to travel or move to a foreign country or location, typically for the purpose of study, work, vacation, or residence
کشف همایندهای انگلیسی با 'Go' که برای توصیف اقدامات و فعالیتها با مثالهایی مانند 'go on a date' و 'go smoothly' استفاده میشود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to travel or move to a foreign country or location, typically for the purpose of study, work, vacation, or residence
به جایی دور سفر کردن
قبل از دیگران اقدام کردن
به ماهیگیری رفتن
سر قرار رفتن
to have an outdoor meal or gathering in a natural or park setting
دست به اعتصاب زدن
حمله کردن
به اینترنت متصل شدن
به خارج از کشور سفر کردن
با قایق سفر کردن
بدون مشکل پیش رفتن
بعد از مشاجره بدون حل کردن مشکل خوابیدن
برای رقصیدن رفتن
برای قدم زدن رفتن
برای خرید رفتن
به شنا رفتن
انجام سکس دهانی
او تصمیم گرفت با انجام سکس دهانی برای او لذت را جبران کند.
to descend from the upper deck of a ship to the lower deck or interior areas of the ship