروش کردن, تجارت کردن
سرمایهگذاران اغلب سهام و اوراق قرضه را در بازارهای مالی معامله میکنند.
to engage in business transactions or trade by buying, selling, or exchanging goods or services

خرید و فروش کردن
او در کتابهای نادر معامله میکند.
to buy goods from a foreign country and bring them to one's own

وارد کردن
خردهفروشان ممکن است محصولات را وارد کنند تا طیف متنوعی را به مشتریان خود ارائه دهند.
to send goods or services to a foreign country for sale or trade

صادر کردن
تولیدکنندگان ممکن است انتخاب کنند که محصولات خود را صادر کنند تا به پایگاه مشتری جهانی دست یابند.
to provide funds or an amount of money

سرمایهگذاری کردن
سرمایهگذاران اغلب استارتاپها را تامین مالی میکنند تا از رشد و توسعه آنها حمایت کنند.
to provide a business with the necessary funds by using a combination of investment from shareholders and loans from lenders

سرمایه گذاری کردن, تامین مالی
ماه گذشته، شرکت با ترکیبی از مشارکتهای سرمایهگذاران و وامها، تلاشهای تحقیق و توسعه خود را سرمایهگذاری کرد.
to officially make a specific currency the accepted and legal form of money in a country

پول سازی کردن, رسمی کردن یک ارز خاص
بانک مرکزی نقش کلیدی در پول سازی سکهها و اسکناسها برای گردش دارد.
to offer a particular price for something, usually at an auction

قیمت پیشنهاد دادن (در مزایده)
شرکت پیشنهاد 10 میلیون دلاری برای قرارداد ساخت استادیوم جدید داد.
to sell goods or services by putting them up for bidding, allowing potential buyers to offer prices in a competitive process

حراج کردن, به مزایده گذاشتن
صاحبان خانه ممکن است برای فروش سریع و رقابتی، ملک خود را حراج کنند.
to impose a financial charge by the government on income, goods, services, or properties to generate revenue for public services and functions

مالیات وضع کردن
شورای شهر تصمیم گرفت کسبوکارهای فعال در حوزه قضایی خود را مالیات بدهد.
to protect oneself or one's property by purchasing a policy that provides financial coverage against potential losses or risks

بیمه کردن, ضمانت کردن
کسبوکارها ممکن است انتخاب کنند که داراییها و عملیات خود را بیمه کنند تا ریسکهای مالی را کاهش دهند.
to utilize borrowed funds or financial resources to increase one's capacity for investment or acquisition

با رهن سرمایه جور کردن
در یک محیط تجاری رقابتی، شرکتها ممکن است از اهرم مالیسازی بدهی برای انجام خریدهای استراتژیک استفاده کنند.
to promote and sell products or services by using strategies and advertising to reach and attract potential customers

بازاریابی کردن, تبلیغ کردن
کارآفرینان ممکن است متخصصان بازاریابی را استخدام کنند تا به آنها در بازاریابی موفق کسب و کارشان کمک کنند.
to make something known publicly, usually for commercial purposes

تبلیغ کردن
کسبوکارهای کوچک میتوانند از پلتفرمهای آنلاین برای تبلیغ مؤثر پیشنهادات خود به مخاطبان هدف استفاده کنند.
to financially support a project, activity, etc. and take responsibility for potential loss

ضمانت (مالی) کردن
اگر ما این سرمایهگذاری را تضمین کنیم و شکست بخورد، شرکت ما ممکن است با ضرر مالی قابل توجهی روبرو شود.
to financially support or fund a project, venture, or activity

تامین مالی کردن, حمایت مالی کردن
شرکت تولیدی تصمیم گرفت تامین مالی فیلم را بر عهده بگیرد و تمام هزینهها از پیشتولید تا توزیع را پوشش دهد.