واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - Intensity
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شدت را که برای آزمون آکادمیک IELTS لازم است یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
having a strong or far-reaching effect

شدید
شرکت مجبور شد اقدامات شدید را برای جلوگیری از ورشکستگی انجام دهد.
emphasizing the extreme or total nature of a situation

مطلق
صحنه پایانی فیلم تماشاگران را در سکوت کامل رها کرد، مجذوب تأثیر عاطفی آن.
not reduced or moderated in intensity

کاهشنیافته, کاستهنشده
زیبایی بینظیر طلوع خورشید بر فراز کوهها همه را مبهوت کرد.
to strengthen markedly

دو برابر کردن, دو چندان کردن
او پس از شکست در اولین امتحان، تمرکز خود را بر روی مطالعات دوچندان کرد.
to cause a person to adopt extreme beliefs, ideologies, or actions

عقاید و باورهای کسی را تغییر دادن
فرومهای آنلاین به زمینهای حاصلخیزی تبدیل شدند که در آن افراد آسیبپذیر ممکن است توسط تبلیغات افراطی رادیکالیزه شده باشند.
to make a person or thing seem more important or impressive than they actually are

بزرگنمایی کردن
او با بزرگنمایی دستاوردهایش خود را بزرگ میکند.
to make a situation worse or more intense by adding to it

مسئله را سختتر کردن
کمبود ارتباط بین اعضای تیم تمایل داشت که سوء تفاهمها را تشدید کند و بهرهوری را مختل نماید.
to increase the size, amount, intensity, speed, etc. of something

افزایش دادن, اضافه کردن
سرپرست از کارمند خواست تا بهرهوری خود را برای رسیدن به اهداف افزایش دهد.
to elevate or intensify the quality, value, or significance of something

ارزش یا اهمیت چیزی را برجسته کردن
از طریق تلاشهای بشردوستانهاش، میلیاردر قصد داشت تأثیر ثروتش را بر رفاه جامعه بالا ببرد.
to help reduce the severity of an unpleasant feeling

تسکین دادن
پیشنهاد کمک به پروژه به تسکین احساس گناه او برای از دست دادن مهلت کمک کرد.
to gradually decrease in strength, value, or intensity

ضعیف شدن, کمارزش شدن
بدون نگهداری مناسب، عملکرد ماشین کاهش خواهد یافت.
to suppress, restrain, or hinder the growth, development, or intensity of something

از شدت چیزی کاستن
کمبود حمایت و تشویق از سوی خانواده میتواند آرزوها و بلندپروازیهای یک فرد را خفه کند.
to alleviate or mitigate the intensity or severity of something

از شدت چیزی کم کردن
کمدین از طنز برای تسکین ناخوشایندی موقعیت و سبک کردن جو استفاده کرد.
to gradually decrease in intensity, strength, importance, size, influence, etc.

کم شدن
سازمان انتظار دارد که با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، جنجال کاهش یابد.
the act or process of reducing the severity, impact, or harmfulness of something

از شدت چیزی کاستن
کاهش آلودگی هوا شامل اجرای استانداردهای سختگیرانهتر انتشار برای تأسیسات صنعتی و ترویج منابع انرژی پاکتر میشود.
to reduce the intensity or force of something

کاهش دادن
ناظر مجبور شد شایعاتی را که در بین کارکنان درباره تعدیل نیرو پخش شده بود خاموش کند.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) | |||
|---|---|---|---|
| اندازه و مقیاس | ابعاد و مساحتها | وزن و ثبات | شکلها |
| افزایش در مقدار | کاهش مقدار | Intensity | Speed |
| Significance | منحصر به فرد بودن | Value | Complexity |
| چالشها | Quality | Success | Failure |
| شکل بدن | سن و ظاهر | Wellness | Intelligence |
