مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 34

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
nib [اسم]
اجرا کردن

نوک خودکار

Ex: He adjusted the nib of his ballpoint pen to ensure a consistent flow of ink .

او نوک خودکار خود را تنظیم کرد تا جریان ثابتی از جوهر را تضمین کند.

rapport [اسم]
اجرا کردن

رابطه دوستانه

Ex: Through active listening and empathy , the therapist built a rapport with her patients , creating a safe space for them to explore their emotions and experiences .

از طریق گوش دادن فعال و همدلی، درمانگر یک rapport با بیماران خود برقرار کرد، فضایی امن برای آنها ایجاد کرد تا احساسات و تجربیات خود را کشف کنند.

clientele [اسم]
اجرا کردن

ارباب‌رجوع

Ex: Over the years , her salon attracted a diverse clientele from across the city .

در طول سال‌ها، سالن او مشتریان متنوعی از سراسر شهر را جذب کرد.

flair [اسم]
اجرا کردن

استعداد

Ex: His flair for problem-solving allowed him to quickly find innovative solutions to complex challenges .

استعداد ذاتی او در حل مسئله به او اجازه داد تا به سرعت راه‌حل‌های نوآورانه برای چالش‌های پیچیده پیدا کند.

shackle [اسم]
اجرا کردن

غل و زنجیر

Ex: The judge ordered the defendant to be placed in shackles after he attempted to attack a court officer .

قاضی دستور داد که متهم پس از تلاش برای حمله به یک مأمور دادگاه در غل و زنجیر قرار گیرد.

calamity [اسم]
اجرا کردن

مصیبت

Ex: The forest fire turned into a calamity as it rapidly spread , consuming acres of land and displacing wildlife .

آتش‌سوزی جنگل به یک فاجعه تبدیل شد زیرا به سرعت گسترش یافت، هکتارها زمین را سوزاند و حیات وحش را آواره کرد.

drivel [اسم]
اجرا کردن

دری‌وری

Ex: The critics dismissed the film as two hours of mindless drivel , devoid of any artistic merit .

منتقدان فیلم را به عنوان دو ساعت هرزه‌گویی بی‌معنی، فاقد هرگونه ارزش هنری رد کردند.

clique [اسم]
اجرا کردن

محفل

Ex: It was challenging for new employees to break into the clique of longtime staff members who had established strong bonds over the years .

برای کارمندان جدید چالش‌برانگیز بود که به دسته کارمندان قدیمی که طی سال‌ها پیوندهای محکمی برقرار کرده بودند، راه پیدا کنند.

anthracite [اسم]
اجرا کردن

آنتراسیت

Ex: The industrial revolution saw a surge in demand for anthracite as a fuel source for steam engines and factories .

انقلاب صنعتی شاهد افزایش تقاضا برای آنتراسیت به عنوان منبع سوخت برای موتورهای بخار و کارخانه‌ها بود.

pinch [اسم]
اجرا کردن

نیشگون

Ex: With a pinch , she plucked a stray hair from her sweater .

با یک چنگ زدن، او یک موی سرگردان را از پلیورش کند.

pommel [اسم]
اجرا کردن

قبه (در انتهای شمشیر)

Ex: He adjusted the grip on his sword , feeling the weight shift as his hand rested on the pommel .

او چنگش را روی شمشیرش تنظیم کرد، احساس کرد وزن تغییر می‌کند وقتی دستش روی دسته قرار گرفت.

nucleus [اسم]
اجرا کردن

شهاب سنگ سر

Ex: As a comet approaches the Sun , the heat causes the nucleus to release gas and dust , forming a glowing coma and tail .

وقتی یک دنباله‌دار به خورشید نزدیک می‌شود، گرما باعث می‌شود هسته گاز و گرد و غبار آزاد کند و یک کما و دم درخشان تشکیل دهد.

keepsake [اسم]
اجرا کردن

یادگار

Ex: The photo album was filled with cherished keepsakes , each capturing a precious moment in time .

آلبوم عکس پر از یادگاری‌های گرانبها بود، هر کدام لحظه‌ای گرانبها را در زمان ثبت می‌کرد.

flax [اسم]
اجرا کردن

کتان

Ex: They mixed flax into their homemade granola bars .

آنها کتان را در گرانولا بارهای خانگی خود مخلوط کردند.

cathode [اسم]
اجرا کردن

کاتد

Ex:

لوله اشعه کاتدی در تلویزیون‌های قدیمی الکترون‌ها را ساطع می‌کند، که سپس به صفحه نمایش هدایت می‌شوند تا تصاویر تولید کنند.

hillock [اسم]
اجرا کردن

پشته

Ex: The artist painted a serene landscape featuring a tranquil stream winding around a hillock .

هنرمند یک منظره آرام نقاشی کرد که جویباری آرام در اطراف یک تپه کوچک پیچ و تاب می‌خورد.

iota [اسم]
اجرا کردن

ذره

Ex: She did n't show even an iota of remorse for her actions , further alienating herself from her peers .

او حتی ذره‌ای پشیمانی برای اعمالش نشان نداد، که این باعث شد بیشتر از همسالانش فاصله بگیرد.