به درک متقابل رسیدن
کالوکیشنهای انگلیسی را برای توصیف اقدامات، تجربیات و تصمیمات با مثالهایی مانند "شرکت در یک امتحان" و "نقش بازی کردن" کاوش کنید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به درک متقابل رسیدن
موضوعی را متذکر شدن
متحد شدن
بین طرفین توافق ایجاد کردن
هزینه چیزی را کاهش دادن
از طریق شغلی کسب درآمد کردن
رسماً تحقیقات در مورد چیزی را آغاز کردن
چیزی را به طور رسمی بررسی کردن
چیزی (که بیجهت پیچیده است) را ساده کردن
بستن یک توافق رسمی
به عضله خود آسیب زدن
اکتشافات علمی جدید انجام دادن
تعادل ایجاد کردن
از مزایای چیزی بهره بردن
به توافق رسیدن
به توافق رسیدن
درآمد کافی کسب کردن
به ذهن کسی خطور کردن
نقش خاصی داشتن
مراقب رفتار خود بودن
بر گرما و حرارت غلبه کردن
برآورده کردن
شرکت به قول خود در زمینه نوآوری عمل کرد و محصولات پیشگامانهای را معرفی کرد که صنعت را متحول کرد.
با اسلحه تیراندازی کردن
ویران کردن
در سر کسی چرخیدن
به چیزی رسیدن
to come to a decision or judgment after considering evidence, arguments, or facts
to experience a loss or failure in a competitive or confrontational situation
to consider something appropriate or suitable according to one's own judgment