قیدهای حالت مربوط به انسان‌ها - قیدهای اطمینان و قابلیت اعتماد

این قیدها توصیف می‌کنند که چقدر یک نفر به خودش اعتماد دارد یا دیگران چقدر می‌توانند به آنها اعتماد کنند، مانند "با اطمینان"، "به طور قابل اعتماد"، "صادقانه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به انسان‌ها
confidently [قید]
اجرا کردن

بااطمینان

Ex: The athlete confidently crossed the finish line first .

ورزشکار با اطمینان اولین نفری بود که از خط پایان عبور کرد.

assertively [قید]
اجرا کردن

قاطعانه

Ex: They negotiated assertively to secure a better deal .

آن‌ها با قاطعیت مذاکره کردند تا معامله بهتری را تضمین کنند.

اجرا کردن

بیخیال

Ex: " It 's no big deal , " he said nonchalantly .

"مسئله بزرگی نیست،" او بی‌خیال گفت.

reliably [قید]
اجرا کردن

بااطمینان

Ex: Our internet connection works reliably throughout the day .

اتصال اینترنت ما در طول روز قابل اعتماد کار می‌کند.

responsibly [قید]
اجرا کردن

مسئولانه

Ex: He spends his money responsibly , never buying more than he needs .

او پولش را مسئولانه خرج می‌کند و هرگز بیش از نیازش نمی‌خرد.

dutifully [قید]
اجرا کردن

با وظیفه شناسی

Ex: The student dutifully submitted the assignment on time , as promised .

دانشجو با وظیفه‌شناسی تکلیف را به موقع تحویل داد، همانطور که قول داده بود.

اجرا کردن

با وجدان

Ex: They conscientiously avoided investing in unethical industries .

آنها با وجدان از سرمایه‌گذاری در صنایع غیراخلاقی خودداری کردند.

truthfully [قید]
اجرا کردن

صادقانه

Ex: He truthfully admitted that the plan had failed .

او صادقانه اعتراف کرد که طرح شکست خورده است.

devoutly [قید]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: They devoutly observed every holy day in the calendar .

با تقوا, آنها هر روز مقدس در تقویم را رعایت می‌کردند.

genuinely [قید]
اجرا کردن

صادقانه

Ex: I genuinely hope you find happiness in your new job .

صادقانه امیدوارم در شغل جدیدتان شادی پیدا کنید.

honorably [قید]
اجرا کردن

با شرافت

Ex: He admitted his mistake honorably and offered to make things right .

او با شرافت به اشتباه خود اعتراف کرد و پیشنهاد داد تا کارها را درست کند.

admirably [قید]
اجرا کردن

به شکلی قابل تحسین

Ex: Despite the odds , they responded to the emergency admirably .

با وجود مشکلات، آنها به وضعیت اضطراری ستودنی پاسخ دادند.