واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - سازماندهی و جمع آوری

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سازماندهی و جمع‌آوری را یاد خواهید گرفت که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
to stack [فعل]
اجرا کردن

انباشته کردن

Ex: Can you stack the dishes in the dishwasher before starting it ?

آیا می‌توانید قبل از روشن کردن ماشین ظرفشویی، ظروف را در آن چیده کنید؟

to pile [فعل]
اجرا کردن

تلنبار کردن

Ex: Can you pile the dirty laundry in the hamper for washing ?

آیا می‌توانید لباس‌های کثیف را برای شستشو در سبد روی هم بگذارید؟

to shuffle [فعل]
اجرا کردن

بر زدن

Ex: To introduce variety , the fitness instructor encouraged participants to shuffle their positions during the exercise routine .

برای معرفی تنوع، مربی تناسب اندام شرکت کنندگان را تشویق کرد تا موقعیت‌های خود را در طول روال تمرین به هم بزنند.

to heap [فعل]
اجرا کردن

جمع‌آوری کردن

Ex: The children enthusiastically heap their toys into a colorful pile in the corner of the playroom .

بچه‌ها با اشتیاق اسباب‌بازی‌هایشان را در گوشه اتاق بازی به صورت یک توده رنگارنگ جمع می‌کنند.

to amass [فعل]
اجرا کردن

انباشتن

Ex: Through careful saving and investment , they amass enough funds to retire comfortably .

از طریق پس‌انداز و سرمایه‌گذاری دقیق، آنها به اندازه کافی پول جمع می‌کنند تا با آرامش بازنشسته شوند.

اجرا کردن

انبار کردن

Ex: They recently stockpiled ammunition for the military training exercises .

آنها اخیراً برای تمرینات نظامی مهمات ذخیره کرده‌اند.

to hoard [فعل]
اجرا کردن

احتکار کردن

Ex: Can you explain why people hoard items during times of uncertainty ?

آیا می‌توانید توضیح دهید که چرا مردم در زمان‌های عدم اطمینان اقلام را ذخیره می‌کنند؟

to collate [فعل]
اجرا کردن

مرتب کردن

Ex: He collated the slides in the correct order for his presentation .

او اسلایدها را برای ارائه‌اش به ترتیب صحیح مرتب کرد.

اجرا کردن

بر حسب طرح چیدن

Ex: She is currently configuring the lighting settings for the stage performance .

او در حال حاضر در حال پیکربندی تنظیمات نورپردازی برای اجرای صحنه است.

to marshal [فعل]
اجرا کردن

بسیج کردن

Ex: The general worked to marshal the troops for battle .

ژنرال برای ساماندهی نیروها برای نبرد کار کرد.

to muster [فعل]
اجرا کردن

جمع‌آوری کردن

Ex: The leader mustered support from several neighboring countries .

رهبر از چندین کشور همسایه حمایت جمع آوری کرد.

to stash [فعل]
اجرا کردن

ذخیره کردن

Ex: In the garden , the squirrel instinctively stashes acorns in various locations to ensure a winter food supply .

در باغ، سنجاب به طور غریزی بلوط‌ها را در مکان‌های مختلف ذخیره می‌کند تا ذخیره غذایی برای زمستان را تضمین کند.

to garner [فعل]
اجرا کردن

جمع‌آوری کردن

Ex: They garnered donations to support their community initiative .

آن‌ها برای حمایت از ابتکار جامعه‌شان کمک‌های مالی جمع‌آوری کردند.

اجرا کردن

متراکم شدن

Ex:

شن و ماسه در بستر رودخانه جمع می‌شوند و رسوبات طبیعی را تشکیل می‌دهند.

to catalog [فعل]
اجرا کردن

سازماندهی کردن

Ex: The museum curator carefully cataloged artifacts , categorizing them based on their historical significance and origin .

کیوریتور موزه با دقت آثار را فهرست‌بندی کرد، آن‌ها را بر اساس اهمیت تاریخی و منشأشان دسته‌بندی کرد.

to head up [فعل]
اجرا کردن

رهبر یک گروه یا سازمان بودن

Ex:

از او خواسته شد تا رهبری گروه کاری را برای رسیدگی به مسائل زیست‌محیطی بر عهده بگیرد.

to align [فعل]
اجرا کردن

تراز کردن

Ex: The students align their desks in rows for the classroom presentation .

دانش‌آموزان میزهای خود را برای ارائه کلاس در ردیف‌ها تراز می‌کنند.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی