واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - سازماندهی و جمعآوری
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سازماندهی و جمعآوری را یاد خواهید گرفت که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to arrange items on top of each other in large quantities

انباشته کردن, روی هم چیدن
او در حال حاضر کتابها را به ترتیب الفبایی روی قفسهها انباشته میکند.
to lay things on top of each other

تلنبار کردن, کپه کردن
دانشآموزان کتابهای درسی خود را قبل از امتحان روی میز روی هم چیدند.
to mix or rearrange randomly

بر زدن, به هم زدن
کتابدار کتابهای روی قفسه نمایش را قاطی کرد تا ژانرها و نویسندگان مختلف را برجسته کند.
to pile or gather things in a disorderly or untidy manner

جمعآوری کردن
در انبار، کارگران جعبهها و بستهها را روی هم انباشته کردند تا موجودی را به طور مؤثر سازماندهی کنند.
to gather a large amount of money, knowledge, etc. gradually

انباشتن, جمعآوری کردن
او دههها صرف جمعآوری یک مجموعه بزرگ از سکههای نادر از سراسر جهان کرد.
to accumulate and store a large quantity of something, typically for future use

انبار کردن
سازمان به طور مکرر غذا و تجهیزات را برای ماموریتهای کمکهای بشردوستانه ذخیره میکند.
to gather and store a large supply of food, money, etc., usually somewhere secret

احتکار کردن, تلمبار کردن
او در حال حاضر برای سفر کمپینگ آیندهاش در حال ذخیره کردن لوازم است.
to arrange things in the proper format or order

مرتب کردن, سازمانبندی کردن، منظم کردن
لطفاً فصلهای گزارش را به ترتیب مشخصشده در فهرست مطالب مرتب کنید.
to arrange something in a specific way according to a particular plan or design

بر حسب طرح چیدن
آشپز اغلب تجهیزات آشپزخانه را برای جریان کار کارآمد پیکربندی میکند.
to bring together and organize in an orderly, efficient way

بسیج کردن
زمانی طول کشید تا جمعآوری مدارک لازم برای پرونده حقوقیشان انجام شود.
to gather or summon for a specific purpose or action

جمعآوری کردن, فراخواندن
ما باید قبل از شروع پروژه منابع را جمع آوری کنیم.
to store or hide something in a secret or secure place, especially for future use

ذخیره کردن
در طول سفر کمپینگ، آنها پتوها و لوازم اضافی را در یک کیسه ضد آب پنهان کردند تا آنها را خشک نگه دارند.
to collect various things, like information, objects, etc.

جمعآوری کردن
دانشمند نمونههای زیادی از میدان جمعآوری کرد، که او در آزمایشگاه خود تحلیل خواهد کرد.
to gather into a group or a whole

متراکم شدن
ذرات تحت شرایط خاصی جمع میشوند تا خوشههای بزرگتری تشکیل دهند.
to systematically organize and list items, information, or resources, often in a detailed and structured manner

سازماندهی کردن
آرشیویست برای فهرستبندی اسناد تاریخی کار میکند، یک سابقه دقیق از گذشته را حفظ میکند.
to lead a group, team, or organization

رهبر یک گروه یا سازمان بودن
آنها به کسی نیاز دارند که پروژه را رهبری کند و اطمینان حاصل کند که با موفقیت به پایان میرسد.
to arrange or position things or elements in a straight line or in a coordinated manner

تراز کردن
طراح گرافیک از راهنماها برای تراز کردن متن و تصاویر روی پوستر برای ظاهری صیقلی استفاده کرد.
