the tip of a pen that puts the ink on paper

نوک خودکار
هنرمند با اندازههای مختلف نوک قلم آزمایش کرد تا بافتها و سایهزنیهای متنوعی در طرح به دست آورد.
a close relationship in which there is a good understanding and communication between people

رابطه دوستانه
فعالیتهای تیمسازی اغلب در محیطهای کاری برای تقویت rapport بین کارکنان استفاده میشوند، که همکاری و هماهنگی در دستیابی به اهداف مشترک را تقویت میکنند.
an organism or creature that has two feet and is capable of walking or standing upright on those feet

حیوان دوپا
the collective body of clients served by a business, professional, or institution

اربابرجوع, مشتریان
مشتریان گالری شامل مجموعهداران، منتقدان و سرمایهگذاران هنری بود.
a large musical instrument of the violin family, with four strings that are tuned in perfect fifths

ویولنسل
a person's innate talent or aptitude for a particular activity or skill

استعداد, خصیصه
استعداد موزیسین در بداهه نوازی مخاطبان را مجذوب خود کرد و استعداد و خلاقیت او را به نمایش گذاشت.
a metal fastening, usually a pair, joined by a chain or hinge, used to fasten a prisoner's wrists or ankles together

غل و زنجیر, دستبند، پابند
صدای زندانبان که زنجیرهای زندانی را باز میکرد در راهروی خالی زندان طنین انداز شد.
an event causing great and often sudden damage, distress, or destruction

مصیبت, بلا، فاجعه
شکست سد منجر به یک فاجعه شد، با سیل عظیمی که مناطق پایین دست را درنوردید.
speech or writing that is considered to be silly, trivial, or lacking in sense or substance

دریوری, سخن بچگانه، حرف بیمعنی
به جای پرداختن به مسئله پیشرو، او به گفتن چرند درباره موضوعات بیربط متوسل شد.
a small, exclusive group of individuals who share similar interests, attitudes, or social status

محفل, گروه، دسته
دسته هنرمندان اغلب در پروژهها با هم همکاری میکردند، ایدهها و الهام را در دایره نزدیک خود به اشتراک میگذاشتند.
a type of coal characterized by its high carbon content, glossy appearance, and clean-burning properties

آنتراسیت, ذغالسنگ خشک و خالص
ذخایر آنتراسیت در کشورهای مختلف جهان از جمله ایالات متحده، چین و روسیه یافت میشود.
the act of grasping or squeezing something firmly between the thumb and fingers

نیشگون
با یک نیشگون دقیق، او پیچهای کوچک روی قاب عینک را تنظیم کرد.
the rounded or knob-like feature on the hilt of a sword or dagger

قبه (در انتهای شمشیر)
شمشیر جنگجو یک دسته ساده اما زیبا داشت که از چوب صیقلدادهشده ساخته شده بود.
the central core of a comet, which is composed of ice, dust, and rocky materials

شهاب سنگ سر
هسته دنبالهدار وایلد 2 توسط مأموریت استارداست مورد بررسی قرار گرفت، که نمونههایی جمعآوری کرد که سرنخهایی درباره منشأ منظومه شمسی ما ارائه داد.
an object kept or given to someone as a reminder of a person, place, or event, often holding sentimental value

یادگار, یادبود، یادگاری
به عنوان هدیه خداحافظی، او به او یک نامه دستنویس داد تا به عنوان یادگاری از دوستیشان باشد.
a small, nutrient-dense seed rich in omega-3 fatty acids and dietary fiber

کتان, تخم کتان
شما میتوانید کتان را در سس سالاد مورد علاقه خود بگنجانید.
a negatively charged electrode within an electrical device, from which electrons flow out into the external circuit

کاتد, الکترود منفی، قطب منفی
در یک باتری قابل شارژ، مانند باتری لیتیوم یونی، کاتد در حین شارژ دچار کاهش میشود، که به آن امکان ذخیره انرژی برای استفاده بعدی را میدهد.
a small, rounded mound or hill, typically found in a landscape with gently rolling terrain

پشته, تپه کوچک
گوسفندان به آرامی در چمنزارهای سرسبز که تپه کوچک را پوشانده بود، میچریدند، بیخبر از دنیای اطرافشان.
a tiny or negligible amount, emphasizing its minimal significance

ذره, مقدار بسیار کم، سرسوزن
سیاست جدید حتی یک ذره هم بهبودی به محیط کار نیاورد، که باعث ناامیدی کارمندان شد.
