فهرست واژگان سطح A2 - تمرین و ورزشهای 2
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ورزش و مسابقات، مانند "کوهنوردی"، "مدال" و "امتیاز" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to do physical activities or sports to stay healthy and become stronger

ورزش کردن, تمرین کردن
ما معمولاً صبحها ورزش میکنیم تا روزمان را پرانرژی شروع کنیم.
to take a long walk in the countryside or mountains for exercise or pleasure

پیادهگردی کردن
بعد از صبحانه، به سمت آبشار پیادهروی خواهیم کرد.
a competition between people, vehicles, animals, etc. to find out which one is the fastest and finishes first

مسابقه
مسابقه اسبدوانی هزاران تماشاگر را جذب میکند.
one of the marks or numbers that indicates our score in a game or sport

امتیاز
او توپ را شوت کرد و سه امتیاز به دست آورد.
to gain a point, goal, etc. in a game, competition, or sport

امتیاز کسب کردن, گل زدن
ماریا با آن حرکت سه امتیاز به دست آورد.
a flat piece of metal, typically of the size and shape of a large coin, given to the winner of a competition or to someone who has done an act of bravery in war, etc.

مدال
هر شرکت کننده در پایان مسابقه یک مدال دریافت کرد.
someone who achieves the best results or performs better than other players in a game, sport, or competition

برنده
هر بازی به یک برنده و یک بازنده نیاز دارد.
to become the most successful, the luckiest, or the best in a game, race, fight, etc.

برنده شدن
علیرغم چالشها، آنها توانستند قرارداد را برنده شوند.
a person, team, animal, or thing that loses a competition, game, or race

بازنده
بازنده مناظره با ادب به مخالف خود به خاطر موضع خوب استدلال شده تبریک گفت.
to not win in a race, fight, game, etc.

باختن
آنها بازی فوتبال را در وقت اضافه باختند.
either of a pair of long thin objects worn on our feet to make us move faster over the snow

چوب اسکی
مجتمع اسکی، اجاره اسکی، چکمه و چوب اسکی را برای کسانی که تجهیزات خود را ندارند ارائه میدهد.
the activity or sport of moving over snow on skis

اسکی
اسکی یک ورزش زمستانی محبوب در بسیاری از مناطق کوهستانی در سراسر جهان است.
a type of shoe with two pairs of small wheels attached to the bottom, for moving on a hard, flat surface

اسکیت
او یک جفت اسکیت جدید برای رولر دربی خرید.
the sport or activity of moving around quickly on skates

اسکیت
اسکیت سرعت یک ورزش رقابتی است که از ورزشکاران میخواهد تا در مسیر مسابقه تا حد امکان سریع حرکت کنند.
a boot with a blade at the bottom used to move quickly on ice

کفش اسکی روی یخ
او اسکیتهای یخ خود را قبل از مسابقه تیز کرد تا عملکرد بهینهای روی یخ داشته باشد.
the sport or activity of moving on ice with ice skates

اسکیت روی یخ
اسکیت روی یخ یک سرگرمی محبوب برای خانوادهها است، با بسیاری از مردم که از پیستهای اسکیت در فضای باز در پارکهای شهر لذت میبرند.
a type of board that we use to move down the snowy hills

اسنوبرد
منطقه اسکی اجاره تخته اسنوبرد، کفش و کلاه ایمنی را برای کسانی که میخواهند اسنوبرد را امتحان کنند ارائه میدهد.
a winter sport or activity in which the participant stands on a board and glides over snow, typically on a mountainside

اسکیرویبرف
آنها به تعطیلات خانوادگی به یک استراحتگاه اسکی رفتند جایی که میتوانستند از اسکی و اسنوبورد با هم لذت ببرند.
a small board with two sets of wheels we stand on to move around by pushing one foot down

تخته اسکیت
فروشگاه محلی اسکیت، انتخاب گستردهای از اسکیتبردها، تراکها، چرخها و لوازم جانبی را برای علاقهمندان در تمام سطوح ارائه میدهد.
the sport or activity of riding a skateboard

اسکیتبردسواری
او اسکیتبوردینگ را به عنوان یک سرگرمی شروع کرد و اکنون در مسابقات محلی اسکیتبوردینگ شرکت میکند.
a long board we stand or lie on to ride waves

تخته موجسواری
تخته موجسواری به صورت سفارشی ساخته شده بود تا با قد، وزن و سبک موجسواری او سازگار باشد.
the sport or activity of riding a surfboard to move on waves

موجسواری
موجسواری یک ورزش آبی محبوب است که برای حرکت بر روی امواج به مهارت، تعادل و چابکی نیاز دارد.
the act of putting the name or information of someone on an official list

ثبتنام
ثبت نام آنلاین برای کارگاه امشب در نیمه شب بسته میشود، بنابراین مطمئن شوید که قبل از دیر شدن ثبت نام کنید.
the state of belonging to a group, organization, etc.

عضویت
آنها سطوح مختلفی از عضویت، از جمله پایه و پریمیوم، را برای پاسخگویی به نیازها و بودجههای مختلف ارائه میدهند.
to do or play something many times to become good at it

تمرین کردن
ورزشکاران به دقت تمرین میکنند تا عملکرد خود را بهبود بخشند.
a group of people who compete against another group in a sport or game

تیم
به عنوان یک تیم منسجم، آنها با موفقیت پروژه را زودتر از برنامه تکمیل کردند.
someone who has a strong interest in and enthusiasm for a particular sport, team, or athlete

طرفدار, هوادار
به عنوان یک طرفدار متعهد، او هرگز بازی تیم بسکتبال مورد علاقهاش را از دست نمیدهد.
the best performance or result, or the highest or lowest level that has ever been reached, especially in sport

رکورد
رکورد شکستناپذیری تیم فوتبال، رکورد لیگ را برای طولانیترین رکورد پیروزی شکست.