آموزش - اشیاء کلاس و مدرسه
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کلاس و اشیاء مدرسه مانند "تخته سیاه"، "میز" و "کمد" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a large board with a smooth dark surface that is written on with chalk in schools

تختهسیاه
کلاس درس یک تخته سیاه بزرگ در جلو دارد.
a smooth, typically dark-colored surface, usually made of slate or a similar material, used for writing or drawing with chalk

تخته سیاه, تخته گچی
او از رنگ تخته سیاه استفاده کرد تا یک دیوار در آشپزخانه خود را به یک تابلو اعلانات موقت تبدیل کند.
a large board with a smooth white surface that we can write on, especially used for teaching or presentations

تخته سفید, تخته وایتبورد
ماژیکهای تخته سفید در رنگهای مختلفی ارائه میشوند تا نوشتن را جذابتر کنند.
a large display board that can be connected to a computer or projector, allowing users to interact with digital content using touch, stylus, or other input devices

تخته سفید تعاملی, تخته تعاملی
در جلسه آموزشی، کارکنان از تخته سفید تعاملی برای شرکت در شبیهسازیهای مجازی، تمرین سناریوهای حل مسئله و تقویت مهارتهای خود در یک محیط یادگیری پویا استفاده کردند.
a display board used for posting notices, announcements, or other informational materials

تابلوی اعلانات, برد اطلاع رسانی
تابلوی اعلانات دفتر پر از یادداشتها و یادآوریها برای کارکنان بود.
a type of thumbtack with a colored piece of plastic on one end

پونز
دانشآموزان از پونز برای attaching آثار هنری خود به تخته نمایش برای نمایشگاه مدرسه استفاده کردند.
furniture we use for working, writing, reading, etc. that normally has a flat surface and drawers

میز تحریر, میز مطالعه
معلم کتابها را روی میز گذاشت.
a stand with a slanted top used to hold notes or books for a speaker or reader

سکو, پایه کتاب
او روی تریبون تکیه داد در حالی که به سوالات حضار پاسخ میداد.
a board connected to a wall or a piece of furniture on which books are kept

قفسه کتاب
قفسه کتاب عتیقه در اتاق مطالعه به دکور اتاق شخصیت بخشید.
a small compartment or niche used for sorting or storing items

قفسه
مدیر دفتر یک سازماندهنده جعبهای دیواری نصب کرد تا اسناد ورودی و خروجی را مرتب کند.
a small closet that usually has a lock, in which valuable items and belongings could be stored

کمد وسایل شخصی, کمد رختکن
او قبل از رفتن وسایل قیمتی خود را در یک کمد گذاشت.
a piece of office furniture with drawers in which documents can be stored

کمد بایگانی
مدیر دفتر هر کشوی کابینت پرونده را برای دسترسی آسان به دستههای مختلف پروندهها برچسب زد.
a device used for making images or videos appear on a screen, wall, or other flat surfaces

پروژکتور
نصب هنری از پروژکتورها برای نمایش تصاویر بر روی دیوارهای گالری استفاده کرد و یک تجربه بصری فراگیر برای بازدیدکنندگان ایجاد کرد.
a surface, often white or gray, used to display images from a projector

صفحه نمایش پروژکتور, پرده نمایش
شرکت یک صفحه نمایش پروژکتور قابل حمل برای رویداد شب فیلم در فضای باز اجاره کرد.
a device that projects images or text from a transparency onto a screen or wall

پروژکتور اورهد, پروژکتور شفاف
سالن سخنرانی دانشگاه چندین اورهد پروژکتور برای ارائههای کلاسی بزرگ داشت.
a large motor vehicle designed to transport students to and from school

اتوبوس مدرسه, سرویس مدرسه
منطقه آموزشی اقدامات ایمنی را برای اطمینان از رفاه دانشآموزان هنگام سوار شدن به اتوبوس مدرسه اجرا کرد.
a mechanical or electronic device used to signal the start and end of classes or periods in a school day

زنگ مدرسه, ناقوس مدرسه
سرایدار زمان زنگ مدرسه را تنظیم کرد تا اطمینان حاصل شود که کلاسها هر صبح به موقع شروع میشوند.
