به بیراهه رفتن
کشف کنید که چگونه همایندهای انگلیسی با 'Go' مانند 'go mad' و 'go into effect' تغییرات منفی یا خنثی را در انگلیسی بیان میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به بیراهه رفتن
به قول یا تعهد خود عمل نکردن
ورشکسته شدن
کور شدن
دیوانه شدن
ناشنوا شدن
دیوانه شدن
دیوانه شدن
گم شدن
ساکت شدن
(of nations or groups of people) to engage in armed conflict or warfare and enter a state of military confrontation
زرد شدن
به عهد خود وفا نکردن
تبدیل شدن از چیزی به چیز دیگر
از مد افتادن
بدون چیزی یا کسی سر کردن
اجرا شدن