آموزش - اشیاء کلاس و مدرسه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کلاس و اشیاء مدرسه مانند "تخته سیاه"، "میز" و "کمد" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
blackboard [اسم]
اجرا کردن

تخته‌سیاه

Ex: He used colored chalk to draw on the blackboard .

او از گچ رنگی برای کشیدن روی تخته سیاه استفاده کرد.

chalkboard [اسم]
اجرا کردن

تخته سیاه

Ex: The students eagerly gathered around the chalkboard to see the teacher 's diagrams .

دانش‌آموزان با اشتیاق دور تخته سیاه جمع شدند تا نمودارهای معلم را ببینند.

whiteboard [اسم]
اجرا کردن

تخته سفید

Ex: The teacher wiped the whiteboard clean after the lesson .

معلم پس از درس تخته سفید را پاک کرد.

اجرا کردن

تخته سفید تعاملی

Ex: At the conference , the keynote speaker used the interactive whiteboard to collaborate with remote attendees , sharing documents and brainstorming ideas in real-time .

در کنفرانس، سخنران اصلی از تخته سفید تعاملی برای همکاری با شرکت‌کنندگان از راه دور، به اشتراک گذاری اسناد و طوفان فکری ایده‌ها در زمان واقعی استفاده کرد.

اجرا کردن

تابلوی اعلانات

Ex: He checked the bulletin board in the hallway for any new job openings .

او تابلوی اعلانات را در راهرو برای یافتن آگهی‌های شغلی جدید بررسی کرد.

pushpin [اسم]
اجرا کردن

پونز

Ex: The office manager used pushpins to display important notices in the break room .

مدیر دفتر از پونز برای نمایش اطلاعیه‌های مهم در اتاق استراحت استفاده کرد.

desk [اسم]
اجرا کردن

میز تحریر

Ex: The student sat down at his desk and opened his notebook .

دانش آموز پشت میز خود نشست و دفترش را باز کرد.

lectern [اسم]
اجرا کردن

سکو

Ex: The lectern was positioned in the center of the stage for the keynote speaker .

تریبون در مرکز صحنه برای سخنران اصلی قرار داده شده بود.

bookshelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه کتاب

Ex: They installed floating bookshelves in the children 's room to encourage reading .

آنها قفسه‌های کتاب شناور را در اتاق کودکان نصب کردند تا خواندن را تشویق کنند.

pigeonhole [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The teacher collected the students ' assignments and placed them in their respective pigeonholes for grading .

معلم تکالیف دانش‌آموزان را جمع‌آوری کرد و آن‌ها را در محفظه‌های مربوطه برای نمره‌دهی قرار داد.

locker [اسم]
اجرا کردن

کمد وسایل شخصی

Ex: The office provides lockers for employees to store their coats and personal items during work hours .

دفتر کمدهای قفل دار را برای کارمندان فراهم می‌کند تا در ساعات کاری کت‌ها و وسایل شخصی خود را در آنجا نگهداری کنند.

اجرا کردن

کمد بایگانی

Ex: The administrative assistant retrieved the contract from the file cabinet for the meeting .

دستیار اداری قرارداد را از کابینت پرونده برای جلسه بازیابی کرد.

projector [اسم]
اجرا کردن

پروژکتور

Ex: He brought his portable projector to the camping trip , turning the side of the tent into a makeshift movie theater under the stars .

او پروژکتور قابل حمل خود را به سفر کمپینگ آورد، کنار چادر را به یک سینمای موقت زیر ستاره‌ها تبدیل کرد.

اجرا کردن

صفحه نمایش پروژکتور

Ex: The school auditorium had a motorized projection screen that could be raised and lowered as needed .

سالن کنفرانس مدرسه دارای یک صفحه نمایش پروژکتور موتوری بود که می‌توانست در صورت نیاز بالا و پایین برود.

اجرا کردن

پروژکتور اورهد

Ex: The conference room was equipped with an overhead projector for training sessions .

اتاق کنفرانس به یک اورهد پروژکتور برای جلسات آموزشی مجهز بود.

school bus [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس مدرسه

Ex: Parents gathered at the bus stop to greet their children as they returned home on the school bus .

والدین در ایستگاه اتوبوس جمع شدند تا فرزندان خود را در حالی که با اتوبوس مدرسه به خانه بازمی‌گشتند، خوش‌آمد بگویند.

school bell [اسم]
اجرا کردن

زنگ مدرسه

Ex: She glanced at the clock , waiting for the school bell to announce the end of the school day .

او نگاهی به ساعت انداخت، در انتظار اینکه زنگ مدرسه پایان روز مدرسه را اعلام کند.