افعال مربوط به موضوعات - افعال مرتبط با تمیز کردن با استفاده از ابزار

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به نظافت با استفاده از ابزارهایی مانند "اتو کردن"، "جارو کردن" و "جارو برقی کشیدن" اشاره دارند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال مربوط به موضوعات
to sweep [فعل]
اجرا کردن

جارو کشیدن

Ex: Before opening the store , employees sweep the sidewalks to welcome customers .

قبل از باز کردن فروشگاه، کارکنان پیاده‌روها را جارو می‌کنند تا از مشتریان استقبال کنند.

to scrub [فعل]
اجرا کردن

با فرچه یا برس تمیز کردن

Ex: Before painting , they scrub the walls to remove any dirt or grease .

قبل از نقاشی، آنها دیوارها را می‌سایند تا هرگونه کثیفی یا چربی را از بین ببرند.

to iron [فعل]
اجرا کردن

اتو کشیدن

Ex: After washing , she irons the tablecloth for a special dinner party .

بعد از شستن، او رومیزی را برای یک مهمانی شام ویژه اتو می‌کند.

to brush [فعل]
اجرا کردن

برس کشیدن (مو)

Ex: They brush their pet 's fur regularly to keep it clean and free of mats .

آن‌ها به طور منظم موی حیوان خانگی خود را شانه می‌زنند تا آن را تمیز و بدون گره نگه دارند.

to comb [فعل]
اجرا کردن

شانه زدن (مو)

Ex: He combs his daughter 's hair into a ponytail before school .

او موهای دخترش را قبل از مدرسه به صورت دم اسبی شانه می‌زند.

to floss [فعل]
اجرا کردن

با نخ دندان تمیز کردن

Ex: After eating , she flosses to ensure there are no food particles stuck between her teeth .

بعد از غذا خوردن، او از نخ دندان استفاده می‌کند تا مطمئن شود ذرات غذا بین دندان‌هایش گیر نکرده‌اند.

to shave [فعل]
اجرا کردن

تراشیدن

Ex: She shaves her legs regularly to maintain smooth skin .

او به طور منظم پاهایش را می‌تراشد تا پوستی صاف داشته باشد.

to shampoo [فعل]
اجرا کردن

شامپو زدن

Ex:

آرایشگر قبل از شروع به اصلاح مو، موهای مشتری را شامپو می‌کند.

to groom [فعل]
اجرا کردن

به خود رسیدن

Ex: They groomed the bride 's appearance , adjusting her veil and dress .

آنها ظاهر عروس را آراستند، حجاب و لباس او را تنظیم کردند.

to rake [فعل]
اجرا کردن

خاک را نرم کردن (با شن‌کش)

Ex: After mowing the lawn , he rakes to collect grass clippings and create a neat appearance .

بعد از چمن زنی، او شن کشی می‌کند تا تکه های چمن را جمع کند و ظاهری مرتب ایجاد کند.

to mop [فعل]
اجرا کردن

تی کشیدن

Ex: He mops the bathroom tiles to ensure they are free from dirt and grime .

او تیمار کاشی های حمام را می کشد تا مطمئن شود که از کثیفی و چربی پاک هستند.

to vacuum [فعل]
اجرا کردن

جاروبرقی کشیدن

Ex: He vacuums the car interior to keep it tidy and free from crumbs .

او داخل ماشین را جارو برقی می‌کشد تا آن را تمیز و عاری از خرده‌ها نگه دارد.

to hoover [فعل]
اجرا کردن

جاروبرقی کشیدن

Ex: After the party , they hoovered the living room to pick up crumbs and spills .

بعد از مهمانی، آنها برای جمع‌آوری خرده‌ها و ریخته‌ها، اتاق نشیمن را جارو برقی کشیدند.